حمل و نقل زمینی - مستندات و هزینه ها

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به مستندات و هزینه‌ها مانند "گواهینامه رانندگی"، "مالیات جاده‌ای" و "سیستم عوارض باز" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
حمل و نقل زمینی
اجرا کردن

گواهینامه یادگیری

Ex:

برخی از مناطق از دارندگان گواهینامه یادگیری می‌خواهند که قبل از درخواست برای گواهینامه، تعداد مشخصی ساعت را پشت فرمان ثبت کنند.

اجرا کردن

گواهی‌نامه رانندگی

Ex:

مطمئن شوید که گواهینامه رانندگی خود را هنگام مراجعه به دفتر اجاره ماشین به همراه داشته باشید.

اجرا کردن

گواهینامه رانندگی تجاری

Ex:

سیستم طبقه‌بندی گواهینامه رانندگی تجاری مجوزها را بر اساس نوع وسیله نقلیه و ظرفیت بار دسته‌بندی می‌کند.

اجرا کردن

دفترچه راهنمای راننده

Ex:

رانندگان با تجربه نیز می‌توانند از مرور دوره‌ای دفترچه راهنمای راننده بهره‌مند شوند تا از هرگونه تغییر در قوانین رانندگی مطلع بمانند.

اجرا کردن

دفترچه راهنمای مالک

Ex:

صاحبان خانه اغلب به دفترچه راهنمای مالک چمن‌زن خود مراجعه می‌کنند تا درباره انواع سوخت توصیه شده و روش‌های نگهداری اطلاعات کسب کنند.

warranty [اسم]
اجرا کردن

ضمانت‌نامه

Ex: The washing machine broke after six months , but luckily , it 's covered by the warranty .

ماشین لباسشویی بعد از شش ماه خراب شد، اما خوشبختانه تحت گارانتی است.

pass [اسم]
اجرا کردن

a document or authorization that allows a person to enter, cross, or move through a restricted area

Ex: Visitors must show their passes to enter the secure facility .
toll [اسم]
اجرا کردن

عوارض راه

Ex:
tollbooth [اسم]
اجرا کردن

غرفه عوارض

Ex: They installed new technology in the tollbooth for electronic toll collection .

آن‌ها فناوری جدیدی در عوارضی برای جمع‌آوری الکترونیکی عوارض نصب کردند.

toll plaza [اسم]
اجرا کردن

پلازای عوارضی

Ex: They installed additional lanes at the toll plaza to reduce traffic delays .

آن‌ها خطوط اضافی در پلازای عوارضی نصب کردند تا تاخیرهای ترافیکی را کاهش دهند.

road tax [اسم]
اجرا کردن

مالیات جاده‌ای

Ex: Some governments offer discounts on road tax for eco-friendly vehicles that produce low emissions .

برخی از دولت‌ها تخفیف‌هایی روی مالیات جاده‌ای برای وسایل نقلیه دوستدار محیط زیست که آلایندگی کمی دارند ارائه می‌دهند.

اجرا کردن

قیمت گذاری جاده

Ex: Critics argue that road pricing may disproportionately affect lower-income drivers who rely on personal vehicles .

منتقدان استدلال می‌کنند که تعرفه‌گذاری جاده‌ای ممکن است به طور نامتناسبی بر رانندگان کم‌درآمدی که به وسایل نقلیه شخصی متکی هستند تأثیر بگذارد.

اجرا کردن

قیمت‌گذاری ترافیک

Ex: Many supporters argue that congestion pricing could also reduce greenhouse gas emissions by decreasing the number of cars on the road .

بسیاری از حامیان استدلال می‌کنند که تعرفه ترافیک همچنین می‌تواند با کاهش تعداد خودروها در جاده، انتشار گازهای گلخانه‌ای را کاهش دهد.

اجرا کردن

عوارضی جاده‌ای باز

Ex: Electronic transponders installed in vehicles enable open road tolling systems to deduct fees seamlessly as cars pass through designated points .

ترانسپوندرهای الکترونیکی نصب شده در وسایل نقلیه به سیستم‌های عوارضی جاده‌ای باز امکان می‌دهند تا هزینه‌ها را به صورت یکپارچه هنگام عبور خودروها از نقاط مشخص شده کسر کنند.

اجرا کردن

جمع‌آوری عوارض بسته

Ex: Drivers appreciate closed toll collection for its straightforward payment structure and efficiency .

رانندگان سیستم جمع‌آوری عوارض بسته را به دلیل ساختار پرداخت مستقیم و کارایی آن تحسین می‌کنند.

اجرا کردن

دریافت الکترونیکی عوارض

Ex: Electronic toll collection systems are designed to enhance convenience and reduce the need for cash transactions on highways .

سیستم‌های دریافت الکترونیکی عوارض برای افزایش راحتی و کاهش نیاز به معاملات نقدی در بزرگراه‌ها طراحی شده‌اند.

اجرا کردن

عوارض بدون نقد

Ex: Governments are encouraging cashless tolling to upgrade roads and bridges and to make travel more efficient for everyone .

دولت‌ها عوارض بدون نقد را برای ارتقای جاده‌ها و پل‌ها و کارآمدتر کردن سفر برای همه تشویق می‌کنند.

shunpike [اسم]
اجرا کردن

جاده اجتناب از عوارض

Ex: The family always took the shunpike to avoid the hefty toll charges on the main highway .

خانواده همیشه از جاده فرعی استفاده می‌کرد تا از هزینه‌های سنگین عوارضی در بزرگراه اصلی جلوگیری کند.

fare [اسم]
اجرا کردن

کرایه

Ex: The fare from the city to the beach was quite reasonable .

کرایه از شهر به ساحل کاملاً معقول بود.

demurrage [اسم]
اجرا کردن

حق باراندازی

Ex: The port authority implemented demurrage penalties to incentivize prompt loading and unloading of vessels .

مقام بندر جریمه‌های دمراژ را برای تشویق به بارگیری و تخلیه سریع کشتی‌ها اجرا کرد.

courtesy [صفت]
اجرا کردن

مؤدب

Ex: The airline provided courtesy meals on the delayed flight as compensation for the inconvenience .

شرکت هواپیمایی به عنوان جبران خسارت برای ناراحتی، وعده‌های غذایی رایگان در پرواز تأخیردار ارائه داد.

حمل و نقل زمینی
شرایط و انواع وسایل نقلیه انواع بدنه خودرو وسایل نقلیه کاربردی وسایل نقلیه شخصی و عملکردی
وسایل نقلیه و کالسکه های تاریخی وسایل نقلیه اضطراری و خدمات حمل و نقل Public Transportation شاسی زیرین و ساختار اصلی وسیله نقلیه
سیستم های وسیله نقلیه داخل وسیله نقلیه خارجی وسیله نقلیه و لوازم جانبی اجزاء و افزودنی های موتور
کاربران وسایل نقلیه اقدامات ترانزیت عملیات و شرایط رانندگی تکنیک‌های رانندگی
اصطلاحات سوخت تصادفات جاده‌ای و شرایط جرایم و تخلفات رانندگی اصطلاحات و مقررات ترافیک
علائم راهنمایی و رانندگی مستندات و هزینه ها نگهداری و مرمت وسیله نقلیه صنعت خودرو
Infrastructure طراحی و ویژگی‌های جاده جاده‌ها و فضاهای شهری فضاهای مسکونی و روستایی
زیرساخت بزرگراه و تقاطع ها ساخت و نگهداری جاده موانع جاده‌ای و عناصر ایمنی Rolling Stock
قطعات قطار و لوکوموتیو اسکان مسافران زیرساخت راه‌آهن عملیات راهآهن و کنترل ایمنی
پرسنل راه آهن سیگنال‌های راه‌آهن و نگهداری