آزمون ACT - رفاه
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به رفاه را یاد خواهید گرفت، مانند "برنامه سفر"، "کوچنشین"، "تسهیلات" و غیره که به شما کمک می کند ACT های خود را با موفقیت پشت سر بگذارید.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a feature or service that adds comfort or value to a place

خوشایندی, سازگاری، مطبوعیت
اینترنت پرسرعت اکنون به عنوان یک امکانات اساسی در اکثر هتلها در نظر گرفته میشود.
a place where people live, stay, or work in

محل سکونت, اقامتگاه
هتل انواع مختلفی از اقامت را ارائه میدهد، از اتاقهای استاندارد تا سوئیتهای لوکس با نمای اقیانوس.
a large house in the countryside encircled with an area of land

عمارت اربابی, ملک اربابی، خانه اربابی
a place or structure that provides protection from danger, adversity, or hardship

پناهگاه
روستاییان در طول حمله در یک ساختمان مستحکم پناه گرفتند.
a place or experience that provides a refreshing escape or relief from a challenging or stressful situation

واحه, پناهگاه
خانه دنج او یک واحه آرامش در زندگی پرتنشش بود.
the state or period of living in a particular location

اقامت, سکونت
اقامت طولانی مدت آنها در محله، آنها را به اعضای شناخته شده و محترم جامعه تبدیل کرد.
living accommodations, often within a larger building, used by individuals or groups, such as military personnel or employees

اقامتگاه
شرکت ما محل اقامت راحتی را برای کارکنان در طول سفرهای کاری فراهم میکند.
a place or a building that is designed and equipped for a specific function, such as healthcare, education, etc.

ساختمان
the process of making a new place as permanent residence by people

اسکان
اسکان اروپاییها در آمریکای شمالی مسیر تاریخ را تغییر داد.
a person or animal that resides in a particular place or habitat

ساکن, مقیم
ساکنان شهری اغلب از راحتیهای زندگی شهری لذت میبرند.
a person or animal that resides in a particular place

ساکن, مقیم
به عنوان یک ساکن دیرینه روستا، او همه و همه چیز را درباره آنجا میدانست.
a secluded place where one can retreat for privacy and solitude

پناهگاه, مخفیگاه
پناهگاه مورد علاقه او یک کلبه کوچک کنار دریاچه بود که برای فرارهای آخر هفته عالی بود.
a one-story construction without stairs, usually with a low roof

بنگالو
زوج تصمیم گرفتند اندازه خانه خود را کوچک کنند و به یک کلبه دنج در حومه شهر نقل مکان کنند.
the process or action of making a building or a piece of furniture look good again by repairing or painting it

نوسازی, بازسازی
a very large and impressive house

عمارت
آنها به یک مراسم گالا که در یک عمارت تاریخی در حومه شهر برگزار شد دعوت شدند.
a large dining area where meals are served, typically in a military or institutional setting

سالن غذاخوری, کافه تریا
سالن غذاخوری اردوگاه روزانه سه وعده غذا به تمام اردوگاهیها میداد.
a private place where one can retreat for peace and solitude

حرم, پناهگاه
او به حرم خود، یک اتاق آرام پر از کتابها و نور ملایم، عقب نشینی کرد تا مراقبه کند.
a shared toilet, typically in a camp, military, or outdoor setting

توالت عمومی, دستشویی مشترک
مشاور اردوگاه به تازه واردان نشان داد که توالت کجا قرار دارد.
a long, narrow, single-room building traditionally used as a communal living space by various indigenous peoples

خانه بلند, فضای زندگی اشتراکی
قبیله در خانه بلند برای مراسم، جلسات شورا و رویدادهای اجتماعی جمع شدند.
the act of taking a property of high value such as a piece of land or a building away from a person

سلب مالکیت, خلع ید
an area of land set aside by the government for the use of a particular group, often Native American tribes

منطقه بومینشینان
to make a room or building look more attractive by repairing, redecorating, or cleaning it

بازسازی کردن, نوسازی کردن
هتل با مبلمان و دکوراسیون مدرن بازسازی شد.
to leave a place to be safe from a dangerous situation

تخلیه کردن
به دلیل نشت شیمیایی در بیمارستان، بیماران و کارکنان مجبور شدند ساختمان را به سرعت تخلیه کنند.
to move out of or exit a place that one previously occupied

تخلیه کردن, خالی کردن
همانطور که تعطیلاتشان به پایان میرسید، خانواده وسایلشان را جمع کردند و آماده شدند تا اتاق هتل را ترک کنند.
to settle on a piece of land with the intent of establishing a permanent residence, often under a government-granted right

ساکن شدن, مهاجرت کردن
پیشگامان به غرب رفتند تا ساکن شوند، در جستجوی فرصتهای جدید و زمینی که بتوانند آن را مال خود بنامند.
(of people and areas) experiencing extreme poverty

بیبضاعت, فقیر
خانوادههای آواره شده توسط بلای طبیعی خود را فقیر یافتند، در حالی که با منابع محدود برای بازسازی زندگی خود تلاش میکنند.
referring to the lifestyle of constantly traveling from place to place, with individuals or groups never staying in one location for an extended period of time

کوچگر, خانهبهدوش
برخی از قبایل در جنگل های بارانی آمازون کشاورزی کوچنشین را تمرین میکنند، به مناطق جدید خاک حاصلخیز برای کشت محصولات نقل مکان میکنند و سپس پس از چند سال جابجا میشوند.
not able to be reached or entered, usually due to obstacles or restrictions

غیر قابل دسترس
جاده پس از بارندگی شدید که باعث سیل شد، غیرقابل دسترس بود.
richly luxurious and sensually appealing, often in terms of furnishings and decor

شهوانی, مجلل
او اتاق نشیمن خود را با مبلمان پرزرق و برق، از جمله یک مبل چرمی عمیق و لوسترهای تزئینی آراسته کرد.
a place, activity, etc. that is interesting and enjoyable to the public

مکان یا فعالیت لذتبخش
نمایشگاه جدید موزه به جاذبه اصلی برای بازدیدکنندگان تبدیل شد.
a short trip taken for pleasure, particularly one arranged for a group of people

سفر تفریحی کوتاه, گردش
آنها یک گردش آخر هفته به پارک ملی نزدیک برنامهریزی کردند.
a long journey taken on a ship or spacecraft

سفر دریایی یا فضایی
ملوانان برای کاوش سرزمینهای جدید، سفری را از اقیانوس اطلس آغاز کردند.
things done in one's free time for pleasure or enjoyment

تفریح
پارک فضایی برای تفریح در فضای باز مانند پیکنیک و ورزش فراهم میکند.
the activity of visiting interesting places in a particular location as a tourist

تماشای اماکن دیدنی
او بعد از یک روز کامل گردشگری در پاریس خسته شده بود.
a plan of the route and the places that one will visit on a journey

برنامه سفر, مسیر مسافرت
آژانس مسافرتی به علایق ما گوش داد و یک برنامه سفر متناسب با حیات وحش و ذخایر طبیعی طراحی کرد.
a short break or stay in a journey

توقف موقت (در سفر)
در طول توقف ما در پاریس، شهر را گشتیم و از برج ایفل دیدن کردیم.
a journey carefully organized for a specific purpose, such as exploration or research

مأموریت, سفر
یک سفر اکتشافی برای مطالعه جنگلهای بارانی برنامهریزی شد.
to travel extensively and visit various places around the world

دور دنیا سفر کردن, گشت و گذار در جهان
شغل بلاگر سفر به او اجازه میدهد تا به طور منظم دنیا را بگردد.
(off passengers) to get off a plane, train, or ship once it has reached its destination

پیاده شدن
