آموزش - لوازم تحریر

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به لوازم تحریر مانند "جوهر"، "کاغذ" و "یادداشت چسبنده" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
آموزش
ink [اسم]
اجرا کردن

جوهر

Ex: The printer ran out of ink halfway through printing the document , causing delays in the office .

پرینتر در میانه چاپ سند از جوهر خالی شد، که باعث تاخیر در دفتر شد.

inkwell [اسم]
اجرا کردن

مرکبدان

Ex: The schoolteacher placed an inkwell on each student 's desk for practicing handwriting .

معلم یک دوات روی میز هر دانش‌آموز گذاشت برای تمرین دستخط.

ink bottle [اسم]
اجرا کردن

بطری مرکب

Ex: She stored her collection of fountain pens next to the ink bottle on her desk .

او مجموعه خود از خودنویس‌ها را کنار بطری مرکب روی میزش گذاشت.

inkstand [اسم]
اجرا کردن

جوهردان

Ex: The teacher kept an inkstand on the podium for signing official documents .

معلم یک دوات روی سکو نگه داشت برای امضای اسناد رسمی.

paper [اسم]
اجرا کردن

کاغذ

Ex: They wrapped the gift in colorful paper before presenting it .

آن‌ها هدیه را در کاغذ رنگی پیچیدند قبل از اینکه آن را ارائه دهند.

graph paper [اسم]
اجرا کردن

کاغذ گراف

Ex: The engineer relied on graph paper to design precise blueprints for the bridge .

مهندس برای طراحی نقشه‌های دقیق پل به کاغذ گراف اعتماد کرد.

lined paper [اسم]
اجرا کردن

کاغذ خط دار

Ex: Before starting the essay , she carefully folded a sheet of lined paper in half to create a makeshift outline .

قبل از شروع مقاله، او یک ورق کاغذ خط‌دار را با دقت از وسط تا کرد تا یک طرح موقت ایجاد کند.

اجرا کردن

کاغذ نقطه‌دار

Ex: The artist used dotted paper as a guide for creating intricate patterns in their artwork .

هنرمند از کاغذ نقطه‌دار به عنوان راهنما برای ایجاد الگوهای پیچیده در اثر هنری خود استفاده کرد.

اجرا کردن

کاغذ کاربن

Ex: Carbon paper was commonly used before photocopiers became widespread for making multiple copies .

کاغذ کاربن معمولاً قبل از گسترش فتوکپی‌ها برای تهیه چندین نسخه استفاده می‌شد.

notebook [اسم]
اجرا کردن

دفتر

Ex: They exchange notes with classmates by borrowing each other 's notebooks .

آنها با قرض گرفتن دفترچه‌های یکدیگر با همکلاسی‌های خود یادداشت‌ها را مبادله می‌کنند.

اجرا کردن

دفتر ترکیب

Ex: During the meeting , the manager jotted down action items in his composition notebook .

در طول جلسه، مدیر موارد اقدام را در دفترچه ترکیب خود یادداشت کرد.

اجرا کردن

دفتر تمرین

Ex: As part of his fitness routine , he diligently logged his workouts in his exercise book , tracking his progress and setting new goals .

به عنوان بخشی از روال تناسب اندام خود، او به دقت تمرینات خود را در دفتر تمرین خود ثبت کرد، پیشرفت خود را پیگیری کرد و اهداف جدیدی تعیین کرد.

اجرا کردن

دفترچه مارپیچ

Ex: The journalist carried a spiral notebook with her everywhere she went , ready to capture story ideas , interview notes , and observations on the fly .

روزنامه‌نگار یک دفترچه مارپیچ را همه جا با خود حمل می‌کرد، آماده تا ایده‌های داستان، یادداشت‌های مصاحبه و مشاهدات را به سرعت ثبت کند.

اجرا کردن

دفتر موضوعی

Ex: The businesswoman kept a subject notebook for meetings , with sections for agendas , action items , and follow-up notes , ensuring nothing was overlooked .

زن بازرگان یک دفتر موضوعی برای جلسات نگه داشت، با بخش‌هایی برای دستور کار، موارد اقدام و یادداشت‌های پیگیری، اطمینان حاصل کرد که چیزی نادیده گرفته نشود.

اجرا کردن

دفترچه هوشمند

Ex: The entrepreneur used a smart notebook as a digital planner , syncing it with their smartphone to keep track of appointments , deadlines , and to-do lists on the go .

کارآفرین از یک دفترچه هوشمند به عنوان برنامه‌ریز دیجیتال استفاده کرد، آن را با گوشی هوشمند خود همگام‌سازی کرد تا قرارها، مهلت‌ها و فهرست کارها را در حال حرکت پیگیری کند.

sticky note [اسم]
اجرا کردن

کاغذ یادداشت چسبان

Ex: The teacher used sticky notes to mark important passages in textbooks , making it easier to locate key information during class discussions .

معلم از یادداشت‌های چسبنده برای علامت‌گذاری بخش‌های مهم در کتاب‌های درسی استفاده کرد که یافتن اطلاعات کلیدی در طول بحث‌های کلاسی را آسان‌تر کرد.

index card [اسم]
اجرا کردن

کارت فهرست

Ex: The librarian cataloged book titles and authors on index cards , creating a simple but effective system for organizing the library 's collection .

کتابدار عناوین کتاب‌ها و نویسندگان را روی کارت‌های فهرست فهرست‌بندی کرد، که یک سیستم ساده اما مؤثر برای سازماندهی مجموعه کتابخانه ایجاد کرد.

legal pad [اسم]
اجرا کردن

دفترچه یادداشت حقوقی

Ex: The teacher handed out legal pads to students for brainstorming ideas and drafting outlines for their research papers , encouraging them to organize their thoughts before writing .

معلم دفترچه‌های حقوقی را بین دانش‌آموزان پخش کرد تا برای طوفان فکری ایده‌ها و تهیه پیش‌نویس طرح‌های تحقیقشان استفاده کنند و آن‌ها را تشویق کرد تا قبل از نوشتن، افکارشان را سازماندهی کنند.

steno pad [اسم]
اجرا کردن

دفتر استنو

Ex: In the classroom , the teacher demonstrated shorthand techniques to students , illustrating how they could use a steno pad to take faster notes .

در کلاس، معلم تکنیک‌های تندنویسی را به دانش‌آموزان نشان داد و توضیح داد که چگونه می‌توانند از یک دفترچه تندنویسی برای یادداشت برداری سریع‌تر استفاده کنند.

memo pad [اسم]
اجرا کردن

دفترچه یادداشت

Ex: The receptionist used a memo pad to take down phone messages for the staff when they were away from their desks .

منشی از یک دفترچه یادداشت برای یادداشت پیام‌های تلفنی کارکنان هنگامی که از میزهای خود دور بودند استفاده کرد.

slate [اسم]
اجرا کردن

تخته سیاه

Ex:

تخته سنگ معمولاً به عنوان سطح نوشتاری قبل از پیدایش کاغذ استفاده می‌شد.