موسیقی - قطعات آلات موسیقی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به قسمت‌های مختلف سازهای موسیقی مانند "فرت"، "پل" و "رزوناتور" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
موسیقی
bow [اسم]
اجرا کردن

آرشه

Ex: The music teacher demonstrated how to properly hold the bow to achieve the best sound from the instrument .

معلم موسیقی نشان داد که چگونه آرشه را به درستی نگه دارید تا بهترین صدا از ساز به دست آید.

drumstick [اسم]
اجرا کردن

چوبک طبل

Ex:

صدای چوب طبل که به طبل اسنیر برخورد کرد در اتاق پیچید.

key [اسم]
اجرا کردن

کلید (ساز)

Ex: She practiced playing the keys on her flute with precision and control .

او با دقت و کنترل روی کلیدهای فلوت خود تمرین کرد.

mouthpiece [اسم]
اجرا کردن

دهانی (ساز موسیقی)

Ex: Beginners often struggle with the embouchure on the mouthpiece .
mute [اسم]
اجرا کردن

خفه‌کن (موسیقی)

pedal [اسم]
اجرا کردن

پدال (پیانو و...)

pipe [اسم]
اجرا کردن

ساز لوله‌ای

reed [اسم]
اجرا کردن

نی

Ex: Reeds can warp over time and affect the instrument 's pitch .
soft pedal [اسم]
اجرا کردن

رکاب ملایم‌ساز (در پیانو)

stop [اسم]
اجرا کردن

کلید (ارگ بادی)

string [اسم]
اجرا کردن

سیم

Ex:

انگشتان نوازنده بیس به سرعت روی سیم‌ها حرکت می‌کردند و ریتم آهنگ را حفظ می‌کردند.

valve [اسم]
اجرا کردن

سوپاپ پیستونی

fingerboard [اسم]
اجرا کردن

رودسته (ساز)

Ex: The cello 's fingerboard was worn from years of practice and performances .

دستگاه انگشتگذاری ویولن سل پس از سال‌ها تمرین و اجرا فرسوده شده بود.

slide [اسم]
اجرا کردن

اسلاید (در آلات موسیقی)

Ex: The musician extended the slide fully to produce a deep , resonant tone .

موسیقیدان اسلاید را به طور کامل گسترش داد تا صدایی عمیق و طنین‌انداز تولید کند.

sound hole [اسم]
اجرا کردن

حفره صدا

Ex: The sound hole of the ukulele , adorned with delicate inlays , added an artistic touch to the instrument 's design .

سوراخ صدا یوکللی، که با منبت‌کاری‌های ظریف تزئین شده بود، به طراحی ساز جلوه‌ای هنری بخشید.

soundboard [اسم]
اجرا کردن

صفحه صدا

Ex: The ukulele 's soundboard , adorned with intricate designs , added to the instrument 's visual appeal .

صفحه صدا اوکوله‌له، که با طرح‌های پیچیده تزئین شده بود، به جذابیت بصری ساز افزود.

body [اسم]
اجرا کردن

بدنه

Ex: The luthier meticulously crafted the body of the acoustic guitar from high-quality tonewoods to achieve superior sound quality .

لوتیر با دقت بدنه گیتار آکوستیک را از چوب‌های تن باکیفیت بالا ساخت تا به کیفیت صدای برتر دست یابد.

pickup [اسم]
اجرا کردن

پیکاپ

Ex: Some pickups allow players to switch between different sound profiles .

برخی از پیکاپ‌ها به بازیکنان اجازه می‌دهند بین پروفایل‌های صوتی مختلف جابجا شوند.

nut [اسم]
اجرا کردن

شیطانک

Ex:
اجرا کردن

مکانیسم پیانو

Ex: The pianist 's fingers danced across the keyboard , engaging with the piano action to express the music 's emotion and nuance .

انگشتان پیانیست روی صفحه کلید می‌رقصیدند، با عمل پیانو درگیر شدند تا احساس و ظرافت موسیقی را بیان کنند.

fallboard [اسم]
اجرا کردن

درپوش پیانو

Ex: The fallboard 's smooth movement added to the elegance of the instrument 's design .

حرکت روان درپوش کیبورد به زیبایی طراحی ساز افزود.

lid [اسم]
اجرا کردن

درپوش پیانو

Ex: She polished the lid to a high shine .
tuner [اسم]
اجرا کردن

تنظیم کننده

Ex: The band members plugged their electric instruments into the digital tuner to check their tuning .

اعضای گروه سازهای الکترونیک خود را به تونر دیجیتال وصل کردند تا کوک خود را بررسی کنند.