آموزش - عناصر و مفاهیم آموزشی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به عناصر و مفاهیم آموزشی مانند "آموزش و پرورش"، "آموزشی" و "دانشگاه" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
آموزش
education [اسم]
اجرا کردن

تحصیل

Ex: Online education has become increasingly popular due to its flexibility and accessibility .

آموزش آنلاین به دلیل انعطاف‌پذیری و دسترسی آسان آن، محبوبیت روزافزونی پیدا کرده است.

schooling [اسم]
اجرا کردن

تحصیلات

Ex: Effective schooling not only imparts knowledge but also fosters critical thinking and problem-solving skills .

تحصیل مؤثر نه تنها دانش را انتقال می‌دهد، بلکه تفکر انتقادی و مهارت‌های حل مسئله را نیز تقویت می‌کند.

instruction [اسم]
اجرا کردن

آموزش

Ex: The program includes instruction in several languages .
learning [اسم]
اجرا کردن

یادگیری

Ex:

دوره‌های آنلاین یادگیری را در دسترس‌تر می‌کنند.

study [اسم]
اجرا کردن

مطالعه

Ex: The study of physics seeks to understand the fundamental laws governing the behavior of matter and energy in the universe .

مطالعه فیزیک به دنبال درک قوانین بنیادی است که رفتار ماده و انرژی در جهان را کنترل می‌کند.

subject [اسم]
اجرا کردن

رشته تحصیلی

Ex: Mary 's favorite subject in college is psychology because she enjoys understanding human behavior .

موضوع مورد علاقه مری در کالج روانشناسی است زیرا او از درک رفتار انسان لذت می‌برد.

curriculum [اسم]
اجرا کردن

برنامه درسی

Ex: Teachers collaborate to develop a curriculum that meets state standards and prepares students for standardized tests .

معلمان همکاری می‌کنند تا یک برنامه درسی توسعه دهند که با استانداردهای دولتی مطابقت داشته باشد و دانش‌آموزان را برای آزمون‌های استاندارد آماده کند.

اجرا کردن

برنامه درسی پنهان

Ex: The hidden curriculum may prioritize certain skills and abilities over others , impacting students ' self-esteem and sense of belonging .

برنامه درسی پنهان ممکن است برخی مهارت‌ها و توانایی‌ها را بر دیگران اولویت دهد و بر عزت نفس و حس تعلق دانش‌آموزان تأثیر بگذارد.

اجرا کردن

زمینه تحصیلی

Ex: The professor 's expertise in the field of study enriches the curriculum and provides valuable insights for students .

تخصص استاد در حوزه مطالعه برنامه درسی را غنی می‌کند و بینش‌های ارزشمندی برای دانشجویان فراهم می‌کند.

discipline [اسم]
اجرا کردن

رشته تحصیلی

Ex: Economics is a discipline concerned with the production , consumption , and distribution of goods and services .

اقتصاد یک رشته است که به تولید، مصرف و توزیع کالاها و خدمات مربوط می‌شود.

course [اسم]
اجرا کردن

دوره (درسی)

Ex: The online course includes video lectures , quizzes , and assignments .

دوره آنلاین شامل سخنرانی‌های ویدئویی، آزمون‌ها و تکالیف می‌شود.

practicum [اسم]
اجرا کردن

دوره آموزشی

Ex: The practicum coordinator assists students in securing placements and oversees their progress throughout the experience .

هماهنگ‌کننده کارآموزی به دانشجویان در تضمین موقعیت‌ها کمک می‌کند و پیشرفت آن‌ها را در طول تجربه نظارت می‌کند.

program [اسم]
اجرا کردن

برنامه

Ex: The summer enrichment program offers courses in art , music , and theater for students interested in the performing arts .

برنامه غنی‌سازی تابستانی دوره‌هایی در زمینه هنر، موسیقی و تئاتر برای دانشجویان علاقه‌مند به هنرهای نمایشی ارائه می‌دهد.

knowledge [اسم]
اجرا کردن

دانش

Ex: Experience working in the field provided Sarah with valuable knowledge about environmental conservation .

تجربه کار در این زمینه به سارا دانش ارزشمندی در مورد حفاظت از محیط زیست ارائه داد.

science [اسم]
اجرا کردن

علوم

Ex: We discuss current scientific advancements and discoveries in science class .

ما در کلاس علم درباره پیشرفت‌ها و اکتشافات علمی فعلی بحث می‌کنیم.

اجرا کردن

علم صوری

Ex: Many formal science concepts , such as set theory and symbolic logic , have applications across various scientific disciplines and practical domains .

بسیاری از مفاهیم علم صوری، مانند نظریه مجموعه‌ها و منطق نمادین، کاربردهایی در رشته‌های علمی مختلف و حوزه‌های عملی دارند.

اجرا کردن

علم طبیعی

Ex: In high school , students learn about the principles of natural science through hands-on experiments and laboratory work .

در دبیرستان، دانش‌آموزان از طریق آزمایش‌های عملی و کار آزمایشگاهی با اصول علوم طبیعی آشنا می‌شوند.

اجرا کردن

علوم اجتماعی

Ex: Universities offer undergraduate and graduate programs in social science fields , providing students with a comprehensive understanding of human behavior and society .

دانشگاه‌ها برنامه‌های کارشناسی و کارشناسی ارشد در زمینه‌های علوم اجتماعی ارائه می‌دهند، که به دانشجویان درک جامعی از رفتار انسان و جامعه می‌دهد.

اجرا کردن

حوزه دانش

Ex: The sphere of knowledge of computer science includes areas such as algorithms , programming languages , databases , and artificial intelligence .

حوزه دانش علوم کامپیوتر شامل زمینه‌هایی مانند الگوریتم‌ها، زبان‌های برنامه‌نویسی، پایگاه‌های داده و هوش مصنوعی می‌شود.

اجرا کردن

نتیجه یادگیری

Ex: In the language course , one learning outcome might be for students to demonstrate proficiency in reading and writing in the target language .

در دوره زبان، یک نتیجه یادگیری ممکن است این باشد که دانش‌آموزان مهارت در خواندن و نوشتن به زبان هدف را نشان دهند.

literacy [اسم]
اجرا کردن

سواد

Ex: The organization aims to increase literacy among underserved populations .

سازمان هدف افزایش سوادآموزی در میان جمعیت‌های محروم از خدمات را دنبال می‌کند.

biliteracy [اسم]
اجرا کردن

توانایی خواندن و نوشتن به دو زبان

Ex: Research shows that biliteracy can have cognitive benefits , such as enhanced problem-solving skills and greater cognitive flexibility .

تحقیقات نشان می‌دهد که دوزبانی می‌تواند مزایای شناختی داشته باشد، مانند مهارت‌های حل مسئله تقویت شده و انعطاف پذیری شناختی بیشتر.

اجرا کردن

سواد کاربردی

Ex: Digital literacy is increasingly recognized as an essential component of functional literacy in today 's technology-driven world .

سواد دیجیتال به طور فزاینده‌ای به عنوان یک جزء ضروری از سواد کاربردی در جهان امروزی مبتنی بر فناوری شناخته می‌شود.

numeracy [اسم]
اجرا کردن

سواد ریاضیاتی

Ex: Numeracy education in schools typically focuses on developing skills in arithmetic , algebra , geometry , and statistics .

آموزش numeracy در مدارس معمولاً بر توسعه مهارت‌ها در حساب، جبر، هندسه و آمار متمرکز است.

didactics [اسم]
اجرا کردن

علم تدریس

Ex: Teachers receive training in didactics during their education .

معلمان در طول تحصیل خود آموزش دیداکتیک دریافت می‌کنند.

pedagogy [اسم]
اجرا کردن

آموزش

Ex: Online courses often require adapting traditional pedagogy to suit the digital learning environment .

دوره‌های آنلاین اغلب نیازمند تطبیق پداگوژی سنتی با محیط یادگیری دیجیتال هستند.

اجرا کردن

فناوری آموزشی

Ex:

موسسات آموزش عالی از پلتفرم‌های فناوری آموزشی برای برنامه‌های آموزش از راه دور استفاده می‌کنند، که به دانشجویان امکان می‌دهد مدارک تحصیلی را از راه دور دنبال کنند و به منابع آموزشی از هرجایی که اتصال به اینترنت دارند دسترسی داشته باشند.

اجرا کردن

آزادی دانشگاهی

Ex: The organization advocates for academic freedom as a fundamental right essential for the advancement of knowledge and innovation .

سازمان از آزادی آکادمیک به عنوان یک حق اساسی ضروری برای پیشرفت دانش و نوآوری دفاع می‌کند.

اجرا کردن

یادگیری بیش از حد

Ex: Researchers have found that overlearning can enhance retention and improve performance on tasks requiring sustained attention and accuracy .

محققان دریافته‌اند که یادگیری بیش از حد می‌تواند حفظ و عملکرد در کارهایی که نیاز به توجه و دقت پایدار دارند را بهبود بخشد.

اجرا کردن

مسئله حل‌نشده

Ex: Open problems in computer science may involve developing algorithms or techniques to address emerging challenges in artificial intelligence , cybersecurity , or data privacy .

مسائل باز در علوم کامپیوتر ممکن است شامل توسعه الگوریتم‌ها یا تکنیک‌هایی برای مقابله با چالش‌های نوظهور در هوش مصنوعی، امنیت سایبری یا حریم خصوصی داده‌ها باشد.

اجرا کردن

آموزش اجباری

Ex: Compulsory education is seen as a fundamental right for children , ensuring equal access to educational opportunities and fostering social cohesion .

آموزش اجباری به عنوان یک حق اساسی برای کودکان دیده می‌شود، که دسترسی برابر به فرصت‌های آموزشی را تضمین می‌کند و انسجام اجتماعی را تقویت می‌کند.

academic [صفت]
اجرا کردن

علمی

Ex: Academic journals are peer-reviewed publications that contribute to the dissemination of scholarly research within various disciplines .

مجلات علمی انتشاراتی هستند که مورد بررسی همتا قرار گرفته‌اند و به انتشار پژوهش‌های علمی در رشته‌های مختلف کمک می‌کنند.

literate [صفت]
اجرا کردن

باسواد

Ex: She is highly literate and enjoys reading a wide variety of books .

او بسیار باسواد است و از خواندن انواع کتاب‌ها لذت می‌برد.

erudite [صفت]
اجرا کردن

دانشمند

Ex: His erudite commentary on economic policy is highly regarded by policymakers and academics alike .

نظر دانشمندانه او در مورد سیاست اقتصادی بسیار مورد احترام سیاستگذاران و دانشگاهیان است.

scholastic [صفت]
اجرا کردن

تحصیلی

Ex: He received an award for his scholastic accomplishments in science .

او برای دستاوردهای آکادمیک خود در علم جایزه دریافت کرد.

collegiate [صفت]
اجرا کردن

دانشگاهی

Ex: The collegiate housing complex provided amenities for students .

مجتمع مسکونی دانشگاهی امکاناتی برای دانشجویان فراهم کرد.