آموزش - شرکتکنندگان و نقشها
در اینجا برخی از کلمات انگلیسی مربوط به شرکت کنندگان و نقشها مانند "دانشجو"، "دانشجوی سال اول" و "فارغالتحصیل" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
someone who is trying to learn new things or become better at doing something

یادگیرنده, فراگیر
a person who is studying at a school, university, or college

دانشآموز, محصل، دانشجو
آنها با دانشآموزان دیگر در پروژههای گروهی همکاری میکنند.
a person who is being trained for a particular job or profession

کارآموز
او برنامه کارآموزی خود را به پایان رساند و به یک کارمند تمام وقت تبدیل شد.
a student, typically in a school or educational setting, who is learning under the guidance of a teacher

دانشآموز, شاگرد
مدرسه منابعی را برای حمایت از دانشآموزان با نیازهای آموزشی ویژه فراهم کرد.
someone who has a lot of knowledge about a particular subject, especially in the humanities

محقق, اندیشمند
او یک دانشمند محترم است که تحقیقاتش به طور قابل توجهی به درک ما از زبانهای کلاسیک کمک کرده است.
a student or trainee, especially one in a military academy or a program preparing for a career in the armed forces

دانشجوی دانشکده افسری
پس از فارغالتحصیلی، دانشجویان نظامی به عنوان افسر منصوب میشوند و خدمت به کشور خود را در شاخههای مختلف ارتش آغاز میکنند.
a student who resides and receives lodging within the school premises during the academic term

دانشآموز مدرسه شبانهروزی
بودن به عنوان شاگرد شبانهروزی فرصتی منحصر به فرد برای رشد شخصی و استقلال در اختیار دانشآموزان قرار میدهد.
a student who is learning English as an additional language, often in a setting where English is the primary language of instruction

یادگیرنده زبان انگلیسی, دانش آموزی که انگلیسی را به عنوان زبان اضافی یاد می گیرد
برنامه ELL دانشگاه دورههای فشرده انگلیسی را برای دانشجویان بینالمللی ارائه میدهد.
a student who temporarily attends a school or university in another country as part of an exchange program

دانشجوی مبادلهای
جولیا تصمیم گرفت که یک دانشجوی تبادلی شود تا زندگی در یک کشور جدید را تجربه کند و افقهای خود را گسترش دهد.
an individual who has been elected or appointed to membership based on their achievements and contributions to the field

عضو, همکار
شناخته شدن به عنوان عضو جامعه یک دستاورد پرافتخار در جامعه دانشگاهی است.
an individual who pursues higher education later in life, often after a significant gap since completing secondary education

دانشجوی بالغ, دانشجوی غیر سنتی
خدمات پشتیبانی برای دانشجویان بالغ شامل مشاوره تحصیلی، مشاوره شغلی و کارگاههایی است که متناسب با نیازها و چالشهای خاص آنها طراحی شدهاند.
someone who is not present at school, work, etc. when they are supposed to be

غایب
نتایج انتخابات توسط هزاران غایب که رای ندادهاند تحت تأثیر قرار گرفت.
a person who is taking an examination or test to evaluate their knowledge, skills, or abilities

امتحان دهنده, کاندیدا
امتحان دهندگان با اضطراب منتظر نتایج آزمون خود بودند، امیدوار به نتیجهای موفقیتآمیز.
someone seeking admission to a program or being considered for an academic position, such as a scholarship or degree

کاندیدا, متقاضی
هیئت مدرسه چندین نامزد را برای موقعیت مدیر ارزیابی کرد و در نهایت دکتر رودریگز را بر اساس تجربه رهبری و دیدگاهش منصوب کرد.
a graduate or undergraduate student who assists a professor or instructor in various tasks related to teaching

دستیار آموزشی, معاون آموزشی
به عنوان یک دستیار آموزشی، او ساعات اداری را برای ارائه پشتیبانی فردی به دانشجویانی که به کمک اضافی با مطالب درسی نیاز داشتند، برگزار میکرد.
a student leader who resides in a college dormitory and assists fellow students with various needs, such as resolving conflicts and enforcing rules

مسئول خوابگاه
او تصمیم گرفت برای دستیار ساکن درخواست دهد زیرا از کمک به دیگران و تقویت حس جامعه در خوابگاهش لذت میبرد.
a student who is in the year before the last year of college or high school

دانشجوی سال سوم دانشگاه
جونیورها یک مهمانی خداحافظی برای فارغالتحصیلان ارشد ترتیب دادند.
a student who has one more year to graduate from a university or high school

دانشجو یا دانشآموز سال آخری
سنیورها در حال آماده شدن برای فارغالتحصیلی و دانشگاه هستند.
a person who has been officially enrolled as a student in a college or university

دانشجوی ثبتنامکرده, نوآموز
رهبران جهتیابی، تورهای پردیس را برای دانشجویان جدیدالورود رهبری کردند تا به آنها در راهیابی دانشگاه کمک کنند.
a high-school or university student who is in their first year of education

دانشجو یا دانشآموز سال اولی
برادر سارا یک دانشجوی سال اول در دانشگاه محلی است و علوم کامپیوتر میخواند.
a student at a high school or university in their second year of education

دانشجو یا دانشآموز سال دومی
سارا به عنوان دانشجوی سال دوم اعتماد به نفس بیشتری احساس کرد و نقشهای رهبری را بر عهده گرفت.
a student who is in a lower academic year or level compared to others within the same educational institution

دانشجوی سال اول, دانشجوی سطح پایینتر
مدرسه یک جلسه جهتدهی به خصوص برای دانشآموزان سال اول برگزار کرد تا آنها را با منابع و سیاستهای دانشگاه آشنا کند.
a person who has completed the requirements for a degree from a university or college and has been awarded it

دانشجوی فارغالتحصیلشده
a student who is trying to complete their first degree in college or university

دانشجوی مشغول به تحصیل, دانشجوی لیسانس
استاد یک پروژه چالشبرانگیز به دانشجویان کارشناسی محول کرد تا مهارتهای حل مسئله آنها را آزمایش کند.
a graduate student who is studying at a university to get a more advanced degree

دانشجوی تحصیلات تکمیلی
به عنوان یک فارغ التحصیل تحصیلات تکمیلی، او به منابع اضافی و فرصتهای راهنمایی دسترسی داشت.
someone who has completed a bachelor's degree, an undergraduate academic credential typically earned after three to four years of study

فارغ التحصیل کارشناسی, لیسانس
دیوید، لیسانس مهندسی عمران، برای یک شرکت ساختمانی به عنوان مدیر پروژه کار میکند.
an elite student with the highest grade throughout school that gets chosen to give a speech at their graduation ceremony

دانشآموز ممتاز
به عنوان شاگرد اول، جان با ظرافت و فصاحت همسالان خود را نمایندگی کرد و آنها را تشویق کرد تا با عزم به دنبال رویاهای خود بروند.
the student who ranks second highest academically in their graduating class and often delivers a speech at the commencement ceremony

دانش آموز دوم, سخنران مراسم فارغ التحصیلی
سخنرانی دانش آموز دوم بر ارزش های پشتکار و انعطاف پذیری که به آنها در دستیابی به موفقیت تحصیلی کمک کرد، تأکید کرد.
a former female student or pupil of a school, university, or college

فارغ التحصیل (زن)
او به عنوان یک سخنران مهمان به دانشگاه بازگشت، با تجربیات خود به عنوان یک فارغالتحصیل موفق، الهامبخش دانشجویان فعلی شد.
a person, particularly a male one, who is a former student of a college, university, or school

فارغالتحصیل (معمولاً مرد)
خبرنامه دانشگاه شامل داستانهایی درباره فارغالتحصیلان برجسته است که دستاوردها و مشارکتهای آنها در جامعه را جشن میگیرد.
a person who has recently completed their education at a school and is transitioning to the next phase of their life

فارغ التحصیل, جوانی که مدرسه را به پایان رسانده
او در کارگاهها و سمینارهایی شرکت کرد که برای تجهیز فارغالتحصیلان به ابزارهای لازم برای موفقیت در بازار کار طراحی شده بودند.
a person who possesses a wide range of knowledge and expertise across various disciplines

همهچیزدان
امروزه اصطلاح پلیمث برای توصیف افرادی استفاده میشود که در حوزههای متعدد، انعطافپذیری و تسلط استثنایی نشان میدهند.
a child who attends classes at a school

بچهمدرسهای
در پارک، یک دانشآموز در حال خواندن کتاب بود در حالی که دیگران بازی میکردند.
a child or young person who attends school, typically in primary or secondary education

دانش آموز, مدرسهای
در طول تعطیلات، مرکز جامعه میزبان کارگاهها و فعالیتهای متنوعی است تا دانشآموزان را درگیر و سرگرم نگه دارد.
someone who is or was in the same class as you at school or college

همکلاسی
معلم همکاری بین همکلاسیها را برای تقویت جامعه یادگیری حمایتی تشویق کرد.
a person who loves reading books and often spends a lot of time reading

فرد بسیار کتابخوان, فرد عشق مطالعه
کرم کتاب ساعتها در کتابفروشی گشت و گذار کرد.
an intellectual, often introverted person, sometimes teased for their interests

خرخون
آن خوره همیشه بهترین توصیههای کتاب را دارد.
a person who overly emphasizes minor details or rules, often displaying a pretentious or excessive concern for academic correctness

مُلّانُقَطی, آدم خردهگیر
فضلفروش نتوانست از اشاره به کوچکترین اشتباهات خودداری کند.
a person, typically a child, who demonstrates exceptional talent or ability in a particular area, often beyond what is considered normal for their age

اعجوبه, نابغه
دنیای هنر کودک نابغه را جشن گرفت، که نقاشیهایش به قیمت هزاران فروخته شد.
