to persuade someone to do something, often illegal, by giving them an amount of money or something of value

رشوه دادن
افشاگر با اطلاعاتی درباره یک طرح برای رشوه دادن به مقامات دولتی برای مجوزهای ساخت و ساز پیش آمد.
the act of offering money to an authority to gain advantage

رشوه
کمپین ضد فساد با هدف افزایش آگاهی درباره خطرات رشوه در بخشهای عمومی و خصوصی انجام میشود.
to secretly steal money entrusted to one's care, typically by manipulating financial records, for personal use or gain

اختلاس کردن, برداشتن به صورت غیرقانونی
حسابدار طرحی برای اختلاس وجوه بدون ایجاد شک طراحی کرد.
the act of stealing funds that are placed in one's trust and belong to one's employer

اختلاس
محکومیت به اختلاس میتواند منجر به مجازاتهای شدید از جمله زندان، جریمه و جبران خسارت به قربانیان شود.
to make some alterations in order to make something that has been obtained illegally, especially money and currency appear legal or acceptable

پولشویی کردن
تا زمانی که مقامات رسیدند، آنها قبلاً پول را شسته بودند.
to use deceit in order to deprive someone of their money or other possessions

کلاهبرداری کردن
قربانی طرحهایی نشوید که وعده بازدهی غیرواقعی میدهند اما در نهایت شما را از پول سختکسبشدهتان کلاهبرداری میکنند.
the process of concealing the origins, ownership, or destination of illegally obtained money by passing it through a legitimate financial institution or businesses

پولشویی
مؤسسهٔ خیریه رد کرد که پوششی برای پولشویی باشد.
the illegal acts done to pay less tax than what is owed or to avoid paying taxes altogether

فرار مالیاتی
حسابدار به جرم کمک و تحریک به فرار مالیاتی با مشاوره دادن به مشتریان در مورد روشهای غیرقانونی برای فرار از مالیات متهم شد.
a failure to fulfill a financial obligation, especially the repayment of a loan or debt, often resulting in legal consequences or damage to credit

عدم پرداخت بدهی, قصور در بازپرداخت
سرمایهگذاران به دلیل تخلف اوراق قرضه شرکت وحشت کردند.
a person who fails to pay money they owe or meet an obligation

بدهکار, متخلف از پرداخت
مقامات در حال ردیابی متخلفان هستند که سالها از بازپرداخت بدهیهای بزرگ اجتناب کردهاند.
the act of buying and selling goods, especially illicitly

قاچاق, تجارت غیرقانونی
قاچاق حیات وحش گونههای در معرض خطر را تهدید میکند.
the buying and selling of goods illegally

قاچاق
قاچاق اغلب شامل گروههای جنایی سازمانیافته میشود.
a written statement in a legal case, outlining the harmful statements made against someone and what they seek from the court

تهمت, افترا
افترا خواهان به تفصیل شرح داد که چگونه اظهارات توهینآمیز به شهرت او در جامعه آسیب زده است.
to take something for one's own use, especially illegally or without the owner's permission

تصاحب کردن, دزدیدن، بالا کشیدن
هنرمند به تصاحب نمادهای فرهنگی بدون درک اهمیت آنها متهم شد.
containing false statements that can damage someone's reputation

تهمتآمیز, افترایی
وکیل استدلال کرد که گزارش به وضوح افتراآمیز بود و به شهرت حرفهای موکل آسیب رساند.
a false and malicious statement made about someone with the intent to harm their reputation or character

تهمت, افترا
او به تهمت متهم شد هنگامی که به طور عمومی ادعاهای بیاساسی درباره همکارش مطرح کرد.
containing false spoken statements that can harm someone's reputation

افترا آمیز, تهمت زننده
دادگاه تعیین کرد که اتهامات افتراآمیز بودند و آسیب قابل توجهی به اعتبار وارد کردند.
(of statements) intending to ruin someone's reputation with the use of unpleasant or false information

افترا آمیز
او از اظهارات توهینآمیز که در موردش در کنفرانس گفته شد، آسیب دید.
to wrongly or intentionally damage someone's reputation

بدنام کردن, بیآبرو کردن
او تهدید کرد که به دلیل تلاش برای توهین به شخصیتش، از مجله شکایت کند.
the act of wrongly accusing someone through false statements or distorting their words or actions

سرزنش, افترا، بدنامی
شرکت علیه رقیب خود به دلیل تهمت مربوط به یک تبلیغ گمراه کننده شکایت کرد.
