زبان عامیانه انگلیسی برای هویت‌های همجنسگرا و لزبین

اینجا شما اصطلاحات عامیانه مربوط به هویت‌های همجنسگرای مرد و زن را پیدا خواهید کرد، که عبارات و اصطلاحات خاص این جوامع و تجربیات آنها را در بر می‌گیرد.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
هویت، شخصیت و ارائه خود
clone [اسم]
اجرا کردن

یک کلون

Ex: That clone spent hours perfecting his stereotypical " macho " style .

آن کلون ساعت‌ها وقت صرف کرد تا سبک کلیشه‌ای "مردانه" خود را کامل کند.

flower [اسم]
اجرا کردن

گل

Ex: His friends call him their little flower for his sweet demeanor .

گل در حالی که در گوشه می‌رقصید لبخند می‌زد.

gaysian [اسم]
اجرا کردن

فرد همجنسگرای آسیایی‌تبار

Ex:

گروه‌های آنلاین به گیزیان‌ها فضایی برای ارتباط و به اشتراک گذاری تجربیات می‌دهند.

twink [اسم]
اجرا کردن

یک مرد همجنسگرای جوان و لاغر، اغلب با ظاهری پسرانه، که معمولاً شیک یا پرزرق و برق در نظر گرفته می‌شود

Ex:

توینک با خجالت در سراسر اتاق شلوغ لبخند زد.

bear [اسم]
اجرا کردن

خرس

Ex: The bar is popular with bears and their admirers .

بار در بین خرس‌ها و طرفدارانشان محبوب است.

otter [اسم]
اجرا کردن

سمور آبی

Ex: In the gay community , otters are a recognized subgroup .

در جامعه همجنس‌گرایان، سمورهای آبی یک زیرگروه شناخته‌شده هستند.

bull [اسم]
اجرا کردن

گاو نر

Ex: The dating app listed him squarely in the bull category .

اپلیکیشن دوستیابی او را مستقیماً در دسته‌بندی گاو نر قرار داد.

silver fox [اسم]
اجرا کردن

روباه نقرهای

Ex: She teased him for being a silver fox with style .

او به خاطر اینکه یک روباه نقرهای با استایل است او را مسخره کرد.

twunk [اسم]
اجرا کردن

یک مرد همجنسگرای جوان، لاغر و عضلانی

Ex:

او با افتخار سلفی‌هایی پست می‌کند که وضعیت توآنک او را نشان می‌دهد.

اجرا کردن

همجنس‌گرای ستاره پلاتین

Ex:

آن همجنسگرای ستاره پلاتین یک میم درباره داستان‌های تولد به اشتراک گذاشت.

baby butch [اسم]
اجرا کردن

یک بچ تازه‌کار

Ex:

او در مورد اینکه یک بیبی بوچ در اولین پرایدش بوده شوخی کرد.

اجرا کردن

لزبین بامبی

Ex:

او شوخی کرد که لزبین بامبی بودن یعنی همیشه به دناغ‌ها رفتن.

bluff [اسم]
اجرا کردن

یک باج نرم

Ex: She joked about being a bluff and confusing everyone .

او شوخی کرد که یک بلوف است و همه را گیج کرده است.

butch [اسم]
اجرا کردن

یک باج

Ex: She joked about being the resident butch of the group .

او شوخی کرد که باج ساکن گروه است.

fluff [اسم]
اجرا کردن

یک فلاف

Ex: She joked about being the fluff of the group .

او شوخی کرد که fluff گروه است.

femme [اسم]
اجرا کردن

فم

Ex:

او شوخی کرد که فم مقیم گروه است.

hasbian [اسم]
اجرا کردن

یک لزبین سابق

Ex:

آن هسبین داستانی دربارهٔ آشکارسازی و بعداً تغییر برچسب خود به اشتراک گذاشت.

اجرا کردن

لزبین زنانه

Ex:

او شوخی کرد که لزبین لیپستیک مقیم گروه است.

stone butch [اسم]
اجرا کردن

بوتچ سنگی

Ex:

او شوخی کرد که stone butch مقیم گروه است.

stud [اسم]
اجرا کردن

یک باج

Ex: That stud wore a crisp button-up and sneakers with confidence .

آن استاد یک پیراهن دکمه‌دار ترد و کفش‌های کتانی را با اطمینان پوشیده بود.

soft butch [اسم]
اجرا کردن

یک باج نرم

Ex:

او شوخی کرد که باج نرم گروه دوستان است.

stemme [اسم]
اجرا کردن

یک استم

Ex:

او شوخی کرد که stemme گروه دوستان است.