واژگان ضروری برای آزمون SAT - پشتیبانی
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به حمایت، مانند "تشویق"، "تأیید"، "انتشار" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای قبولی در SATs خود به آنها نیاز دارید.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to publicly support or recommend something

طرفداری کردن, دفاع کردن
سلبریتی از پلتفرم خود برای حمایت از مسائل عدالت اجتماعی استفاده کرد.
to support, defend, or fight for a cause, principle, or person

جنگیدن برای چیزی, حمایت کردن
وکیل با شور از بیگناهی متهم دفاع کرد، پروندهای قانعکننده ارائه داد.
to provide someone with support, hope, or confidence

تشویق کردن
علیرغم مواجهه با چالشهای متعدد، دوستانش هرگز در تشویق او به دنبال کردن رویاهایش و غلبه بر موانع شکست نخوردند.
to support or defend something that is believed to be right so it continues to last

حفظ کردن
سازمان حفظ میکند تعهد خود را به پایداری محیط زیست.
to advance the progress or growth of something

پرورش دادن
شرکت در کارگاه تقویت خواهد کرد درک شما از موضوع را.
to make someone want to do something by giving them a reason or encouragement

انگیزه دادن
مشوقهای مالی میتوانند کارکنان را برای دستیابی به اهداف عملکردی خود تشویق کنند.
to provide a reason or encouragement that motivates someone to take action

انگیزه دادن, تشویق کردن
سخنرانی الهامبخش او داوطلبان را برانگیخت تا زمان بیشتری به پروژههای خدمات اجتماعی اختصاص دهند.
to help something, such as a process or action, become possible or simpler

تسهیل کردن
ما یک تیم اختصاصی داریم که فرآیند تسهیل پذیرش کارکنان جدید را انجام میدهد.
to work with other people in order to achieve a common goal

همکاری کردن
ملتها باید همکاری کنند تا چالشهای جهانی مانند تغییرات آب و هوایی را حل کنند.
to cause something, such as an idea or information, to become widely known or spread

انتشار دادن, گسترش دادن
کار هنرمند از طریق گالریها و نمایشگاههای آنلاین منتشر شد و به رسمیت شناختن بینالمللی دست یافت.
to publicly state that one supports or approves someone or something

حمایت کردن, پشتیبانی کردن
سیاستمدار تصمیم گرفت از یک خیریه محلی حمایت کند و دیگران را به مشارکت تشویق کند.
to work with someone else in order to create something or reach the same goal

همکاری کردن
هنرمندانی از پیشینههای مختلف روی یک نقاشی دیواری برای مرکز جامعه همکاری کردند.
to support an opinion, argument, theory, etc. or to prove it's credibility

پشتیبانی کردن, صحت چیزی را تأیید کردن
یافتههای تحقیق تأیید میکنند که ورزش سلامت روان را بهبود میبخشد.
to add to the strength of something

مستحکم کردن
گزارش تأیید کرد که نیاز به اقدام فوری وجود دارد.
to present or give something, often with a sense of honor or generosity

اعطا کردن, بخشیدن
رویداد خیریه با هدف اعطای قدردانی به داوطلبان برگزار شد.
to provide a gift or quality, to someone or something, often implying a permanent gift or quality

بهرهمند کردن
او با هوش استثنایی مزین شده بود، که به او اجازه میداد از سنین پایین در تحصیلات برجسته باشد.
to formally give something, often after careful consideration or approval, especially in a manner that acknowledges its significance or importance

(رسماً) اعطا کردن
دانشگاه به دانشجویان برجسته بورسیه اعطا کرد، که به آنها امکان داد تا رویاهای تحصیلی خود را دنبال کنند.
to generously give or spend, especially on luxurious or extravagant things

بیپروا خرج کردن, ولخرجی کردن
او انتخاب کرد که توجه زیادی به باغش بدهد، با کاشتن گلهای نادر و تزئینات پرزرق و برق.
to increase wealth or prosperity of an individual or group

ثروتمندتر کردن
بازار پررونق املاک و مستغلات، مالکان را ثروتمند کرد، زیرا ارزش داراییهایشان به شدت افزایش یافت.
to add to something's value, effect, size, or amount

زیاد کردن, بزرگ کردن، افزایش یافتن
بهبودهای انجامشده در نرمافزار، عملکرد آن را بهطور قابلتوجهی افزایش دادهاست.
to allow oneself or someone else to enjoy something excessively, often without restraint

افراط کردن
او دوست دارد در آخر هفته ها با صبحانه در رختخواب شریک زندگی خود را لوس کند.
the act of providing financial support, food, etc. for a person or animal

کمک به گذران زندگی
the act of bringing something back into active and noticeable existence or prominence

بازگشت, احیاء
آلبوم جدید هنرمند منجر به احیای علاقه به حرفه موسیقی او شد.
an individual who financially supports an artist, charity, cause, etc.

حامی مالی, پشتیبان هنری
با درک اهمیت آموزش، زوج سخاوتمند حامی یک صندوق بورسیه شدند و به دانشجویان شایسته کمک مالی ارائه کردند.
the act of bringing something back into active use, attention, or importance after a period of decline or obscurity

احیاء, نوزایی
تلاشهای جامعه منجر به احیای فرهنگی در هنرها و صنایع دستی سنتی شد.
preservation or deliverance from harm, ruin, or loss

نجات, رهایی
برای بسیاری از مردم، آموزش به عنوان نجات از فقر دیده میشود.
a special right, immunity or advantage that only a particular person or group has

مزیت, امتیاز
او احساس کرد که کار کردن با چنین همکاران بااستعدادی یک امتیاز بود.
a supporter who usually speaks publicly in favor of a theory, idea, or plan

حامی, پیشنهادکننده
the noise people make by clapping, and sometimes shouting, in order to express their enjoyment or approval

تشویق (صدای دست زدن جمعیت به منظور تشویق کردن کسی)
گوینده مکث کرد، منتظر ماند تا تشویق ها بخوابند قبل از ادامه.
giving encouragement or providing help

حمایتکننده, پشتیبان
جامعه حمایتکننده برای جمعآوری کمکهای مالی برای خیریه محلی گرد هم آمدند، که نشاندهنده همبستگی و دلسوزی بود.
