واژگان ضروری برای آزمون SAT - Support

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به حمایت، مانند "تشویق"، "تأیید"، "انتشار" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای قبولی در SATs خود به آنها نیاز دارید.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان ضروری برای آزمون SAT
to advocate [فعل]
اجرا کردن

طرفداری کردن

Ex: The doctor continues to advocate for healthier lifestyles to prevent chronic diseases .

پزشک به حمایت از سبک‌های زندگی سالم‌تر برای پیشگیری از بیماری‌های مزمن ادامه می‌دهد.

to champion [فعل]
اجرا کردن

جنگیدن برای چیزی

Ex: Employees rallied together to champion workplace diversity and inclusion .

کارکنان برای حمایت از تنوع و شمول در محیط کار متحد شدند.

اجرا کردن

تشویق کردن

Ex: The mentor continued to encourage her mentee , reminding her of the progress she had made and the potential for future success .

منتور به تشویق شاگرد خود ادامه داد، به او یادآوری کرد که چه پیشرفتی داشته و پتانسیل موفقیت در آینده را دارد.

to uphold [فعل]
اجرا کردن

حفظ کردن

Ex: The company is upholding its reputation for quality and reliability .

شرکت در حال حفظ شهرت خود برای کیفیت و قابلیت اطمینان است.

to further [فعل]
اجرا کردن

پرورش دادن

Ex: Ongoing training programs help further the professional skills of employees .

برنامه‌های آموزشی جاری به پیشبرد مهارت‌های حرفه‌ای کارکنان کمک می‌کنند.

to motivate [فعل]
اجرا کردن

انگیزه دادن

Ex: She motivates her team with encouraging words and positive feedback .

او تیم خود را با کلمات تشویق‌کننده و بازخورد مثبت تشویق می‌کند.

to actuate [فعل]
اجرا کردن

انگیزه دادن

Ex: The charity 's mission actuated donors to contribute generously to relief efforts .

ماموریت خیریه، اهداکنندگان را به مشارکت سخاوتمندانه در تلاش‌های امدادی ترغیب کرد.

اجرا کردن

تسهیل کردن

Ex: Proper training can facilitate employee adaptation to new technologies .

آموزش مناسب می‌تواند تسهیل کند سازگاری کارکنان با فناوری‌های جدید را.

اجرا کردن

همکاری کردن

Ex: In sports , players must cooperate to win the game .

در ورزش، بازیکنان باید همکاری کنند تا بازی را ببرند.

اجرا کردن

انتشار دادن

Ex: The professor 's research findings were propagated through academic journals and conferences .

یافته‌های تحقیقاتی استاد از طریق مجلات علمی و کنفرانس‌ها منتشر شد.

to endorse [فعل]
اجرا کردن

حمایت کردن

Ex: Companies often seek celebrities to endorse their products in marketing campaigns .

شرکت‌ها اغلب به دنبال افراد مشهور هستند تا محصولاتشان را در کمپین‌های بازاریابی تأیید کنند.

اجرا کردن

همکاری کردن

Ex: The two companies decided to collaborate on developing a new software application .

دو شرکت تصمیم گرفتند در توسعه یک نرم‌افزار جدید همکاری کنند.

to sustain [فعل]
اجرا کردن

پشتیبانی کردن

Ex: The study 's results helped sustain the professor 's hypothesis on human behavior .

نتایج مطالعه به حفظ فرضیه استاد در مورد رفتار انسان کمک کرد.

اجرا کردن

مستحکم کردن

Ex: They substantiated their proposal by including supporting statistics .

آنها با گنجاندن آمار حمایتی، پیشنهاد خود را تأیید کردند.

to bestow [فعل]
اجرا کردن

اعطا کردن

Ex: The teacher will bestow awards on students who excel in their academic achievements .

معلم به دانش‌آموزانی که در دستاوردهای تحصیلی خود برتری دارند، جوایزی اعطا خواهد کرد.

to endow [فعل]
اجرا کردن

بهره‌مند کردن

Ex: The professor 's lecture endows his students with a deeper understanding of the subject matter .

سخنرانی استاد دانشجویانش را به درک عمیق‌تری از موضوع مجهز می‌کند.

to grant [فعل]
اجرا کردن

(رسماً) اعطا کردن

Ex: The government granted funding to the research team after reviewing their innovative proposal .

دولت پس از بررسی پیشنهاد نوآورانه آنها، بودجه را به تیم تحقیقاتی اعطا کرد.

to lavish [فعل]
اجرا کردن

بی‌پروا خرج کردن

Ex: The chef lavished the dish with premium ingredients for a special event .

سرآشپز با مواد اولیه مرغوب، غذا را برای یک مناسبت خاص آراست.

to enrich [فعل]
اجرا کردن

ثروتمندتر کردن

Ex: The inheritance from his wealthy relative greatly enriched him , providing financial security for years to come .

ارث از خویشاوند ثروتمندش به شدت او را ثروتمند کرد، امنیت مالی را برای سال‌های آینده فراهم آورد.

to augment [فعل]
اجرا کردن

زیاد کردن

Ex: The chef augmented the flavor of the dish by adding a special blend of spices .

آشپز با افزودن ترکیب ویژه‌ای از ادویه‌ها، طعم غذا را افزایش داد.

to indulge [فعل]
اجرا کردن

افراط کردن

Ex: She frequently indulges her best friend with homemade baked goods because she knows how much he loves them .

او اغلب بهترین دوستش را با شیرینی‌های خانگی لوس می‌کند چون می‌داند چقدر آنها را دوست دارد.

upkeep [اسم]
اجرا کردن

کمک به گذران زندگی

resurgence [اسم]
اجرا کردن

بازگشت

Ex: The company 's innovative product launch triggered a resurgence in consumer excitement .

راه‌اندازی محصول نوآورانه شرکت، بازگشت هیجان مصرف‌کنندگان را تحریک کرد.

patron [اسم]
اجرا کردن

حامی مالی

Ex: The renowned artist was fortunate to have a wealthy patron who provided financial backing for their upcoming exhibition , ensuring its successful realization .

هنرمند مشهور خوش‌شانس بود که یک حامی ثروتمند داشت که پشتیبانی مالی برای نمایشگاه آینده‌اش فراهم کرد و تحقق موفقیت‌آمیز آن را تضمین نمود.

revival [اسم]
اجرا کردن

احیاء

Ex: The town experienced a revival of economic growth after infrastructure improvements .

شهر پس از بهبود زیرساخت‌ها شاهد احیای رشد اقتصادی بود.

salvation [اسم]
اجرا کردن

نجات

Ex: The discovery of a cure brought salvation to patients suffering from the disease .

کشف یک درمان، نجات را برای بیماران مبتلا به بیماری به ارمغان آورد.

privilege [اسم]
اجرا کردن

مزیت

Ex: Free healthcare is considered a privilege in many countries .

مراقبت‌های بهداشتی رایگان در بسیاری از کشورها یک امتیاز محسوب می‌شود.

applause [اسم]
اجرا کردن

تشویق (صدای دست زدن جمعیت به منظور تشویق کردن کسی)

Ex: After the speech , the crowd erupted into enthusiastic applause .

پس از سخنرانی، جمعیت با کف زدن های پر شور منفجر شد.

supportive [صفت]
اجرا کردن

حمایت‌کننده

Ex: The teacher offered supportive guidance to struggling students , helping them build confidence in their academic abilities .

معلم راهنمایی حمایتی را به دانش‌آموزان در حال تقلا ارائه داد، به آن‌ها کمک کرد تا اعتماد به نفس در توانایی‌های تحصیلی خود بسازند.