دست و پای کسی را گرفتن (استعاری)
با اعمال مهلتهای سختگیرانه، آنها بهرهوری تیم توسعه را مختل کردند.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به مهار را یاد خواهید گرفت، مانند "مانع شدن"، "ریشه کن کردن"، "مضر" و غیره که برای قبولی در SAT های خود به آنها نیاز خواهید داشت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
دست و پای کسی را گرفتن (استعاری)
با اعمال مهلتهای سختگیرانه، آنها بهرهوری تیم توسعه را مختل کردند.
مانع (پیشرفت یا حرکت) شدن
بوروکراسی بیش از حد میتواند کارایی فرآیندهای دولتی را مختل کند.
(از قبل) جلوگیری کردن
محدودیتهای مالی مانع از حضور بسیاری از دانشجویان در دانشگاههای معتبر میشوند.
کم کردن
استفاده از فیلترها روی لنز دوربین میتواند شدت نور خورشید روشن در عکسها را کاهش دهد.
کنترل کردن
این کمپین به دنبال کاهش افزایش زبالههای پلاستیکی با ترویج جایگزینهای قابل استفاده مجدد است.
مهار کردن
عوامل محیطی میتوانند مانع رشد مناسب گیاهان در شرایط خاص شوند.
به عقب راندن
سارا سعی کرد جبران کند، اما دوست سابقش به نظر میرسید که هر تلاش برای آشتی را دفع میکند.
خلاف چیزی را اثبات کردن
ما در حال رد تصورات نادرست درباره محصولمان هستیم.
تکذیب کردن
ما در حال رد تصورات نادرست درباره پروژه خود هستیم.
تضعیف کردن (روحیه یا اخلاق)
جلسات بیپایان و کاغذبازی شروع به تحلیل بردن انرژی کل تیم کرد و بهرهوری آنها را کاهش داد.
جلوگیری کردن
ضروری است که اقدامات مناسب برای خنثی کردن هرگونه نقض امنیتی احتمالی انجام شود.
منع کردن
او اقدامات احتیاطی را برای جلوگیری از گم شدن فرزندش در مرکز خرید شلوغ انجام داد.
گمراه کردن
دارو عارضهای داشت که بیمار را سردرگم کرد و باعث سردرگمی موقت شد.
ترک کردن
شرکت استراتژی بازاریابی منسوخ خود را به نفع یک رویکرد نوآورانهتر رها کرد.
از بین بردن
توسعهدهندگان نرمافزار اخیراً باگها را حذف کردهاند تا عملکرد کلی را بهبود بخشند.
دور انداختن
آشپز به کارکنان آشپزخانه دستور داد که سبزیجاتی که تازگی خود را از دست دادهاند را دور بریزند.
دوری جستن
دانشجو پس از گسترش شایعات احساس انزوا کرد، که باعث شد همکلاسیها او را اجتناب کنند.
اجتناب کردن
شیطنتهای بازیگوش گربه به آن اجازه میدهد تا از دست صاحبش در طول بازی فرار کند.
از چیزی فرار کردن
سیاستمدار به طور منظم از پاسخ به سوالات درباره سیاستهای بحثبرانگیز اجتناب میکند.
طرد کردن
ایدههای غیر متعارف او باعث شد که توسط اعضای محافظهکار جامعه طرد شود.
پرهیز کردن
سبک نوشتاری نویسنده به دلیل وضوح آن شناخته شده است، زیرا او عمداً از زبان بیش از حد پیچیده اجتناب میکند.
اخراج کردن
باشگاه عضوی را که به طور مداوم قوانین و سیاستهایش را نقض میکرد اخراج کرد.
پس راندن
شوالیه سپر خود را بالا برد تا تیرهای در حال پرواز را دفع کند.
دور انداختن
در طول تمیزکاری، اخیراً مجلههای قدیمی که جا را اشغال کرده بودند دور ریختیم.
مقابله کردن
مذاکرات دیپلماتیک برای مقابله با اختلافات بالقوه بین ملتها ضروری است.
ریشهکن کردن
دانشمندان در حال تحقیق بر روی راههایی برای ریشهکن کردن گیاهان مهاجمی هستند که اکوسیستمهای محلی را تهدید میکنند.
از بین بردن
دانشمندان در حال کار برای خاموش کردن گسترش بیماری عفونی هستند.
شل کردن
او تصمیم گرفت فشار آب در دوش را کاهش دهد برای تجربهای آرامبخشتر.
ویران کردن
گونه مهاجم، اکوسیستم محلی را ویران کرد و حیات وحش بومی را در معرض خطر قرار داد.
ریشهکن کردن
جراح با موفقیت تومور را در طول عمل از بین برد.
دور انداختن
کارگاه خودرو مجبور شد قطعات تعمیرناپذیر ماشین را برای بازیافت اسقاط کند.
منصرف کردن
قوانین جدید برای بازداشتن از گسترش فعالیتهای غیرقانونی وضع شدند.
رها کردن
محیطبانان برای پاکسازی اقیانوسها از زبالههای پلاستیکی از طریق ابتکارات پاکسازی کار میکنند.
بدتر کردن
تأخیر آنها مشکل ترافیک را تشدید کرد.
مقابلهبهمثل کردن
ملت تلاش کرد تا با اعمال اقدامات متقابل بر شرکای تجاری خود، به تحریمهای اقتصادی پاسخ دهد.
جبران کردن
منابع انرژی تجدیدپذیر میتوانند وابستگی به سوختهای فسیلی را جبران کنند.
نابود کردن
استراتژی ارتش نابود کردن نیروهای دشمن و تضمین پیروزی بود.
پیشگیرانه
او داروی پیشگیرانه مصرف کرد تا در فصل آنفولانزا بیمار نشود.
مخرب
آلودگی محیط زیست برای اکوسیستمها و تنوع زیستی مضر است.
نابودی
نابودی پشههای ناقل بیماری برای سلامت عمومی حیاتی بود.
کندکننده
مقررات زیستمحیطی استفاده از کندکنندهها را برای کاهش فرسایش خاک الزامی میکنند.
مزاحمت
ترافیک سنگین در ساعات شلوغ یک مزاحمت بزرگ است.