آموزش - شرکت کنندگان و نقش‌ها

در اینجا برخی از کلمات انگلیسی مربوط به شرکت کنندگان و نقش‌ها مانند "دانشجو"، "دانشجوی سال اول" و "فارغ‌التحصیل" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
آموزش
student [اسم]
اجرا کردن

دانش‌آموز

Ex: The student raises their hand to answer the teacher 's question .

دانش‌آموز دستش را بلند می‌کند تا به سوال معلم پاسخ دهد.

trainee [اسم]
اجرا کردن

کارآموز

Ex: The trainee shadowed an experienced worker to learn the job .

کارآموز برای یادگیری شغل، یک کارگر باتجربه را دنبال کرد.

pupil [اسم]
اجرا کردن

دانش‌آموز

Ex: The pupil eagerly raised their hand to answer the teacher 's question .

دانش‌آموز با اشتیاق دستش را بلند کرد تا به سوال معلم پاسخ دهد.

scholar [اسم]
اجرا کردن

محقق

Ex: The scholar spent years studying historical texts to uncover new insights about the period .

دانشمند سال‌ها را صرف مطالعه متون تاریخی کرد تا بینش‌های جدیدی درباره آن دوره کشف کند.

cadet [اسم]
اجرا کردن

دانشجوی دانشکده افسری

Ex: Cadets participate in various drills and exercises to develop their skills in teamwork , strategy , and combat readiness .

دانشجویان نظامی در تمرینات و مانورهای مختلف شرکت می‌کنند تا مهارت‌های خود را در کار تیمی، استراتژی و آمادگی رزمی توسعه دهند.

boarder [اسم]
اجرا کردن

دانش‌آموز مدرسه شبانه‌روزی

Ex: Boarders often form close bonds with their peers and housemasters .

دانش‌آموزان شبانه‌روزی اغلب با همسالان و سرپرستان خوابگاه خود پیوندهای نزدیکی تشکیل می‌دهند.

اجرا کردن

یادگیرنده زبان انگلیسی

Ex:

دپارتمان یادگیرندگان زبان انگلیسی منطقه، رویدادهای فرهنگی و کارگاه‌هایی را برای تجلیل از تنوع زبانی جمعیت دانش‌آموزی خود سازماندهی می‌کند.

اجرا کردن

دانشجوی مبادله‌ای

Ex: Being an exchange student broadened Sarah 's perspective and gave her lifelong friendships from around the world .

دانش‌آموز تبادلی بودن دیدگاه سارا را گسترش داد و به او دوستی‌های مادام‌العمر از سراسر جهان بخشید.

fellow [اسم]
اجرا کردن

عضو

Ex: The institution grants funding and resources to fellows to support their research endeavors .

موسسه به اعضا کمک هزینه و منابع اعطا می‌کند تا از تلاش‌های تحقیقاتی آن‌ها پشتیبانی کند.

اجرا کردن

دانشجوی بالغ

Ex: Javier , a retired military veteran , returned to school as a mature student to fulfill his lifelong dream of studying history and becoming a teacher .

خاویر، یک کهنه‌سرباز بازنشسته، به عنوان یک دانشجوی بالغ به مدرسه بازگشت تا رویای دیرینه خود را برای مطالعه تاریخ و معلم شدن محقق کند.

absentee [اسم]
اجرا کردن

غایب

Ex: The school called parents of frequent absentees to discuss the issue .

مدرسه والدین غایبان مکرر را برای بحث در مورد این موضوع فراخواند.

examinee [اسم]
اجرا کردن

امتحان دهنده

Ex: The testing center provided accommodations for examinees with disabilities .

مرکز آزمون امکاناتی برای امتحان‌دهندگان دارای معلولیت فراهم کرد.

candidate [اسم]
اجرا کردن

کاندیدا

Ex: After completing the required coursework , John became a candidate for graduation with a bachelor 's degree in engineering .

پس از اتمام دوره‌های درسی مورد نیاز، جان کاندیدای فارغ‌التحصیلی با مدرک لیسانس در مهندسی شد.

اجرا کردن

دستیار آموزشی

Ex: In the discussion sections , the teaching assistant facilitated engaging conversations and answered questions to clarify complex topics .

در بخش‌های بحث، دستیار آموزشی گفت‌وگوهای جذابی را تسهیل کرد و به سوالات پاسخ داد تا موضوعات پیچیده را روشن کند.

اجرا کردن

مسئول خوابگاه

Ex: The resident assistant facilitated a floor meeting to discuss upcoming events and address any issues raised by residents .

دستیار ساکن یک جلسه طبقه را برای بحث در مورد رویدادهای آینده و رسیدگی به هرگونه مسئله مطرح شده توسط ساکنان تسهیل کرد.

junior [اسم]
اجرا کردن

دانشجوی سال سوم دانشگاه

Ex: The juniors are working on their final projects before becoming seniors .

جونیورها در حال کار روی پروژه‌های نهایی خود قبل از تبدیل شدن به سینیورها هستند.

senior [اسم]
اجرا کردن

دانشجو یا دانش‌آموز سال آخری

Ex:

برادر مارک یک دانشجوی سال آخر در دبیرستان است، که برای جشن فارغ‌التحصیلی آینده‌اش هیجان‌زده است.

matriculate [اسم]
اجرا کردن

دانشجوی ثبت‌نام‌کرده

Ex: Matriculates received their student ID cards upon completing the registration process .

ثبت‌نام‌کردگان پس از تکمیل فرآیند ثبت‌نام، کارت‌های شناسایی دانشجویی خود را دریافت کردند.

freshman [اسم]
اجرا کردن

دانشجو یا دانش‌آموز سال اولی

Ex: Mark made new friends during his first week as a freshman in high school .

مارک در اولین هفته‌اش به عنوان دانشجوی سال اول در دبیرستان دوستان جدیدی پیدا کرد.

sophomore [اسم]
اجرا کردن

دانشجو یا دانش‌آموز سال دومی

Ex: Mark 's brother is a sophomore in high school and has joined the debate team .

برادر مارک یک دانشجوی سال دوم در دبیرستان است و به تیم مناظره پیوسته است.

اجرا کردن

دانشجوی سال اول

Ex: Upperclassmen mentors were assigned to help underclassmen adjust to college life .

منتورهای دانشجویان سال آخر برای کمک به دانشجویان سال اول در تطبیق با زندگی دانشگاهی تعیین شدند.

graduate [اسم]
اجرا کردن

دانشجوی فارغ‌التحصیل‌شده

اجرا کردن

دانشجوی مشغول به تحصیل

Ex:

دانشجوی کارشناسی ساعت‌های طولانی را در کتابخانه گذراند، برای امتحانات آینده آماده می‌شد.

اجرا کردن

دانشجوی تحصیلات تکمیلی

Ex: The postgraduate community at the university is vibrant , with students from all over the world .

جامعه تحصیلات تکمیلی در دانشگاه پرجنب و جوش است، با دانشجویانی از سراسر جهان.

bachelor [اسم]
اجرا کردن

فارغ التحصیل کارشناسی

Ex:

امیلی، لیسانس هنرهای زیبا در طراحی گرافیک، کسب‌وکار طراحی فریلنس خود را اداره می‌کند.

اجرا کردن

دانش‌آموز ممتاز

Ex: The valedictorian 's speech resonated with her classmates , who applauded her accomplishments and words of wisdom .

سخنرانی شاگرد اول با همکلاسی‌هایش طنین انداز شد، که دستاوردها و سخنان حکیمانه‌اش را تشویق کردند.

اجرا کردن

دانش آموز دوم

Ex:

سالوتاتوریان از معلمان، همکلاسی‌ها و خانواده‌اش برای حمایتشان در طول سفر تحصیلی‌اش تشکر کرد.

alumna [اسم]
اجرا کردن

فارغ التحصیل (زن)

Ex:

مجله دانشگاه شامل مصاحبه‌هایی با فارغ‌التحصیلان زن است که سهم قابل توجهی در حرفه‌های خود داشته‌اند.

alumnus [اسم]
اجرا کردن

فارغ‌التحصیل (معمولاً مرد)

Ex: After graduation , he became a successful entrepreneur , making his alma mater proud of their accomplished alumnus .

پس از فارغ‌التحصیلی، او یک کارآفرین موفق شد و دانشگاهش را به داشتن چنین فارغ‌التحصیل موفقی مفتخر کرد.

اجرا کردن

فارغ التحصیل

Ex: The school-leaver program offered internships and apprenticeships to help students transition smoothly into their chosen career paths .

برنامه برای فارغ‌التحصیلان دوره‌های کارآموزی و شاگردی ارائه می‌داد تا به دانش‌آموزان کمک کند تا به راحتی به مسیرهای شغلی انتخاب‌شده خود منتقل شوند.

polymath [اسم]
اجرا کردن

همه‌چیزدان

Ex: His reputation as a polymath earned him admiration and respect from his peers .

شهرت او به عنوان یک پلی‌مث برایش تحسین و احترام از سوی همتایانش به ارمغان آورد.

schoolchild [اسم]
اجرا کردن

بچه‌مدرسه‌ای

Ex: His younger sister is still a schoolchild , so she ca n't stay up too late .

خواهر کوچکترش هنوز یک دانش‌آموز است، بنابراین نمی‌تواند تا دیروقت بیدار بماند.

schoolkid [اسم]
اجرا کردن

دانش آموز

Ex: The local library offers tutoring services to help struggling schoolkids improve their academic performance .

کتابخانه محلی خدمات تدریس خصوصی را ارائه می‌دهد تا به دانش‌آموزان در بهبود عملکرد تحصیلی‌شان کمک کند.

classmate [اسم]
اجرا کردن

هم‌کلاسی

Ex: He often studied with his classmates in the library during exam week .

او اغلب با همکلاسی‌هایش در کتابخانه در طول هفته امتحانات درس می‌خواند.

bookworm [اسم]
اجرا کردن

فرد بسیار کتاب‌خوان

Ex: The bookworm stayed up all night finishing her favorite series .

کرم کتاب تمام شب را بیدار ماند تا سریال مورد علاقه‌اش را تمام کند.

nerd [اسم]
اجرا کردن

خرخون

Ex: Every nerd in class teamed up for the science fair .

هر خوره کلاس برای نمایشگاه علوم متحد شد.

pedant [اسم]
اجرا کردن

مُلّانُقَطی

Ex: Being a pedant can sometimes alienate others .

فضلفروش بودن گاهی می‌تواند دیگران را دور کند.

prodigy [اسم]
اجرا کردن

اعجوبه

Ex: His parents recognized he was a prodigy when he started composing music at five .

والدینش فهمیدند که او یک نابغه است وقتی که در پنج سالگی شروع به آهنگسازی کرد.

studious [صفت]
اجرا کردن

درس‌خوان

Ex: Their studious group met every weekend to discuss philosophy .

گروه ساعی آنها هر آخر هفته برای بحث در مورد فلسفه ملاقات می‌کرد.