ورزش - Climbing

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ورزش
اجرا کردن

صخره‌نوردی

Ex: He practiced rock climbing on a steep cliff .

او صخره‌نوردی را روی یک صخره شیبدار تمرین کرد.

اجرا کردن

یخ‌نوردی

Ex: She went ice climbing with a group of experienced mountaineers .

او به همراه گروهی از کوهنوردان با تجربه به صعود یخی رفت.

اجرا کردن

صعود سنتی

Ex: The group discussed the ethics of traditional climbing versus sport climbing .

گروه در مورد اخلاقیات صعود سنتی در مقابل صعود ورزشی بحث کردند.

اجرا کردن

صعود آزاد انفرادی

Ex: She attempted her first free solo climbing on a beginner-friendly route .

او اولین صعود آزاد انفرادی خود را در یک مسیر مناسب برای مبتدیان امتحان کرد.

اجرا کردن

صخره‌نوردی ورزشی

Ex: The sport climbing route was challenging , requiring precise footwork and grip .

مسیر صخره‌نوردی ورزشی چالش‌برانگیز بود و نیاز به حرکت دقیق پا و گیره داشت.

اجرا کردن

صعود انفرادی آب‌های عمیق

Ex: Deep-water soloing combines the challenges of climbing with the excitement of water sports .

صعود انفرادی آب‌های عمیق چالش‌های صخره‌نوردی را با هیجان ورزش‌های آبی ترکیب می‌کند.

اجرا کردن

صخره نوردی رقابتی

Ex: Winning a medal in competition climbing requires both physical prowess and strategic planning .

برنده شدن مدال در صعود رقابتی هم به توانایی جسمی و هم به برنامه‌ریزی استراتژیک نیاز دارد.

bouldering [اسم]
اجرا کردن

صخره نوردی

Ex: She 's working on improving her grip strength for better bouldering performance .

او در حال کار بر روی بهبود قدرت چنگ زدن خود برای عملکرد بهتر در بولدرینگ است.

اجرا کردن

صعود پیشرو

Ex: Many climbers prefer lead climbing for its sense of adventure and challenge .

بسیاری از کوهنوردان صعود پیشرو را به دلیل حس ماجراجویی و چالش آن ترجیح می‌دهند.

اجرا کردن

صعود سرعت

Ex: He trained rigorously to improve his speed climbing technique .

او به شدت تمرین کرد تا تکنیک صعود سرعتی خود را بهبود بخشد.

اجرا کردن

صعود کمکدار

Ex: He learned to trust his gear while aid climbing in the mountains .

او یاد گرفت که در هنگام صعود مصنوعی در کوه‌ها به تجهیزاتش اعتماد کند.

اجرا کردن

صعود ترکیبی

Ex: Many climbers find mixed climbing exhilarating due to its diverse challenges .

بسیاری از کوهنوردان صعود ترکیبی را به دلیل چالش‌های متنوع آن هیجان‌انگیز می‌دانند.

اجرا کردن

صعود دیواری سرپوشیده

Ex: Rainy days are perfect for indoor climbing when outdoor conditions are unfavorable .

روزهای بارانی برای صعود سالنی زمانی که شرایط بیرون نامساعد است، عالی هستند.

اجرا کردن

صعود چند مرحله‌ای

Ex: The view from the summit after multi-pitch climbing was breathtaking .

منظره از قله پس از صعود چند مرحله‌ای نفس‌گیر بود.

crux [اسم]
اجرا کردن

کروکس

Ex: Reaching the crux of the climb tested his mental and physical endurance .

رسیدن به crux صعود، استقامت ذهنی و جسمی او را آزمود.

to redpoint [فعل]
اجرا کردن

صعود موفقیت آمیز

Ex:

او در سومین تلاش خود مشکل بولدر را ردپوینت کرد.

to onsight [فعل]
اجرا کردن

صعود در اولین تلاش

Ex: He felt a rush of adrenaline as he approached the crux of the route , aiming to onsight it flawlessly .

او با نزدیک شدن به بخش حیاتی مسیر، موجی از آدرنالین را احساس کرد، با هدف انجام آن به صورت onsight بدون نقص.

to flash [فعل]
اجرا کردن

فلش زدن

Ex: She set a personal goal to flash every route in the gym .

او یک هدف شخصی برای فلش کردن هر مسیر در سالن ورزشی تعیین کرد.

to smear [فعل]
اجرا کردن

مالیدن

Ex: The climber relied on precise foot placements to smear effectively .

کوهنورد به قرارگیری دقیق پاها تکیه کرد تا به طور موثر لغزش کند.

stemming [اسم]
اجرا کردن

تکنیک فشار مخالف

Ex: The route required skilled stemming to navigate the featureless wall .

مسیر به استمینگ ماهرانه‌ای نیاز داشت تا بتوان دیوار بی‌ویژگی را پیمود.

edging [اسم]
اجرا کردن

تکنیک لبه

Ex:

مربی بر اهمیت لبه گیری در درس صخره نوردی تأکید کرد.

gaston [اسم]
اجرا کردن

گاستون

Ex: The coach demonstrated the proper technique for performing a gaston .

مربی تکنیک صحیح انجام یک گاستون را نشان داد.

heel hook [اسم]
اجرا کردن

قلاب پاشنه

Ex: The climber relied on a heel hook to transition onto the vertical face .

کوهنورد به یک قلاب پاشنه برای انتقال به سطح عمودی تکیه کرد.

dyno [اسم]
اجرا کردن

dyno

Ex: Missing the dyno meant falling back to the starting point of the climb .

از دست دادن داینو به معنای بازگشت به نقطه شروع صعود بود.

ورزش
اصطلاحات عمومی در ورزش زمین‌ها و مناطق ورزشی موسسات ورزشی ورزشکاران حرفه‌ای
کارکنان و پرسنل مسابقات ورزشی رویدادهای ورزشی دستاوردها و نتایج ورزشی
عنوان‌ها در ورزش انواع ورزش‌ها ورزش‌های تیمی اصطلاحات در ورزش‌های تیمی
موقعیت‌ها در ورزش‌های تیمی نقش بازیکنان در ورزش‌های تیمی بازیکنان تهاجمی در ورزش‌های تیمی بازیکنان دفاعی در ورزش‌های تیمی
Soccer American Football Rugby Basketball
Volleyball Baseball Cricket Lacrosse
Golf Bowling ورزش‌های راکتی Tennis
Athletics Running ورزش های رزمی ورزشکاران رزمی
Boxing تیراندازی با کمان و تیراندازی ورزش های زمستانی Skiing
Hockey ورزش‌های آبی Surfing Scuba Diving
Swimming ورزش‌های اسکیت Figure Skating Climbing
Weightlifting ورزش‌های موتوری Cycling ورزش های هوایی
ورزش‌های اسبی Gymnastics Cue Sports ورزش های دیسک پرنده
Sport Fishing لباس ورزشی توپ ها و دیسک ها چوب‌ها، راکت‌ها و سلاح‌ها
تجهیزات محافظتی تجهیزات زمین و تمرین تخته ها و اسکی تجهیزات ویژه
وسایل نقلیه ابزارها و ماشین‌آلات دستگاه‌ها