آموزش - ابزارهای آزمایشگاهی و جغرافیایی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ابزار آزمایشگاهی و جغرافیایی مانند "بشر"، "میکروسکوپ" و "کره زمین" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
آموزش
beaker [اسم]
اجرا کردن

لیوان آزمایشگاهی

اجرا کردن

انبر بشر

Ex: When conducting experiments with molten metals , the metallurgist relied on beaker tongs to handle the crucible and pour the liquid metal into molds safely .

هنگام انجام آزمایش‌ها با فلزات مذاب، متالورژیست به انبر بشر برای دست زدن به بوته و ریختن فلز مایع در قالب‌ها به طور ایمن تکیه کرد.

test tube [اسم]
اجرا کردن

لوله آزمایش

Ex: After the reaction , the contents of the test tube turned a different color .

پس از واکنش، محتویات لوله آزمایش به رنگ دیگری تبدیل شد.

اجرا کردن

استوانه مدرج

Ex: The laboratory technician calibrated the graduated cylinder before conducting the experiment .

تکنسین آزمایشگاه استوانه مدرج را قبل از انجام آزمایش کالیبره کرد.

pipette [اسم]
اجرا کردن

پیپت

Ex: The student practiced using a serological pipette to aliquot samples for her experiment .

دانشجو از یک پیپت سرولوژیک برای تقسیم نمونه‌ها برای آزمایشش استفاده کرد.

اجرا کردن

ظرف تبخیر

Ex: In the metallurgy lab , the engineer used an evaporating dish to separate gold particles from the solution by evaporating the mercury .

در آزمایشگاه متالورژی، مهندس از یک ظرف تبخیر برای جدا کردن ذرات طلا از محلول با تبخیر جیوه استفاده کرد.

crucible [اسم]
اجرا کردن

بوته

Ex: The crucible cracked under the intense heat , spilling its contents onto the laboratory bench .

بوته تحت حرارت شدید ترک برداشت و محتوای آن بر روی میز آزمایشگاه ریخت.

glass rod [اسم]
اجرا کردن

میله شیشه‌ای

Ex: The physics teacher demonstrated the principle of static electricity by rubbing a glass rod with a cloth , causing it to attract small pieces of paper .

معلم فیزیک اصل الکتریسیته ساکن را با مالش یک میله شیشه‌ای با پارچه نشان داد که باعث جذب تکه‌های کوچک کاغذ شد.

اجرا کردن

چراغ بنزن

Ex: The Bunsen burner was set to a low flame for the experiment .

مشعل بونزن برای آزمایش روی شعله کم تنظیم شد.

dropper [اسم]
اجرا کردن

قطره چکان

Ex: He used a dropper to add food coloring to the icing , creating vibrant colors for the cake .

او از یک قطره‌چکان برای اضافه کردن رنگ خوراکی به یخچال استفاده کرد و رنگ‌های زنده‌ای برای کیک ایجاد کرد.

microscope [اسم]
اجرا کردن

میکروسکوپ

Ex: Researchers rely on powerful microscopes to study viruses and other microscopic organisms .

محققان برای مطالعه ویروس‌ها و سایر موجودات میکروسکوپی به میکروسکوپ‌های قدرتمند متکی هستند.

اجرا کردن

فلاسک مخروطی

Ex: He poured the solvent into the Erlenmeyer flask and sealed it with a rubber stopper .

او حلال را درون ارلن مایر ریخت و آن را با درپوش لاستیکی مهر و موم کرد.

condenser [اسم]
اجرا کردن

کُندانسور

Ex: The laboratory setup featured a condenser to collect purified solvent from the distillation process .

راه‌اندازی آزمایشگاه شامل یک کندانسور برای جمع‌آوری حلال خالص شده از فرآیند تقطیر بود.

map [اسم]
اجرا کردن

نقشه

Ex: She unfolded the map to find the location of the tourist attractions .

او نقشه را باز کرد تا مکان جاذبه‌های گردشگری را پیدا کند.

اجرا کردن

نقشه موضوعی

Ex: The thematic map of seismic activity highlighted earthquake-prone zones along tectonic plate boundaries .

نقشه موضوعی فعالیت لرزه‌ای مناطق مستعد زلزله را در امتداد مرزهای صفحه‌های تکتونیکی برجسته کرد.

atlas [اسم]
اجرا کردن

کتاب نقشه جهان

Ex: The school library had a special section with atlases and world maps .

کتابخانه مدرسه بخش ویژه‌ای با اطلس‌ها و نقشه‌های جهان داشت.

globe [اسم]
اجرا کردن

کره زمین

Ex: The antique globe displayed in the library showcased the world as it was centuries ago .

کره‌ی زمین قدیمی نمایش داده شده در کتابخانه، جهان را همانطور که قرن‌ها پیش بود نشان می‌داد.

compass [اسم]
اجرا کردن

قطب‌نما

Ex: The explorer always carried a compass in his backpack for his adventurous journeys .

کاشف همیشه یک قطبنما در کولهپشتی خود برای سفرهای ماجراجویانهاش حمل میکرد.

telescope [اسم]
اجرا کردن

تلسکوپ

Ex: The scientist used a powerful telescope to study distant galaxies .

دانشمند از یک تلسکوپ قدرتمند برای مطالعه کهکشان‌های دور استفاده کرد.

اجرا کردن

سیستم اطلاعات جغرافیایی

Ex:

تیم‌های پاسخگویی به شرایط اضطراری به سیستم اطلاعات جغرافیایی متکی بودند تا مسیرهای تخلیه را ترسیم کنند و مناطق مستعد بلایای طبیعی مانند سیل یا آتش‌سوزی جنگل‌ها را ارزیابی کنند.