موسیقی - قطعات موسیقیایی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به قطعات موسیقی مانند "کنسرتو"، "سوناتا" و "نوکتورن" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
موسیقی
adagio [اسم]
اجرا کردن

قطعه موسیقی آهسته

Ex: The adagio in the ballet showcased the dancers ' grace and control .

آداژیو در باله، ظرافت و کنترل رقصندگان را به نمایش گذاشت.

concerto [اسم]
اجرا کردن

کنسرتو

Ex: She practiced diligently to master the challenging passages in the concerto for her upcoming audition .

او به دقت تمرین کرد تا بر بخش‌های چالش‌برانگیز کنسرتو برای آزمون پیش‌روی خود مسلط شود.

duet [اسم]
اجرا کردن

دونوازی

Ex: The siblings practiced their piano duet for the upcoming recital .

خواهر و برادرها دوئت پیانوی خود را برای کنسرت آینده تمرین کردند.

trio [اسم]
اجرا کردن

قطعه موسیقی برای سه ساز یا سه خواننده

quartet [اسم]
اجرا کردن

کوارتت

Ex: Their vocal quartet harmonized beautifully in the concert .

کوارتت آوازی آنها در کنسرت به زیبایی هارمونی داشت.

quintet [اسم]
اجرا کردن

کوئینتت (موسیقی)

Ex: She was excited to join the renowned brass quintet for their upcoming concert tour .

او برای پیوستن به کوینتت معروف برنجی برای تور کنسرت آینده‌شان هیجان‌زده بود.

sextet [اسم]
اجرا کردن

شش‌نوازی

Ex: The composer was inspired to write a sextet after attending a small chamber music concert in Vienna .

آهنگساز پس از حضور در یک کنسرت کوچک موسیقی مجلسی در وین، برای نوشتن یک شش‌نفره الهام گرفت.

septet [اسم]
اجرا کردن

قطعه موسیقی برای هفت ساز یا هفت خواننده

octet [اسم]
اجرا کردن

قطعه موسیقی برای هشت ساز یا هشت خواننده

nonet [اسم]
اجرا کردن

قطعه موسیقی برای نه ساز یا نه خواننده

decet [اسم]
اجرا کردن

*گروه ده نفره موسیقی

forte [اسم]
اجرا کردن

شدت (موسیقی)

Ex: In the score , the forte indicates the moment where the music reaches its peak intensity .

در نت‌نویسی، فورته لحظه‌ای را نشان می‌دهد که موسیقی به اوج شدت خود می‌رسد.

fugue [اسم]
اجرا کردن

فوگ (موسیقی)

Ex:

در کلاس موسیقی، ما مطالعه کردیم که چگونه یک فوگ چندین صدا را لایه‌بندی می‌کند، هر کدام با همان موتیف وارد می‌شوند اما به طور مستقل توسعه می‌یابند.

march [اسم]
اجرا کردن

مارش (موسیقی)

Ex:
voluntary [اسم]
اجرا کردن

موسیقی ارگ در کلیسا

Ex: She selected a quiet voluntary to accompany the evening prayer .

او یک voluntary آرام را برای همراهی با نماز عصر انتخاب کرد.

chaconne [اسم]
اجرا کردن

چاکن

Ex: The composer modernized the chaconne , infusing it with contemporary elements while maintaining its characteristic triple meter and variation form .

آهنگساز شاکون را مدرنیزه کرد، در حالی که عناصر معاصر را در آن تزریق می‌کرد، متر سه‌گانه مشخصه و فرم تغییر آن را حفظ کرد.

canon [اسم]
اجرا کردن

کانن (موسیقی)

Ex: The composer wrote a four-part canon based on a folk tune .

آهنگساز یک کانن چهاربخشی بر اساس یک ملودی محلی نوشت.

composition [اسم]
اجرا کردن

قطعه موسیقی

Ex: His most celebrated composition won an international award .
etude [اسم]
اجرا کردن

اتود (موسیقی)

Ex: She performed a beautiful etude at the competition to showcase her technique .

او یک اتود زیبا در مسابقه اجرا کرد تا تکنیک خود را به نمایش بگذارد.

largo [اسم]
اجرا کردن

لارگو (موسیقی)

Mass [اسم]
اجرا کردن

a musical composition or ceremonial performance based on the texts of the Eucharistic liturgy

Ex:
medley [اسم]
اجرا کردن

قطعه موسیقی مختلط

opus [اسم]
اجرا کردن

اپوس (موسیقی)

Ex:

«رقص‌های مجارستانی، Opus 103» برامز، که در سال 1869 نوشته شد، مورد علاقه مردم در کنسرت بود.

oratorio [اسم]
اجرا کردن

اوراتوریو

Ex: Bach composed several renowned oratorios like the Christmas Oratorio which set biblical texts to music for holidays .

باخ چندین اوراتوریو معروف مانند اوراتوریوی کریسمس را تصنیف کرد که متون کتاب مقدس را برای تعطیلات به موسیقی تبدیل می‌کند.

raga [اسم]
اجرا کردن

راگا (موسیقی)

rhapsody [اسم]
اجرا کردن

راپسودی (موسیقی)

Ex: The composer 's latest work was a symphonic rhapsody inspired by the sights and sounds of the city , weaving together themes of urban life and vitality .

آخرین اثر آهنگساز یک راپسودی سمفونیک بود که از مناظر و صداهای شهر الهام گرفته بود و موضوعات زندگی شهری و سرزندگی را در هم می‌تنید.

solo [اسم]
اجرا کردن

قطعه موسیقی برای یک ساز یا یک خواننده

Ex: The opera singer 's solo showcased her incredible vocal range .

تک‌خوانی خواننده اپرا، محدوده صوتی شگفت‌انگیز او را به نمایش گذاشت.

song [اسم]
اجرا کردن

آهنگ

Ex: The radio station played the hit song every hour .

ایستگاه رادیویی هر ساعت آهنگ پربازدید را پخش می‌کرد.

symphony [اسم]
اجرا کردن

(قطعه موسیقی) سمفونی

Ex: He studied the symphony 's score meticulously , analyzing each movement 's intricate details .

او با دقت نت سمفونی را مطالعه کرد، و جزئیات پیچیده هر موومان را تحلیل نمود.

track [اسم]
اجرا کردن

قطعه موسیقی

Ex: He spent hours listening to each track on the vinyl record .

او ساعت‌ها به هر آهنگ روی صفحه وینیل گوش داد.

اجرا کردن

موسیقی عروسی

Ex: The orchestra rehearsed the wedding march , ensuring every note was played with precision and elegance .

ارکستر مارش عروسی را تمرین کرد، مطمئن شد که هر نت با دقت و ظرافت نواخته شود.

suite [اسم]
اجرا کردن

سوئیت (موسیقی)

Ex: The ballet featured a suite of musical numbers .
vocal [اسم]
اجرا کردن

آهنگ (همراه با کلام)

Ex: The composer introduced a new vocal in the opera .
interlude [اسم]
اجرا کردن

نمایش میان‌پرده

Ex: The concert included a jazz interlude that captivated the audience .

کنسرت شامل یک میان‌پرده جاز بود که مخاطبان را مجذوب خود کرد.

score [اسم]
اجرا کردن

پارتیتور

Ex: The conductor studied the score carefully before rehearsal .
اجرا کردن

کنسرتو گروسو

Ex: Students in the music theory class studied the structural elements and harmonic innovations of the concerto grosso form , analyzing its use of thematic development and counterpoint .

دانشجویان در کلاس تئوری موسیقی، عناصر ساختاری و نوآوری‌های هارمونیک فرم کنسرتو گروسو را مطالعه کردند و استفاده از توسعه تماتیک و کنترپوان آن را تحلیل کردند.

opera [اسم]
اجرا کردن

اپرا

Ex: The children 's choir was invited to perform in the opera .

کر کودکان برای اجرا در اپرا دعوت شدند.

saraband [اسم]
اجرا کردن

موسیقی رقص ساراباند

gigue [اسم]
اجرا کردن

ژیگ

Ex: The violinist performed the gigue with nimble fingers , executing the intricate runs and trills with effortless grace .

ویولونیست ژیگ را با انگشتان چابک اجرا کرد، پاساژهای پیچیده و تریل‌ها را با لطافتی بی‌زحمت به نمایش گذاشت.