واژگان ضروری برای TOEFL - خانواده و روابط
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد خانواده و روابط، مانند "آشنا"، "شاخه"، "سازگار"، و غیره که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a person whom one knows but is not a close friend

آشنا
همیشه خوب است که در گردهماییهای اجتماعی با آشنایان دیدار کنید و از تجربیات اخیرشان بشنوید.
a group of people who come together for a particular purpose, often because they share common interests or beliefs

گروه, باند، دسته
یک گروه از معلمان برای بحث در مورد بهبودهای مدرسه گرد هم آمدند.
a relationship between people or groups based on shared experiences, ideas, or emotions

رابطه, پیوند
مسافرت با هم پیوند آنها را به عنوان خواهر و برادر تقویت کرد.
sexual intercourse involving a married person and someone other than their spouse

زنای محصنه
علیرغم وسوسه، او به عهدهای ازدواج خود پایبند ماند و تصمیم گرفت با شوهرش در مورد زنا مشکوکش روبرو شود.
a sexual relationship between two people in which at least one of them is already committed to someone else

رابطه نامشروع (جنسی)
او به بهترین دوستش در مورد رابطه اعتماد کرد و در مورد چگونگی مدیریت وضعیت مشورت خواست.
someone who helps or supports someone else in certain activities or against someone else

دوست
ابرقهرمان با دشمن سابق خود متحد شد تا یک تهدید مشترک را شکست دهد، ثابت کرد که گاهی حتی دشمنان میتوانند متحد شوند.
a blood relative who lived a long time ago, usually before one's grandparents

جد
آنها داستانهایی درباره نیاکان خود به اشتراک گذاشتند و تاریخ خانواده را به نسل جوان منتقل کردند.
the people from whom a person is descended

تبار, دودمان
تبار خانواده را میتوان در پرترههای قدیمی مشاهده کرد.
a subdivision or a group of members of an extended family sharing the same ancestors

شاخهای از شجره خانوادگی
اگرچه آنها متعلق به شاخههای مختلف خانواده بودند، اما پسرعموها در طول زندگی خود روابط نزدیکی را حفظ کردند.
a large group of people who are related to each other

طایفه, ایل، تبار
عروسی یک رویداد بزرگ بود که اعضای قبیله از سراسر کشور در آن شرکت کردند.
(of a child or parent) related through adoption

خوانده (پدر، مادر و...)
خواهر و برادرهای خوانده ممکن است DNA مشترک نداشته باشند، اما پیوند آنها به اندازه هر خانواده بیولوژیکی قوی است.
representing or involving members of two different races

دورگه
نمایش دو نژادی در رسانهها و ادبیات برای ترویج تنوع و به چالش کشیدن کلیشهها ضروری است.
to have a secret romantic or sexual relationship with someone other than one's own partner

خیانت کردن
با وجود عذرخواهیهایش، آسیب زمانی وارد شد که او به دوست پسرش خیانت کرد.
the end of a relationship or an association

جدایی, قطع رابطه
جدایی از مشارکت، هر دو کارآفرین را آزاد گذاشت تا به طور مستقل فرصتهای تجاری جدید را کشف کنند.
showing a level of love or care that one would only expect a brother to have

برادرانه
غریزه برادرانه او زمانی فعال شد که دید برادر کوچکترش با بار سنگین دست و پنجه نرم میکند، و برای کمک شتافت.
the feeling of understanding and friendship between people

برادری, رفاقت
برادری فقط درباره خانواده نیست؛ این درباره ساختن پیوندهای قوی و دلسوزانه با دیگرانی است که ارزشها و اهداف شما را به اشتراک میگذارند.
someone or something that regularly keeps another company, providing friendship, support, or association

همراه
آنها در طول کالج همراهان جداییناپذیری بودند.
the delightful feeling that one has when accompanied by people one enjoys spending time with rather than being alone

همصحبتی, مصاحبت، همنشینی
(of two people) able to have a balanced and comfortable relationship

همعقیده, تفاهمدار، سازگار، جور
منتور و منتوری در رویکرد و نگرش بسیار سازگار بودند.
a person who shares the responsibilities of raising a child

همسرپرست
والدین مشترک با وجود تفاوتهایشان با هم کار میکنند تا محیطی دوستداشتنی و پرورشدهنده برای فرزندانشان ایجاد کنند.
the legal right or responsibility to care for and make decisions regarding a child, especially after a divorce or separation

حضانت, سرپرستی، امانت، حفاظت
او برای محافظت از رفاه فرزندش درخواست سرپرستی داد.
someone who shares the same blood with a specific person who lived many years ago

نواده, نسل
شیء باستانی از نسلی به نسل دیگر منتقل شد و در نهایت به دست یک فرزند مستقیم افتاد.
having a connection that is not close or direct, as in a remote familial or social relationship

(از نظر رابطه یا خویشی) دور
اگرچه آنها خویشاوندان دور هستند، اما برخی ویژگیهای فیزیکی چشمگیری را به اشتراک میگذارند.
to interact and spend time with people

معاشرت کردن با, خوشوبش کردن با
آخر هفته گذشته، آنها به سرعت در یک گردهمایی خانوادگی معاشرت کردند.
a person's family and relatives

خویشاوند, همخون
سالهاست که خویشاوندانم را ندیدهام، اما هنوز در تماس هستیم.
one's closest living relative or relatives

فامیل درجهیک
به عنوان نزدیکترین خویشاوند، شما مسئول تصمیمگیری در مورد املاک متوفی خواهید بود.
the process of raising or taking care of one's child or children

فرزندپروری
سبک والدینگری او بر ارتباط باز و استقلال فرزندانش تأکید دارد.
related to or characteristic of a mother and motherhood, especially during and following childbirth

مادرانه
گرمای مادری خاصی وجود دارد که او هر بار که درباره نوزاد تازه متولد شدهاش صحبت میکند، از خود ساطع میکند.
having qualities or behaviors typically associated with a father, particularly in a caring, supportive, or protective manner

پدرانه
یکی از ارزشمندترین توصیههای پدرانهای که دریافت کرد، اولویت دادن به تحصیلاتش و هرگز دست از یادگیری نکشیدن بود.
(of people) having a very close relationship

صمیمی
رابطه صمیمی آنها به آنها اجازه داد که در برابر یکدیگر آسیبپذیر و صادق باشند.
to receive money, property, etc. from someone who has passed away

به ارث بردن
کسب و کار به نسل بعدی به آرامی به ارث رسید، زیرا خواهران و برادران سهام برابر به ارث بردند.
an individual's religious or ethnic background that is passed down to them from their ancestors

ارثیه, میراث
او دستور العمل های سنتی را از مادربزرگش آموخت و میراث آشپزی خود را برای نسل های آینده حفظ کرد.
the person one used to be married to or have a relationship with

همسر سابق, دوستدختر یا دوستپسر سابق
علیرغم طلاق گرفتن، هر دو در مراسم فارغالتحصیلی دخترشان شرکت کردند، نشان دادند که هنوز هم میتوانند سابق های دوستانهای باشند.
limited to a particular person, group, or purpose

انحصاری, اختصاصی
به او حقوق انحصاری برای انتشار زندگینامه نویسنده اعطا شد، که تضمین میکرد هیچ ناشر دیگری نمیتواند آن را منتشر کند.
to interact and spend time with someone or a group of people

معاشرت کردن
ما از همنشینی با افراد همفکر لذت میبریم.
