آزمون ACT - موفقیت و قابلیت اطمینان

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به موفقیت و قابلیت اطمینان، مانند "burgeon"، "secure"، "prevail" و غیره را یاد خواهید گرفت که به شما کمک می کند تا در آزمون های ACT خود موفق شوید.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
آزمون ACT
to overcome [فعل]
اجرا کردن

غلبه کردن

Ex: Communities overcome adversity through unity and collective problem-solving .

جوامع از طریق وحدت و حل مسئله جمعی بر سختی‌ها غلبه می‌کنند.

اجرا کردن

پیشی گرفتن

Ex: Native plants can sometimes be outcompeted by invasive species that grow more rapidly .

گیاهان بومی گاهی اوقات می‌توانند توسط گونه‌های مهاجم که سریع‌تر رشد می‌کنند شکست بخورند.

اجرا کردن

از مسئولیت فرار کردن

Ex: Some individuals try to circumvent taxes by using loopholes in the system .

برخی از افراد سعی می‌کنند با استفاده از خلأهای موجود در سیستم از پرداخت مالیات اجتناب کنند.

اجرا کردن

از انتظارات یا استانداردها بهتر بودن

Ex: Few authors have managed to transcend the influence of literary greats like Shakespeare .

تعداد کمی از نویسندگان توانسته‌اند فراتر از تأثیر بزرگان ادبیات مانند شکسپیر بروند.

to exceed [فعل]
اجرا کردن

برتر بودن

Ex: Through continuous training , the employees were able to exceed the company 's quality standards in their work .

از طریق آموزش مداوم، کارمندان توانستند استانداردهای کیفیت شرکت را در کار خود فراتر ببرند.

to resolve [فعل]
اجرا کردن

(عدم توافق یا درگیری را) حل کردن

Ex: Employees and managers have resolved various issues through constructive dialogue .

کارمندان و مدیران از طریق گفتگوی سازنده مسائل مختلفی را حل کرده‌اند.

to conquer [فعل]
اجرا کردن

بر چیزی غلبه کردن

Ex: Athletes conquer physical limitations through dedicated training and discipline .

ورزشکاران از طریق تمرین و انضباط اختصاصی، محدودیت‌های فیزیکی را پشت سر می‌گذارند.

to subdue [فعل]
اجرا کردن

مطیع کردن

Ex: During the colonial era , European powers sought to subdue vast territories in Africa and Asia .

در دوران استعمار، قدرت‌های اروپایی به دنبال تسخیر سرزمین‌های وسیعی در آفریقا و آسیا بودند.

to suppress [فعل]
اجرا کردن

سرکوب کردن

Ex: Authorities used tear gas and water cannons to suppress the unrest in the city center .

مقامات از گاز اشک‌آور و آبپاش برای سرکوب ناآرامی‌ها در مرکز شهر استفاده کردند.

to encroach [فعل]
اجرا کردن

تعدی کردن

Ex:

استراتژی بازاریابی تهاجمی شرکت بر سهم بازار رقبای خود تجاوز می‌کرد.

to overtake [فعل]
اجرا کردن

سبقت گرفتن

Ex: He overtook all the other cyclists in the race , crossing the finish line first .

او تمام دوچرخه‌سواران دیگر در مسابقه را سبقت گرفت و اولین نفری بود که از خط پایان عبور کرد.

to prevail [فعل]
اجرا کردن

برتر بودن

Ex: In the face of criticism , the artist 's unique vision and creativity prevailed , gaining recognition and appreciation from art enthusiasts .

در برابر انتقادها، دیدگاه منحصر به فرد و خلاقیت هنرمند پیروز شد، که مورد قدردانی و تحسین علاقه‌مندان به هنر قرار گرفت.

to attain [فعل]
اجرا کردن

دست یافتن

Ex: The company worked tirelessly to attain its financial targets for the quarter .

شرکت بی‌وقفه کار کرد تا به اهداف مالی خود برای سه‌ماهه دست یابد.

to achieve [فعل]
اجرا کردن

رسیدن (به هدف)

Ex: The community worked together to achieve their goal of building a new playground for the children , overcoming financial and logistical obstacles .

جامعه برای دستیابی به هدف خود در ساخت یک زمین بازی جدید برای کودکان، با همکاری یکدیگر بر موانع مالی و لجستیکی غلبه کرد.

to obtain [فعل]
اجرا کردن

به‌دست آوردن

Ex: They have obtained the necessary licenses for the project .

آن‌ها مجوزهای لازم برای پروژه را به دست آورده‌اند.

to acquire [فعل]
اجرا کردن

کسب کردن

Ex: She acquired the trust of the team by consistently delivering results .

او با ارائه مداوم نتایج، اعتماد تیم را کسب کرد.

to secure [فعل]
اجرا کردن

(به سختی) به‌ دست آوردن

Ex: He secured a promotion at work after demonstrating his leadership skills and dedication .
اجرا کردن

استفاده کردن

Ex:

سیاستمدار از نارضایتی عمومی سود برد تا برای کمپین خود حمایت کسب کند.

to advance [فعل]
اجرا کردن

پیشرفت کردن

Ex: As the negotiations progressed , both parties sought common ground to advance towards a mutually beneficial agreement .

همانطور که مذاکرات پیش می‌رفت، هر دو طرف به دنبال زمینه مشترکی برای پیشرفت به سمت یک توافق دوجانبه سودمند بودند.

to flourish [فعل]
اجرا کردن

شکوفا شدن

Ex: After moving to a more suitable environment , the exotic plants in the greenhouse began to flourish .

پس از انتقال به محیطی مناسب‌تر، گیاهان گرمسیری در گلخانه شروع به رشد و نمو کردند.

to surpass [فعل]
اجرا کردن

پیشی گرفتن

Ex: The new technology aims to surpass existing standards in terms of efficiency and functionality .

فناوری جدید به دنبال فراتر رفتن از استانداردهای موجود در زمینه کارایی و عملکرد است.

to outgrow [فعل]
اجرا کردن

از چیزی بزرگ‌تر شدن

Ex: The plant will outgrow its pot , so it needs to be repotted in a larger container soon .

گیاه از گلدان خود بزرگتر خواهد شد، بنابراین باید به زودی به یک ظرف بزرگتر منتقل شود.

to burgeon [فعل]
اجرا کردن

شکوفا شدن

Ex:

ابتکارات آموزشی باعث رشد سریع حوزه تحقیق در سال‌های اخیر شده‌اند.

to outlive [فعل]
اجرا کردن

بیشتر از دیگری زندگی کردن

Ex: She managed to outlive her younger sister by several years .

او توانست بیشتر از خواهر کوچکترش زندگی کند.

to thrive [فعل]
اجرا کردن

شکوفا شدن

Ex: By focusing on sustainability , the company aims to thrive in the eco-friendly market .

با تمرکز بر پایداری، شرکت قصد دارد در بازار دوستدار محیط زیست رشد کند.

اجرا کردن

دستاورد

Ex: Overcoming adversity and starting her own business was a remarkable accomplishment for Jane .

غلبه بر سختی‌ها و شروع کسب و کار خودش یک دستاورد قابل توجه برای جین بود.

fulfillment [اسم]
اجرا کردن

رضایت

Ex: The job provided her with a sense of fulfillment she had been seeking for years .

کار به او احساس رضایت داد که سال‌ها به دنبالش بود.

recognition [اسم]
اجرا کردن

تشخیص

Ex: The actress received recognition for her outstanding performance in the film .

بازیگر زن برای بازی خارق‌العاده‌اش در فیلم تشخیص دریافت کرد.

ascendance [اسم]
اجرا کردن

صعود

Ex: Political ascendance often comes with challenges in maintaining public support .

صعود سیاسی اغلب با چالش‌هایی در حفظ حمایت عمومی همراه است.

prosperity [اسم]
اجرا کردن

موفقیت

Ex: The government ’s policies aimed to promote economic prosperity across all regions .

سیاست‌های دولت با هدف ترویج رونق اقتصادی در تمام مناطق طراحی شده بود.

triumph [اسم]
اجرا کردن

پیروزی

Ex: His triumph over addiction inspired many others struggling with similar challenges .

پیروزی او بر اعتیاد الهام بخش بسیاری دیگر از افراد درگیر با چالش‌های مشابه شد.

accolade [اسم]
اجرا کردن

تمجید

Ex: The scientist 's discovery brought her global accolades .

کشف دانشمند برای او تقدیرهای جهانی به ارمغان آورد.

zenith [اسم]
اجرا کردن

دوران اوج

Ex: The scientific research project reached its zenith with the groundbreaking discovery .

پروژه تحقیقات علمی با کشف انقلابی به اوج خود رسید.

auspicious [صفت]
اجرا کردن

خوش‌آیند

Ex: Finding the rare coin was an auspicious event for the collector .

پیدا کردن سکه نادر یک رویداد خوش یمن برای کلکسیونر بود.

effectual [صفت]
اجرا کردن

مؤثر

Ex: The team 's effectual approach led to a successful resolution of the issue .

رویکرد موثر تیم منجر به حل موفقیت‌آمیز مشکل شد.

to validate [فعل]
اجرا کردن

اعتبار بخشیدن

Ex: If the experiment is conducted according to the protocol , it should validate the hypothesis .

اگر آزمایش طبق پروتکل انجام شود، باید فرضیه را تأیید کند.

to confirm [فعل]
اجرا کردن

تأیید کردن

Ex: The witness confirmed the defendant 's whereabouts with clear details .

شاهد با جزئیات واضح محل اقامت متهم را تأیید کرد.

اجرا کردن

تصدیق کردن

Ex: She authenticates the validity of signatures .

او اعتبار امضاها را تأیید می‌کند.

credibility [اسم]
اجرا کردن

اعتبار

Ex: The testimonial from a respected figure lent credibility to the new product 's claims .

گواهی از یک شخصیت محترم به ادعاهای محصول جدید اعتبار بخشید.

factuality [اسم]
اجرا کردن

واقعیت

Ex: Scholars prioritize factuality when conducting research and presenting findings .

محققان هنگام انجام تحقیقات و ارائه یافته‌ها به واقعیت‌گرایی اولویت می‌دهند.

اجرا کردن

گواهی

Ex: She obtained certification in project management to enhance her career prospects .

او گواهینامه مدیریت پروژه را برای بهبود چشم‌اندازهای شغلی خود دریافت کرد.

اجرا کردن

راستی‌نمایی

Ex: The inclusion of genuine artifacts in the exhibit added verisimilitude , enhancing the educational value of the display .

گنجاندن آثار واقعی در نمایشگاه، واقع‌نمایی را افزود و ارزش آموزشی نمایش را افزایش داد.

reputable [صفت]
اجرا کردن

نیک‌نام

Ex: The reputable law firm has a track record of success in high-profile cases .

شرکت حقوقی معتبر سابقه‌ای از موفقیت در پرونده‌های پراهمیت دارد.

اجرا کردن

تاثیرگذار و مهم

Ex: The book serves as an authoritative guide on ancient history .

کتاب به عنوان یک راهنمای معتبر در مورد تاریخ باستان عمل می‌کند.

genuine [صفت]
اجرا کردن

واقعی

Ex: The diamond ring was confirmed to be genuine , with authentic gemstones and precious metals .

حلقه الماس تایید شد که اصلی است، با سنگ‌های قیمتی و فلزات گرانبهای واقعی.

اجرا کردن

جامع

Ex: The comprehensive insurance policy offered coverage for a variety of potential risks and hazards .

سیاست بیمه جامع پوششی برای انواع خطرات و خطرات بالقوه ارائه می‌داد.

dependable [صفت]
اجرا کردن

قابل‌اطمینان

Ex: The dependable car never lets its owner down , reliably getting them to their destination .

ماشین قابل اعتماد هرگز صاحب خود را ناامید نمی‌کند و با اطمینان آن‌ها را به مقصد می‌رساند.