the act of providing assistance or support to someone or something

پشتیبانی, حمایت
تیم از بخش دیگری درخواست پشتیبانی کرد تا پروژه را به موقع تکمیل کند.
a drawing of a person, usually a suspect, made by combining descriptions from witnesses

طرح ترکیبی, طرح مرکب
محققان از طرح ترکیبی همراه با فیلمهای نظارتی برای شناسایی مجرم استفاده کردند.
a piece of evidence that leads someone toward the solution of a crime or problem

سرنخ
قفل شکسته دروازه به پلیس یک سرنخ داد که دزد چگونه به ملک وارد شده است.
a criminal investigation that has remained unsolved for a significant period and lacks recent investigative leads

پرونده باز
علیرغم اینکه بیش از بیست سال یک پرونده سرد بود، تحقیقات پس از آنکه یک پادکست جنایی واقعی این راز حلنشده را معرفی کرد، توجه تازهای به خود جلب کرد.
based on indirect evidence rather than direct proof

غیر مستقیم, مستند به قرائن
علیرغم شواهد محیطی قوی، هیئت منصفه در محکوم کردن تردید کرد.
an organized search by police for a person wanted for a crime

شکار انسان, جستجوی پلیس
ساکنان هشدار داده شدند که در طول تعقیب مجرم در داخل خانه بمانند.
a machine that measures bodily changes to see if someone might be lying

دروغ سنج, پلیگراف
متخصصان در مورد دقت نتایج دروغسنج بحث کردند.
a group of people standing next to each other so a witness can try to identify a criminal suspect

یک رژه شناسایی, یک صف متهمان
قربانی با اطمینان متهم را در تشخیص هویت رسمی که توسط محققان انجام شد شناسایی کرد.
something that is hard to explain or understand, often involving a puzzling event or situation with an unknown explanation

راز, معما، سر
دانشمند در حال تلاش برای حل معمای چگونگی انتشار بیماری است.
a case that is very clear and easy to prove because there is strong evidence
a machine that measures and records bodily functions like pulse, blood pressure, breathing, and sweating

پلیگراف, دروغسنج
پلیگراف هنگام بازجویی واکنشهای غیرمعمولی نشان داد.
a person the police think may be connected to a crime but who has not been arrested
a person who may be dangerous to a country or organization, especially if trusted with secret information

خطر امنیتی, تهدید امنیتی
به دلیل فعالیتهای مشکوک و تماسهای خارجی او، مقامات او را به عنوان یک خطر امنیتی بالقوه طبقهبندی کردند.
the place at an airport or port where passengers' bags are checked for illegal goods as they enter a country

گمرک
آنها بیش از یک ساعت در صف گمرک پس از پروازشان منتظر ماندند.
to find an answer or solution to a question or problem

حل کردن
آیا میتوانید این معما را قبل از تمام شدن زمان حل کنید؟
a situation in which police secretly watch a place to observe someone or find evidence of a crime

نظارت, تعقیب
پس از هفتهها نظارت دقیق، نظارت در نهایت منجر به دستگیری مظنون شد.
to watch a building continuously, usually by police or reporters, to see who goes in or out

نظارت دقیق بر یک ساختمان داشتن
مشتاق به دیدن سلبریتی، طرفداران سعی کردند هتل را تحت نظر بگیرند تا ببینند چه کسی آنجا اقامت دارد.
the act of monitoring a person or place, especially by the police

پاییدن (پلیس), مبصری
تیم در خانه مظنون نظارت را برای جمعآوری شواهد برقرار کرد.
to think that someone may have committed a crime, without having proof

مظنون شدن, مشکوک شدن
کارآگاه مظنون است که زن مغز متفکر پشت جرم است.
a person who is hired to investigate crimes or personal matters, but is not a police officer

کارآگاه خصوصی, بازرس خصوصی
کارآگاهان خصوصی اغلب اطلاعاتی را جمعآوری میکنند که پلیس نمیتواند.
an individual or group of individuals who take the law into their own hands, acting outside the legal system to enforce their version of justice or address perceived wrongs

پارتیزان
ناامید از یک سری جنایات حل نشده، چند نفر یک گروه ویجیلانته تشکیل دادند تا مرتکبان را ردیابی کنند.
the act of taking the law into your own hands instead of relying on the police

هوشیاری, عدالت خصوصی
مقامات در برابر ویژیلانتیسم در محله هشدار دادند.
actively sought by law enforcement due to involvement in criminal activity

مورد نظر, فراری
یک نکته از یک ساکن محلی منجر به دستگیری یک فراری مورد نظر که ماهها در حال فرار بود شد.
a list of people or groups that authorities watch closely because they may be dangerous

فهرست نظارتی, لیست تحت نظر
سازمانهای اطلاعاتی افراد در فهرست نظارت را برای جلوگیری از تهدیدات احتمالی زیر نظر میگیرند.
someone who has personally seen of an object, event, etc. and can describe it

شاهد عینی
علیرغم اینکه یک شاهد عینی بود، در به یاد آوردن تمام جزئیات حادثه مشکل داشت.
proof that indicates a person was somewhere other than the place where a crime took place and therefore could not have committed it

مدرک دال بر عدم حضور در صحنه جرم, مدرک دال بر عدم حضور در صحنه جرم
دلیل او برای حضور در یک گردهمایی خانوادگی توسط چندین عضو خانواده تأیید شد.
an examination of a deceased person's organs to determine the cause of death

کالبدشکافی, تشریح مرده
کالبدشکافی دقیق پزشک قانونی به درک ما از فاجعه کمک کرد.
a dead person's physical frame

جسد, کالبد
او نمیتوانست باور کند که واقعی است تا اینکه جسد را با چشمان خود دید.
the place where a crime happened and where police look for evidence

صحنه جرم, محل وقوع جرم
کارشناسان پزشکی قانونی شواهد حیاتی را از صحنه جرم جمعآوری کردند.
related to the use of scientific techniques when trying to know more about a crime

قانونی
کارآگاه به شواهد جنایی برای حل پرونده تکیه کرد.
the scientific techniques that help police solve crimes

دانش قضایی, علوم قانونی
پیشرفتها در پزشکی قانونی DNA به حل بسیاری از پروندههای قدیمی سالها پس از جرائم اصلی کمک کرده است.
a mark made by the unique pattern of lines on the tip of a person's finger, can be used to find out who has committed a crime

اثر انگشت
شواهد اثر انگشت نقش مهمی در محکوم کردن مرتکب قتل داشت.
a statement, document, or object that is used in a law court for establishing facts

مدرک, شهادت
شواهد قاطع بودند و هیئت منصفه به سرعت به حکمی رسیدند که متهم را به همه اتهامات محکوم کرد.
an item formally introduced and referred to in a legal proceeding as evidence

شاهد, معرفی شده
قاضی نقشه نمایشی را به عنوان شاهد مجاز کرد تا به اعضای هیئت منصفه در درک چیدمان صحنه تصادف کمک کند.
an examination of a body after death to find out the cause

کالبدشکافی, بررسی پس از مرگ
کالبدشکافیها در تحقیقات جنایی مهم هستند.
to search a person by having them remove their clothes to check for hidden items

بازرسی لخت, بازرسی با درآوردن لباس
ماموران زندانی را برای یافتن اشیاء پنهان بازرسی لخت کردند.
a place where police examine physical evidence from crimes

آزمایشگاه جنایی, آزمایشگاه جرم
نتایج آزمایشگاه جنایی به حل پرونده کمک کرد.
the study of crimes, criminals, and how crime can be prevented

جرمشناسی, مطالعه جرم
متخصصان جرمشناسی به پلیس در مورد پرونده مشاوره دادند.
