موسیقی - سازهای کوبه ای

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به سازهای کوبه ای مانند "طبل"، "تمبورین" و "گونگ" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
موسیقی
drum [اسم]
اجرا کردن

طبل

Ex: She can play various drum patterns , from rock to reggae .

او می‌تواند الگوهای مختلف درام را از راک تا رگی بنوازد.

snare drum [اسم]
اجرا کردن

طبل کوچک

Ex: With each strike of the snare drum , the drummer propelled the band forward with driving intensity .

با هر ضربه به طبل کوچک، درامر گروه را با شدتی پیش برنده به جلو راند.

bell [اسم]
اجرا کردن

ناقوس

Ex: During the festival , a large brass bell was used to attract people ’s attention to the opening ceremony .

در طول جشنواره، یک زنگ بزرگ برنجی برای جلب توجه مردم به مراسم افتتاحیه استفاده شد.

gong [اسم]
اجرا کردن

گانگ

Ex: The percussionist skillfully wielded the mallet , producing mesmerizing rhythms on the gong during the performance .

نوازندهٔ کوبه‌ای با مهارت چکش را به کار برد و ریتم‌های مسحورکننده‌ای روی گونگ در طول اجرا تولید کرد.

bongo drum [اسم]
اجرا کردن

طبل بانگو

Ex: Learning to play the bongo drum requires mastering the technique of hand drumming , from basic patterns to complex improvisations .

یادگیری نواختن درام بونگو مستلزم تسلط بر تکنیک درام زدن با دست است، از الگوهای پایه گرفته تا بداهه‌نوازی‌های پیچیده.

clapper [اسم]
اجرا کردن

کف‌زن

Ex: The musician played the clapper in perfect rhythm with the drums .
rattle [اسم]
اجرا کردن

جغجغه

Ex: The traditional Native American dance featured dancers holding rattles , their movements in sync with the beat .

رقص سنتی بومیان آمریکایی شامل رقصندگانی بود که جغجغه در دست داشتند، حرکاتشان با ضرب هماهنگ بود.

Jew's harp [اسم]
اجرا کردن

زنبورک

Ex:

یادگیری نواختن هارپ یهودی نیاز به تسلط بر تکنیک کشیدن زبان و کنترل تنفس دارد.

xylophone [اسم]
اجرا کردن

زیلوفون

Ex: The music teacher introduced the xylophone to the class .

معلم موسیقی زیلوفون را به کلاس معرفی کرد.

carillon [اسم]
اجرا کردن

کاریلون

Ex: From her office window , she could hear the distant carillon marking the hour with sonorous tones .

از پنجره دفترش، می‌توانست کاریلون دور را بشنود که ساعت را با نغمه‌های رسا مشخص می‌کرد.