آموزش - ابزارهای محاسباتی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ابزارهای محاسباتی مانند "ماشین حساب"، "چرتکه" و "میله شمارش" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
آموزش
calculator [اسم]
اجرا کردن

ماشین‌حساب

Ex: The calculator helped me quickly add up the numbers .

ماشین حساب به من کمک کرد تا اعداد را سریع جمع کنم.

اجرا کردن

ماشین حساب علمی

Ex: The mathematics teacher demonstrated how to use a scientific calculator to students , showing them how to find roots and solve equations .

معلم ریاضی به دانش‌آموزان نشان داد که چگونه از یک ماشین حساب علمی استفاده کنند، به آن‌ها نشان داد که چگونه ریشه‌ها را پیدا کنند و معادلات را حل کنند.

اجرا کردن

ماشین حساب چاپگر

Ex: During the tax season , the tax preparer used a printing calculator to calculate deductions and print out detailed tax returns for clients .

در فصل مالیات، تهیه‌کننده مالیات از یک ماشین حساب چاپگر برای محاسبه کسورات و چاپ اظهارنامه‌های مالیاتی دقیق برای مشتریان استفاده کرد.

اجرا کردن

ماشین حساب قابل برنامه‌ریزی

Ex: The researcher programmed their programmable calculator to perform statistical analysis on experimental data .

محقق ماشین حساب قابل برنامه‌ریزی خود را برای انجام تحلیل آماری بر روی داده‌های آزمایشی برنامه‌ریزی کرد.

اجرا کردن

ماشین‌حساب آر‌پی‌ان

Ex: The surveyor utilized an RPN calculator to calculate land measurements and angles with precision .

ممساح از یک ماشین حساب RPN برای محاسبه دقیق اندازه‌گیری‌های زمین و زوایا استفاده کرد.

اجرا کردن

ماشین حساب مکانیکی

Ex: During the 19th century , businesses used mechanical calculators to expedite accounting processes .

در طول قرن نوزدهم، کسب‌وکارها از ماشین‌حساب‌های مکانیکی برای تسریع فرآیندهای حسابداری استفاده می‌کردند.

اجرا کردن

ماشین حساب

Ex: Before electronic calculators became common , office workers relied on manual calculating machines to perform mathematical tasks .

قبل از اینکه ماشین‌حساب‌های الکترونیکی رایج شوند، کارمندان اداری به ماشین‌حساب‌های دستی برای انجام وظایف ریاضی متکی بودند.

abacus [اسم]
اجرا کردن

چرتکه

Ex: She learned to count faster by practicing with an abacus .

او با تمرین با چرتکه سریعتر شمارش را یاد گرفت.

اجرا کردن

استخوان‌های ناپیر

Ex:

او به دانش‌آموزانش آموخت که چگونه استخوان‌های ناپیر را به عنوان ابزاری برای محاسبات ذهنی بسازند و استفاده کنند.

اجرا کردن

تخته محاسبه

Ex: Some cultures continue to use reckoning boards as educational tools to teach children basic arithmetic skills .

برخی فرهنگ‌ها همچنان از تخته‌های محاسبه به عنوان ابزارهای آموزشی برای آموزش مهارت‌های پایه ریاضی به کودکان استفاده می‌کنند.

اجرا کردن

چوب شمارش

Ex: Archaeologists uncovered ancient counting rods at excavation sites , revealing insights into early mathematical practices .

باستان‌شناسان چوب‌های شمارش باستانی را در محل‌های حفاری کشف کردند که بینش‌هایی را در مورد روش‌های اولیه ریاضیات نشان می‌دهد.

comptometer [اسم]
اجرا کردن

کامپتومتر

Ex: The comptometer 's mechanical design allowed for high-speed calculations , making it a valuable tool in banking and finance .

طراحی مکانیکی کامپتومتر امکان محاسبات پرسرعت را فراهم می‌کرد و آن را به ابزاری ارزشمند در بانکداری و امور مالی تبدیل کرده بود.

اجرا کردن

موتور تفاوت

Ex:

مهندسان و مورخان موتور تفاضلی را مطالعه می‌کنند تا نقش آن را در تکامل فناوری رایانه درک کنند.

Curta [اسم]
اجرا کردن

ماشین حساب کورتا

Ex: In the 1950s , owning a Curta calculator was a symbol of prestige among scientists and academics due to its innovative mechanical precision .

در دهه 1950، مالکیت یک ماشین حساب Curta نماد اعتبار در میان دانشمندان و دانشگاهیان به دلیل دقت مکانیکی نوآورانه آن بود.

slide rule [اسم]
اجرا کردن

خط کش محاسبه

Ex: She inherited her grandfather 's slide rule , which he used during his engineering career .

او خطکش محاسبه پدربزرگش را به ارث برد، که او در طول دوران مهندسی خود از آن استفاده می‌کرد.