the state of having committed an offense or crime

مجرمیت
او نمیتوانست احساس گناه را پس از حادثه از خود دور کند، حتی اگر تقصیر او نبود.
the state of not being guilty of a crime or offense

بیگناهی
او پس از آنکه شواهد دیانای بیگناهی او را ثابت کرد از زندان آزاد شد.
the system of laws in a country that ensures people are treated fairly by judging and punishing wrongdoing

عدالت
او به دلیل ممانعت از عدالت پس از دستکاری در شواهد دستگیر شد.
a thing that someone is legally, officially, or morally allowed to do or have

حق, ذیحق، صاحب حق
حقوق بشر شامل حق زندگی، آزادی و امنیت میشود.
any act that is against a law

تخلف, تخطی
او به دلیل یک جرم جزئی دستگیر شد، اما با اخطار آزاد شد.
an unlawful act that is punishable by the legal system

جرم
افزایش جنایت خشونتآمیز باعث شده ساکنان احساس ناامنی کنند.
a person who does or is involved in an illegal activity

مجرم, جانی
مجرم به سرقت از بانک اعتراف کرد.
a sudden increase in the number of crimes in a place

موج جرم, افزایش جرم
موج جرم اخیر نگرانیهای جدی درباره ایمنی عمومی و اثربخشی اجرای قانون را برانگیخته است.
doubtful about the honesty of what someone has done and having no trust in them

مشکوک, بدگمان
من به معاملاتی که خیلی خوب به نظر میرسند مشکوک هستم.
a crime that is intentionally directed toward a person or thing to hurt, intimidate, or kill them

خشونت, عمل خشونتآمیز
شهر در چند ماه گذشته شاهد افزایش خشونت بوده است که منجر به افزایش حضور پلیس شده است.
(of a person and their actions) using or involving physical force that is intended to damage or harm

خشونتآمیز, خشن
اعمال خشونتآمیز مهاجم توسط دوربین ضبط شد.
to fail to obey the law

زیر پا گذاشتن (قانون و غیره)
نقض قوانین کپیرایت میتواند منجر به اقدام قانونی علیه تولیدکنندگان محتوا شود.
to go against established norms or principles

نقض کردن, تخطی کردن
تبعیض علیه کارمندان بر اساس نژاد قوانین فرصتهای شغلی برابر را نقض میکند.
to commit a harmful, illegal, or immoral act, such as a crime or an offense

مرتکب شدن
پوشش رسانهای به اعمال شنیع مرتکب شده توسط باند در شهر اشاره کرد.
the act of committing a crime or doing something illegal

ارتکاب جرم, انجام جرم
شواهد دیجیتال نقش کلیدی در اثبات ارتکاب جرم توسط او داشت.
behavior in public that disturbs people or causes trouble

رفتار بینظم, رفتار مختل کننده نظم عمومی
او به اتهام رفتار مخل نظم به دلیل مختل کردن رویداد و برهم زدن آرامش عمومی متهم شد.
a minor crime or misdeed, especially of a young person

بزهکاری
بزهکاری مزمن در نوجوانی گاهی میتواند رفتار مجرمانه مداوم در بزرگسالی را پیشبینی کند، که نیاز به استراتژیهای پیشگیری مؤثر را برجسته میسازد.
made more serious or severe, especially in a legal situation

تشدید شده, شدیدتر شده
وجود یک سلاح گرم باعث شد که دادستانها جرم را به جای عادی، تشدیدشده طبقهبندی کنند.
the act of putting someone in danger or at risk of harm

در معرض خطر قرار دادن, به خطر انداختن
دادگاه حکم داد که اقدامات او خطر جنایی برای ایمنی عمومی محسوب میشود.
the act of betraying one's country by rebelling against its government

خیانت, خیانت بزرگ
خیانت به ملت منجر به مجازاتهای شدید تحت قانون شد.
involving or relating to the betrayal of someone or something

خیانتآمیز, خائنانه
جرایم خیانتکارانه به شدت تحت قانون مجازات میشوند.
