واژگان ضروری برای آزمون SAT - تقویتکنندهها و تعدیلکنندهها
در اینجا برخی از تقویت کنندهها و تعدیل کنندههای انگلیسی را یاد خواهید گرفت، مانند "به شدت"، "تا حدی"، "به ندرت"، و غیره، که برای قبولی در آزمونهای SAT خود به آنها نیاز خواهید داشت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
in a way that carries particular importance or meaning, often in relation to the context

به طور قابل توجهی, به شکلی معنادار
به طور قابل توجهی، هیچ کس از تیم مدیریت در جلسه حضور نداشت.
over a large area or covering a wide range of subjects, places, or people

مفصلاً, به طور گسترده
کتاب به وسیعی درباره فرهنگهای جهانی بحث میکند.
to a considerable extent or degree

بهشکل قابل توجهی, تا حد زیادی
طراحی جدید به میزان قابل توجهی بهره وری انرژی را بهبود می بخشد.
to an extreme or total degree, especially used in medical contexts

به طور قابل ملاحظهای
کودک به طور عمیقی تحت تأثیر اختلال ژنتیکی قرار گرفت.
seriously enough to cause concern or worry

به شدت
وضعیت مالی شرکت به دلیل سقوط بازار به شدت تحت تأثیر قرار گرفت.
To an unusually high degree, in a way that is far above average or standard

بهطور قابل توجهی
فیلم به طور استثنایی کارگردانی شده و به زیبایی بازی شده بود.
to a notable or extraordinary degree

تا حد قابل توجهی
خیابانها برای یک شب جمعه به طور قابل توجهی آرام بودند.
to a significantly large extent or by a considerable amount

بهطور چشمگیری, بهشدت
با ورود جبهه هوای سرد، دما به شدت کاهش یافت.
to an exceptional or remarkable degree

به شدت
عملکرد تیم در مسابقات به شدت چشمگیر بود.
to an excessive degree

بیش از حد, زیادی، خیلی
قیمتهای رستوران برای کیفیت غذا بیش از حد گران بود.
in a way that increases more and more rapidly over time

بهصورت تصاعدی, بهطور فزاینده
همانطور که کلمه به صورت آنلاین پخش شد، علاقه به رویداد به صورت نمایی افزایش یافت.
in a manner that is of very high significance or scale

بهطور شگفتانگیزی
آن برجها به صورت یادبودی بالای خط افق شهر قد علم کردهاند.
to a large amount, intensity, or degree

فوق العاده, بهطرز قابل توجهی
آب و هوا در چند روز گذشته به طور چشمگیری بهبود یافته است.
to a great or vast degree

بهشدت
محبوبیت رویداد در طول سالها به شدت افزایش یافت.
complete or total, without limitation or moderation

کامل, مطلق
طوفان یک فاجعه کامل برای کل منطقه بود.
to a very great amount or degree

به شدت, شدیداً
بسیار مهم است که در هوای گرم هیدراته بمانید.
to a degree that is higher than usual

بهخصوص, مخصوصاً
او بهویژه در مورد کنسرت آینده هیجانزده بود.
by a significant amount or to a significant extent

به شدت
هزینه زندگی در سالهای اخیر به میزان قابل توجهی افزایش یافته است.
to an excessive degree

بیش از حد, زیادی، خیلی
قیمتهای رستوران برای کیفیت غذا بیش از حد گران بود.
to the highest degree

کاملاً
فیلم واقعاً از ابتدا تا انتها شگفتانگیز بود.
to a greater extent than is reasonable or acceptable

بیشازحد
این گزارش بیش از حد بر روی اشتباهات کوچک تمرکز کرده بود.
to a certain degree or extent in comparison to something else

نسبتاً
او نسبتا جدید در شرکت است، فقط شش ماه پیش پیوسته است.
to a specific degree, particularly when compared to other similar things

نسبتاً, به طور نسبی
او نسبتاً سریع بعد از عمل جراحی بهبود یافت.
used to say that something such as a number or amount is not exact

تقریباً, حدوداً
جمعیت شهر تقریباً 500,000 نفر است.
without being exact

تقریباً, در حدود
تقریباً پنجاه نفر در رویداد حضور داشتند.
to a degree that is enough or satisfactory for a particular purpose

به اندازه کافی, به طور مناسب
دستورالعملها به اندازه کافی ارائه شدند، اطمینان حاصل شد که همه وظیفه را فهمیدند.
used to indicate that something is true or applicable only to some extent or degree

تا حدی, جزئی
موفقیت پروژه تا حدی به دلیل همکاری تیم بود.
to a moderate degree or extent

تا حدودی, تا حدی
فیلم تا حدودی بهتر از چیزی بود که انتظار داشتم.
in a small amount, extent, or level

کمی, اندکی
دما کمی در طول شب کاهش یافت.
in a manner that almost does not exist or occur

بهسختی
دانشجو فقط به طور خلاصه مطالعه کرده بود و به زحمت در امتحان قبول شد.
to a very small degree or extent

به سختی, کم, به صورت ناچیز
دستورالعملها به سختی به اندازه کافی واضح بودند که دنبال شوند.
in the slightest degree, usually used with negatives

ذرهای, اندکی
من آن ایده را به هیچ وجه متقاعدکننده نمییابم.
nothing more than what is to be said

صرفاً, تنها
او فقط در پاسخ سر تکان داد و رفت.
rarely occurring or happening

ندرتاً
تعریفهای رئیس کم اما بسیار ارزشمند است.
to the highest or utmost degree

شدیداً
مهارتهای او در مذاکره بسیار مؤثر بود، که منجر به نتیجهای مطلوب شد.
covering a wide range, indicating thoroughness or comprehensiveness

وسیع, جامع
دانش او از ادبیات وسیع است، شامل آثار از نویسندگان کلاسیک تا معاصر میشود.
having a strong or far-reaching effect

شدید
شرکت مجبور شد اقدامات شدید را برای جلوگیری از ورشکستگی انجام دهد.
emphasizing the intensity or pureness of a particular quality or emotion

محض, مطلق
شادی خالص روی صورتش وقتی که غافلگیر شد فراموشنشدنی بود.
