آموزش - ابزارهای نوشتن

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ابزار نوشتن مانند "قلم"، "تراش مداد" و "پاک کن" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
آموزش
pen [اسم]
اجرا کردن

خودکار

Ex: They keep a collection of colorful pens for drawing and doodling .

آنها مجموعه‌ای از خودکارهای رنگی برای نقاشی و خط خطی کردن نگه می‌دارند.

pencil [اسم]
اجرا کردن

مداد

Ex: She sharpens her pencil before starting her math homework .

او مداد خود را قبل از شروع تکالیف ریاضی تیز می‌کند.

marker [اسم]
اجرا کردن

ماژیک

Ex: They use washable markers for coloring books and crafts .

آنها از ماژیک‌های قابل شستشو برای کتاب‌های رنگ‌آمیزی و کاردستی استفاده می‌کنند.

اجرا کردن

ماژیک وایت برد

Ex: The presenter used a red whiteboard marker to highlight key points on the presentation slides .

ارائه‌دهنده از یک ماژیک وایت‌برد قرمز برای برجسته کردن نکات کلیدی در اسلایدهای ارائه استفاده کرد.

اجرا کردن

ماژیک دائمی

Ex: The mechanic marked parts with a permanent marker to indicate they had been inspected .

مکانیک قطعات را با ماژیک دائمی علامت گذاری کرد تا نشان دهد که بازرسی شده‌اند.

اجرا کردن

نشانگر رنگ

Ex: The sign maker used a paint marker to create bold and vibrant lettering on a storefront window .

سازنده تابلو از یک مارکر رنگ برای ایجاد حروف پررنگ و زنده روی پنجره فروشگاه استفاده کرد.

اجرا کردن

ماژیک ضدجعل

Ex: Sarah marked her electronics with a security marker containing her initials to deter theft and aid in recovery if stolen .

سارا وسایل الکترونیکی خود را با یک مارکر امنیتی حاوی حروف اول خود علامت‌گذاری کرد تا از سرقت جلوگیری کند و در صورت سرقت به بازیابی کمک کند.

اجرا کردن

مارکر گچی

Ex: The event planner used chalk markers to write seating arrangements on glass panels at the wedding venue .

برنامه‌ریز مراسم از ماژیک گچی برای نوشتن ترتیب نشستن روی پانل‌های شیشه‌ای در محل عروسی استفاده کرد.

اجرا کردن

گچ رنگی

Ex:

تابلو منوی رستوران، غذاهای ویژه روز را با گچ رنگی نمایش می‌داد و توجه مشتریان را هنگام ورود جلب می‌کرد.

highlighter [اسم]
اجرا کردن

هایلایتر

Ex: He borrowed a green highlighter from his colleague to emphasize key points in his presentation .

او یک ماژیک هایلایت سبز از همکارش قرض گرفت تا نکات کلیدی در ارائه‌اش را برجسته کند.

اجرا کردن

هایلایتر ژله‌ای

Ex: Mark reached for a gel highlighter to mark key points in the meeting agenda , ensuring they were addressed during the discussion .

مارک به سمت یک ماژیک هایلایت ژله‌ای دست دراز کرد تا نکات کلیدی در دستور جلسه را علامت‌گذاری کند، مطمئن شود که در طول بحث به آن‌ها پرداخته می‌شود.

Mildliner [اسم]
اجرا کردن

ماژیک هایلایت میلدلاینر

Ex:

معلم Mildliners را برای حاشیه‌نویسی کتاب درسی به دانش‌آموزان خود ارائه داد و آن‌ها را تشویق کرد تا از رنگ‌ها برای شناسایی مفاهیم و مضامین کلیدی استفاده کنند.

اجرا کردن

قلم موی خوشنویسی

Ex: The artist used a calligraphy brush to paint delicate cherry blossoms on a canvas , capturing the essence of springtime in her artwork .

هنرمند از یک قلم موی خوشنویسی برای نقاشی شکوفه‌های گیلاس ظریف روی بوم استفاده کرد و جوهره بهار را در اثر هنری خود به تصویر کشید.

eraser [اسم]
اجرا کردن

پاک‌کن

Ex: She shares her eraser with her classmates during exams .

او پاک‌کن خود را با همکلاسی‌هایش در طول امتحانات به اشتراک می‌گذارد.

اجرا کردن

پاک کن مدادی

Ex: Emily preferred using an eraser pencil for sketching outlines , as it allowed her to easily correct and refine her artwork .

امیلی ترجیح می‌داد از مداد پاک‌کن برای کشیدن طرح‌های اولیه استفاده کند، زیرا این امکان را به او می‌داد تا به راحتی آثار هنری خود را اصلاح و بهبود بخشد.

gum eraser [اسم]
اجرا کردن

پاک کن نرم

Ex: Mark borrowed a gum eraser from his classmate to fix errors in his notes , appreciating its gentle yet effective erasing action .

مارک یک پاک‌کن نرم از همکلاسی‌اش قرض گرفت تا اشتباهات در یادداشت‌هایش را اصلاح کند، و از عمل پاک‌کنندگی ملایم اما مؤثر آن قدردانی کرد.

اجرا کردن

پاک کن لاستیکی

Ex: The artist preferred a soft rubber eraser for delicate shading techniques in her sketches .

هنرمند یک پاک‌کن نرم را برای تکنیک‌های سایه‌زنی ظریف در طرح‌هایش ترجیح داد.

اجرا کردن

پاک‌کن تخته سیاه

Ex: He tapped the blackboard eraser against the chalk tray to remove excess dust .

او پاک‌کننده تخته سیاه را به سینی گچ زد تا گرد اضافی را پاک کند.

اجرا کردن

مایع تصحیح

Ex: The teacher handed out correction fluid to the students to help them correct any errors on their assignments .

معلم مایع تصحیح را بین دانش‌آموزان پخش کرد تا به آن‌ها در اصلاح هرگونه اشتباه در تکالیفشان کمک کند.

اجرا کردن

نوار تصحیح

Ex: Emily lent her correction tape to her classmate who had made a mistake in their project .

امیلی نوار تصحیح خود را به همکلاسی‌اش که در پروژه‌اش اشتباه کرده بود قرض داد.

اجرا کردن

مدادتراش

Ex: The artist preferred using a handheld pencil sharpener for sketching on location .

هنرمند ترجیح می‌داد از یک تراش مداد دستی برای طراحی در محل استفاده کند.

اجرا کردن

تراش مداد دستی

Ex: The teacher handed out manual pencil sharpeners to each student , teaching them the traditional way to maintain their writing tools .

معلم به هر دانش‌آموز یک تراش دستی مداد داد و به آن‌ها روش سنتی نگهداری از ابزار نوشتن را آموزش داد.

اجرا کردن

تراش برقی مداد

Ex: As an artist , I rely on my electric pencil sharpener to maintain the precise points needed for detailed sketches and drawings .

به عنوان یک هنرمند، من به تراش برقی مداد خود متکی هستم تا نوک های دقیق مورد نیاز برای طرح ها و نقاشی های دقیق را حفظ کنم.

اجرا کردن

تراش مداد سربی

Ex: During exams , students who prefer mechanical pencils bring along a lead pointer sharpener to ensure their pencils are always sharp for writing .

در طول امتحانات، دانش‌آموزانی که مدادهای مکانیکی را ترجیح می‌دهند یک تراش نوک مداد به همراه می‌آورند تا مطمئن شوند مدادهایشان همیشه برای نوشتن تیز است.

اجرا کردن

تخته بریل

Ex: The author , who was blind , used a braille slate to draft her manuscripts , creating tactile versions of her stories before transcribing them into print .

نویسنده، که نابینا بود، از یک صفحه بریل برای پیش‌نویس کردن دستنوشته‌هایش استفاده می‌کرد، نسخه‌های لمسی از داستان‌هایش را قبل از تبدیل آن‌ها به چاپ ایجاد می‌کرد.