واژگان ضروری برای TOEFL - بدن انسان

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد بدن انسان، مانند "هورمون"، "پیشانی"، "ساق پا" و غیره را که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان ضروری برای TOEFL
adrenaline [اسم]
اجرا کردن

آدرنالین

Ex: Athletes often experience an increase in adrenaline levels during competitive events , enhancing their performance .

ورزشکاران اغلب در طول رویدادهای رقابتی افزایش سطح آدرنالین را تجربه می‌کنند، که عملکرد آنها را بهبود می‌بخشد.

anatomy [اسم]
اجرا کردن

آناتومی بدنی

Ex: Understanding human anatomy is essential for doctors and surgeons .

درک آناتومی انسان برای پزشکان و جراحان ضروری است.

appendix [اسم]
اجرا کردن

آپاندیس

Ex: The function of the appendix in the human body is still debated by scientists .

عملکرد آپاندیس در بدن انسان هنوز توسط دانشمندان مورد بحث است.

armpit [اسم]
اجرا کردن

زیربغل

Ex: He applied deodorant to his armpit before heading out .

او قبل از بیرون رفتن دئودورانت را به زیر بغل خود زد.

artery [اسم]
اجرا کردن

سرخرگ

Ex: The walls of arteries are thicker and more muscular compared to veins , allowing them to withstand the high pressure of blood pumped by the heart .
biceps [اسم]
اجرا کردن

ماهیچه دوسر بازو

Ex: Bicep curls target the biceps and help improve arm strength .

کرل دوسر بازو بر روی عضله دوسر بازو تمرکز دارد و به بهبود قدرت بازو کمک می‌کند.

calf [اسم]
اجرا کردن

پویز

Ex: The athlete did calf raises as part of their strength training routine to build stronger leg muscles .

ورزشکار به عنوان بخشی از برنامه تمرین قدرتی خود برای ساختن عضلات قوی‌تر پا، حرکات بلند کردن ساق پا را انجام داد.

cell [اسم]
اجرا کردن

سلول

Ex: Cells can be classified into two main categories : prokaryotic cells , lacking a nucleus , and eukaryotic cells , which have a nucleus enclosed within a membrane .

سلول‌ها را می‌توان به دو دسته اصلی تقسیم کرد: سلول‌های پروکاریوتی، که فاقد هسته هستند، و سلول‌های یوکاریوتی، که هسته‌ای محصور در غشاء دارند.

cheekbone [اسم]
اجرا کردن

استخوان گونه

Ex:

جراح پلاستیک افزایش استخوان گونه را برای بهبود ویژگی‌های چهره بیمار توصیه کرد.

chin [اسم]
اجرا کردن

چانه

Ex: She rested her chin on her hand , listening attentively to the conversation .

او چانه‌اش را روی دستش گذاشت و با دقت به گفتگو گوش داد.

circulation [اسم]
اجرا کردن

گردش خون

Ex: Good circulation is essential for maintaining overall cardiovascular health .

گردش خون خوب برای حفظ سلامت کلی قلب و عروق ضروری است.

collarbone [اسم]
اجرا کردن

ترقوه

Ex: The doctor palpated the area around his collarbone to check for any signs of injury .

پزشک ناحیه اطراف ترقوه او را لمس کرد تا علائم آسیب را بررسی کند.

fist [اسم]
اجرا کردن

مشت

Ex: The child raised his tiny fist in the air , pretending to be a superhero ready to save the day .

کودک مشت کوچک خود را در هوا بلند کرد، وانمود کرد که یک ابرقهرمان آماده نجات روز است.

palm [اسم]
اجرا کردن

کف دست

Ex: The baby grasped her mother 's finger with her tiny palm .

نوزاد با کف دست کوچک خود انگشت مادرش را گرفت.

forehead [اسم]
اجرا کردن

پیشانی

Ex: A cold compress on his forehead helped soothe the headache that had been bothering him all day .

کمپرس سرد روی پیشانی او به تسکین سردردی که تمام روز او را آزار می‌داد کمک کرد.

genitals [اسم]
اجرا کردن

آلت تناسلی

Ex: The nurse provided education on proper hygiene practices for cleaning the genitals to prevent infections .

پرستار آموزش‌هایی در مورد روش‌های بهداشتی مناسب برای تمیز کردن اعضای تناسلی به منظور پیشگیری از عفونت‌ها ارائه داد.

heel [اسم]
اجرا کردن

پاشنه

Ex:

ورزشکار عضلات ساق پا را کشید تا تنش در پاشنه‌ها را کاهش دهد.

gut [اسم]
اجرا کردن

لوله گوارش

Ex: The herbalist recommended a tea blend to soothe inflammation and support gut health .

گیاه‌شناس یک مخلوط چای را برای تسکین التهاب و حمایت از سلامت روده توصیه کرد.

hip [اسم]
اجرا کردن

مفصل ران

Ex: The jeans fit perfectly around his hips , providing both comfort and style .

شلوار جین به طور کامل دور کمر او می‌نشیند، که هم راحتی و هم استایل را فراهم می‌کند.

intestine [اسم]
اجرا کردن

روده

Ex: He studied the anatomy of the intestine in his biology class .

او آناتومی روده را در کلاس زیست‌شناسی خود مطالعه کرد.

stomach [اسم]
اجرا کردن

معده

Ex: She felt a rumble in her stomach , indicating that she was hungry .

او در شکم خود احساس غرغر کرد، که نشان می‌داد گرسنه است.

joint [اسم]
اجرا کردن

مفصل

Ex:

او در مفصل ران خود احساس سفتی و ناراحتی کرد، که او را به دنبال مراقبت پزشکی سوق داد.

jaw [اسم]
اجرا کردن

فک

Ex: She had to undergo surgery to correct a misaligned jaw .

او مجبور شد برای اصلاح یک فک ناهمتراز تحت عمل جراحی قرار بگیرد.

lap [اسم]
اجرا کردن

روی ران پا

Ex: The cat curled up in her owner 's lap , purring contentedly as she stroked its fur .

گربه در دامن صاحبش حلقه زد، در حالی که او پشمش را نوازش می‌کرد، راضی‌خاطر خرخر می‌کرد.

limb [اسم]
اجرا کردن

دست یا پا

Ex: The veterinarian examined the dog 's injured limb and recommended a course of treatment .

دامپزشک عضو آسیب دیده سگ را معاینه کرد و یک دوره درمان را توصیه کرد.

vein [اسم]
اجرا کردن

رگ

Ex: Blood clots can form in veins , which can be dangerous if they travel to other parts of the body .

لخته‌های خون می‌توانند در رگ‌ها تشکیل شوند، که اگر به قسمت‌های دیگر بدن سفر کنند می‌تواند خطرناک باشد.

tissue [اسم]
اجرا کردن

بافت

Ex:

بافت عصبی تکانه‌های الکتریکی را در سراسر بدن حمل می‌کند و ارتباط بین سلول‌ها را تسهیل می‌نماید.

thigh [اسم]
اجرا کردن

ران

Ex: The doctor advised doing exercises to strengthen the thigh muscles .

پزشک توصیه کرد که برای تقویت عضلات ران ورزش کنید.

spine [اسم]
اجرا کردن

ستون فقرات

Ex: Strengthening the muscles around the spine can provide better support and reduce strain .

تقویت عضلات اطراف ستون فقرات می‌تواند حمایت بهتری فراهم کند و فشار را کاهش دهد.

skull [اسم]
اجرا کردن

جمجمه

Ex: The museum displayed a collection of animal skulls from various species .

موزه مجموعه‌ای از جمجمه حیوانات از گونه‌های مختلف را نمایش داد.