to admit, especially to the police or legal authorities, that one has committed a crime or has done something wrong

اعتراف کردن
اگر شواهد قوی باشند، متهم احتمالاً در طول محاکمه اعتراف خواهد کرد.
a formal statement made by a person admitting that they are guilty of a crime

اعتراف, اقرار
اعتراف در حل پرونده سردی که سالها محققان را متحیر کرده بود، کلیدی بود.
a small concealed microphone used to eavesdrop or record secretly

میکروفون مخفی, میکروفون جاسوسی
تیمهای امنیتی اتاقها را جستجو میکنند تا شنودها را شناسایی کنند.
a severe and often sudden enforcement of law or regulations, typically to suppress or control specific activities, behaviors, or groups perceived as problematic or threatening

سرکوب, برخورد شدید
سرکوب باندهای جنایت سازمانیافته منجر به یک سری یورش و دستگیری در سراسر شهر شد.
to record or take an impression of a person's fingerprints for identification

گرفتن اثر انگشت, ثبت اثر انگشت
او داوطلب شد تا برای اهداف شناسایی اثر انگشت گرفته شود.
the act of taking a person's fingerprints to identify them

گرفتن اثر انگشت, جمعآوری اثر انگشت
پیشرفتها در گرفتن اثر انگشت دیجیتال باعث شده است شناسایی در اجرای قانون سریعتر و دقیقتر شود.
to reveal or make known who someone is

شناسایی کردن
آنها به دلایل امنیتی تصمیم گرفتند که افشاگر را شناسایی نکنند.
to provide evidence or information that suggests a person's involvement in a crime or wrongdoing

متهم کردن
وکیل مدافع از شاه بازجویی کرد، سعی کرد هر گونه ناهماهنگی را که میتوانست موکلش را متهم کند، افشا کند.
showing or suggesting someone is guilty

اتهامآمیز, مجرمانه
تحقیق سوابق مالی اتهامآمیز را آشکار کرد که چندین مقام را در فساد متهم میکرد.
the act of suggesting that someone is guilty, particularly of a crime

متهمسازی
اتهام متهم بر اساس شهادت شاهدان عینی بود.
to look at someone or something carefully

بازرسی کردن, بررسی کردن
مامور پلیس صحنه جرم را برای یافتن سرنخها بررسی کرد.
a careful or official examination of something

بازرسی, بررسی
تحقیق شامل یک بازرسی کامل از تمام اسناد و سوابق برای رعایت مقررات بود.
to provide incriminating or significant information about someone to the authorities

گزارش دادن, اطلاع دادن
منبع خبر در مورد قاچاقچی مواد مخدر اطلاع داد، اطلاعات ارزشمندی ارائه کرد که منجر به دستگیری او شد.
one that secretly provides information about something or someone for the police or investigators

اطلاع دهنده, جاسوس
هویت منبع محرمانه نگه داشته شد تا از او در برابر انتقام محافظت شود.
to try to find the truth about a crime, accident, etc. by carefully examining its facts

بررسی کردن, تحقیق کردن
مقامات در حال کار برای تحقیق در مورد منبع آلودگی هستند.
an attempt to gather the facts of a matter such as a crime, incident, etc. to find out the truth

تحقیق, بازرسی
مقامات اجرای قانون در حال انجام یک تحقیق برای کشف حقیقت پشت این حادثه هستند.
a police officer whose duties include examining crimes and gathering evidence

بازپرس, بازجو
او به بازپرس ارشد در بخش قتلها ارتقا یافت.
to officially ask someone a series of questions about something

بازجویی کردن, بازجویی کردن
بازپرس برای کشف جزئیات حادثه از مظنون سوال کرد.
the act of asking someone for information, often by authorities

بازجویی, استنطاق
بازرسان بازجویی را تشدید کردند تا مشارکت مظنون در جرم را روشن کنند.
a written description of something that includes pieces of information that someone needs to know

گزارش (کتبی)
پزشک گزارش پزشکی بیمار را قبل از تشخیص بررسی کرد.
a piece of information or warning that is given secretly or discreetly, often to provide advance knowledge or insight

خبر محرمانه
آنها متوجه نشدند که نکته مسیر برنامههایشان را تغییر خواهد داد.
a person who gives the police information about a crime

مخبر, افشاگر
بازپرسان برای کشف عملیات جنایت سازمانیافته به یک مخبر تکیه کردند.
to find someone or something, often by following a series of clues or evidence

رد چیزی یا کسی را پیدا کردن
محققان اخیراً پول تقلبی را تا یک چاپخانه محلی ردیابی کردند.
to reveal or bring to light something that was previously unknown or kept secret

آشکار کردن, کشف کردن
شهادت افشاگر به افشای فساد در بالاترین سطوح دولت کمک کرد.
a person who sees an event, especially a criminal scene

شاهد
تنها شاهد جرم به دلیل ترس از امنیت خود مردد به پیشقدم شدن بود.
a police informant who provides information that gets others in trouble

جاسوس, مخبر
آنها از صحبت کردن آزادانه خودداری میکردند، نگران بودند که یک مخبر در حال گوش دادن باشد.
the activity of trying to get more information or finding out the truth about something

تحقیق (پلیس), بررسی
کار کارآگاهی نیازمند توجه به جزئیات و صبر است.
