اقناع
آنها یک درخواست به وجدان درباره استفاده از کار کودکان راه اندازی کردند.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به میانجیگری و تأثیر مانند "مداخله"، "متقاعد کننده" و "القاء" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
اقناع
آنها یک درخواست به وجدان درباره استفاده از کار کودکان راه اندازی کردند.
قانع کردن
والدین با توضیح اینکه چرا تقسیم با دیگران مهم است، به احساس عدالت فرزندشان متوسل شدند.
داوری کردن
از قاضی خواسته شد تا در اختلاف بین دو طرف درگیر در قرارداد تجاری داوری کند.
داوری
در اختلافات تجاری پیچیده، داوری اغلب به دلیل کارایی و محرمانگی آن ترجیح داده میشود.
داور
پس از شکست میانجیگری اولیه، یک داور با تجربه برای تسهیل یک راهحل فراخوانده شد.
استدلال کردن
دانشجو استدلال کرد برای گنجاندن دیدگاههای متنوع در برنامه درسی.
چانه زدن (برای قیمت)
آنها موفق شدند هزینه خدمات پذیرایی برای رویداد را پایین بیاورند.
چاپلوسی
او در مقابل تملقهایش مقاومت کرد و در تصمیم خود ثابت قدم ماند.
رشوه
تحقیق شواهدی از رشوههای نقدی پرداخت شده به مقامات محلی را کشف کرد.
رشوه دادن
تاجر به رشوه دادن به کارکنان رقبا متوسل شد تا اطلاعات داخلی به دست آورد.
به هوش آوردن
آموزش CPR میتواند در به هوش آوردن افراد در مضیقه بینظیر باشد.
باعث آشتی دو نفر شدن
مداخله میانجی جمع کرد همسایگان disputing را با هم، کمک به آنها برای پیدا کردن یک مصالحه.
کسی را راضی به انجام کاری کردن
مصاحبهکننده سعی کرد مصاحبهشونده را ترغیب کند تا جزئیات بیشتری درباره تجربیاتش به اشتراک بگذارد.
اطمینان دادن
متقاعدکننده
آمار قانعکننده از فرضیه محقق حمایت کرد و یافتههایش را تقویت کرد.
منصرف کردن
او دوستش را از پیوستن به یک طرح سرمایهگذاری غیرقابل اعتماد منصرف میکند.
متقاعد کردن
پروژه باغ جامعه تشویق میکند ساکنان محلی را به کشت غذای خود.
اغوا کردن
رستوران با ارائه پیشغذای رایگان همراه با هر غذای اصلی، مشتریان را به امتحان کردن آیتمهای جدید منو ترغیب کرد.
تشویق و ترغیب کردن
رهبر در حال حاضر گروه را به ماندن متمرکز بر ماموریتشان ترغیب میکند.
قانع کردن
من سعی میکنم خواهرم را متقاعد کنم که رستوران جدید را با من امتحان کند.
راضی کردن
با پشتکار و جذاب بودن، او راضی کرد کمیته را و تأیید آنها را گرفت.
کسی را مجبور (به گفتن چیزی/ انجام کاری) کردن
معلم سعی کرد از دانشآموزان درگیر در شوخی عذرخواهی بگیرد.
نطق کردن
او سخنرانی طولانی و عصبانیای به کمیته خواهد کرد اگر به نگرانیهایش رسیدگی نکنند.
نطق آتشین
او یک سخنرانی طولانی از والدینش درباره مسئولیت را تحمل کرد.
تحت تاثیر قرار دادن
معترضان در حالی که سیاستمداران در داخل بحث میکردند، تماشاگران را ترغیب میکردند تا به تظاهرات آنها بپیوندند.
انگیزه
مدرسه به عنوان انگیزه برای عملکرد تحصیلی بالا، بورسیه ارائه داد.
پادرمیانی کردن
وقتی دو همکار وارد بحث داغی شدند، سارا سعی کرد قبل از اینکه اوضاع از کنترل خارج شود وساطت کند.
وساطت
آنها به وساطت یک همکار ارشد امید داشتند تا ارتقای خود را تسریع کنند.
متقاعد کردن
در طول ارائه، سخنران قصد داشت با تأکید بر تأثیر مثبت آن بر جامعه، علاقهمند کردن مخاطبان به حمایت از یک هدف خیریه را جلب کند.
واسطه
دیپلمات به عنوان یک میانجی در مذاکرات بینالمللی نقش کلیدی ایفا کرد.
پادرمیانی کردن
معلم مجبور شد مداخله کند وقتی دو دانشآموز در کلاس شروع به جر و بحث کردند.
میانجیگری
مداخله مؤثر آتشنشانی آتش را قبل از گسترش مهار کرد.
لابی کردن
سازمان غیرانتفاعی برای افزایش بودجه برنامههای آموزشی لابی کرده است.
وسوسه کردن
شرکت یک تخفیف ویژه ارائه داد تا مشتریان جدید را فریب دهد تا محصولاتشان را امتحان کنند.