to launch a vigorous or violent attack on someone or something, either physically or verbally

مورد ضرب و شتم قرار دادن, مورد ضرب و شتم قرار دادن
وکیل مدافع سعی کرد به اعتبار شاهد کلیدی در جایگاه حمله کند.
an act of crime in which someone physically attacks another person

حمله
حمله توسط دوربینهای نظارتی ضبط شد و شواهد مهمی برای تحقیق فراهم کرد.
the intentional and unlawful physical contact or harm inflicted on another person

ضربوشتم, ضربوجرح
ماموران اجرای قانون برای جلوگیری از تشدید یک اختلاف خانوادگی که پتانسیل خشونت داشت، مداخله کردند.
to act violently against someone or something to try to harm them

حمله کردن, یورش بردن، ستیز کردن
او توسط یک گروه دزد مورد حمله قرار گرفت و با کبودیهایی رها شد.
to forcefully strike something or someone

زدن, کوبیدن
بوکسور خشمگین به کوبیدن حریف خود با مشتهای بیامان ادامه داد.
subjected to ongoing physical abuse, often in the context of domestic violence

صدمهدیده, آسیبدیده
او به بازماندگان روابط کتکخورده مشاوره میدهد.
to end the life of someone or something

کشتن
قاتل برای کشتن یک چهره سیاسی استخدام شد.
the act of ending a life, typically referring to the deliberate or intentional termination of a living being

قتل, کشتن
کشتن عمدی گروگانها تمام ملت را شوکه کرد.
to steal from someone by threatening them or using violence, particularly in a public place

زورگیری کردن, خفتگیری کردن
گنگ چندین نفر را سرقت کرد قبل از اینکه توسط مقامات دستگیر شود.
to unlawfully and intentionally kill another human being

به قتل رساندن, کشتن
سال گذشته، جنایتکار به طور غیرمنتظرهای یک تماشاگر بیگناه را به قتل رساند.
an amount of money demanded or paid for the release of a person who is in captivity

پول (برای آزادی گروگان), باج
مذاکرات گروگانگیری فرآیندهای ظریفی هستند که با هدف تضمین آزادی ایمن اسرا بدون پرداخت باج انجام میشوند.
to kill or injure a person or animal using a firearm, bow, or similar weapon

موشک زدن
شکارچی خرس را شلیک کرد تا از محل کمپ خود محافظت کند.
to push a knife or other sharp object into someone to injure or kill them

چاقو زدن
مجرم قربانی خود را در سینه چاقو زد و باعث جراحات شدید او شد.
to attack someone or something using explosive devices

بمباران کردن
در عملیاتهای نظامی، مهمات هدایت شونده دقیق برای بمباران اهداف خاص استفاده میشوند.
to engage in violent and disorderly behavior, typically by a group of people, often in protest or as a reaction to a perceived injustice

شورش کردن, طغیان کردن
دانشجویان در محوطه دانشگاه شورش کردند و نارضایتی خود را از مدیریت ابراز داشتند.
full of disorder, violence, or uncontrolled behavior

آشوبگر, بینظم
فرماندار اقدامات شورشآمیز را که امنیت عمومی و اموال را تهدید میکردند محکوم کرد.
the criminal act of setting something on fire, particularly a building

آتشافروزی
آتشزنی جرمی جدی است که میتواند منجر به مجازات شدید، از جمله زندان شود.
the act of one person killing another, whether lawfully or unlawfully

قتل, آدمکشی
نرخ قتل در شهر در طی دهه گذشته کاهش یافته است.
the murder of a family member, usually a woman, for allegedly bringing shame or dishonor to the family

قتل ناموسی, قتل به نام ناموس
سازمانهای بینالمللی علیه قتلهای ناموسی به عنوان نقض جدی حقوق بشر کمپین میکنند.
a serious crime such as arson, murder, rape, etc.

جنایت
سابقه کیفری او چندین جنایت سنگین را نشان میداد، که یافتن شغل پس از آزادی از زندان را برای او دشوار میکرد.
a mass murder committed in order to destroy a particular nation, religious or ethnic group, or race

نسلکشی
جلوگیری از نسلکشی و جنایات یک هدف حیاتی تلاشهای بینالمللی حقوق بشر است.
planned well in advance through careful prior consideration

عمدی, با قصد قبلی
وکلای او ادعا کردند که قتل از پیش برنامهریزی شده نبوده بلکه واکنشی تکانشی به تحریک بوده است.
unlawful killing of a person without premeditation or intent

قتل غیرعمد, قتل بدون قصد
اتهامات قتل غیرعمد ممکن است علیه افرادی که به طور ناخواسته باعث مرگ کسی در حین ارتکاب عمل جنایی میشوند، مطرح شود.
the crime of causing someone's death by accident or carelessness, without intending to kill

قتل غیرعمد, قتل ناشی از بیاحتیاطی
کارشناسان حقوقی در مورد ظرافتهای قتل غیرعمد در موارد سهلانگاری پزشکی بحث کردند.
the crime of killing someone illegally without planning it, usually in a sudden emotional situation

قتل عمد, قتل عمدی
قاضی توضیح داد که قتل عمد داوطلبانه شامل قتل عمدی در شرایط تخفیفدهنده است که شدت آن را در مقایسه با قتل کاهش میدهد.
the deliberate use of severe fear as a tool of coercion, often tied to political aims

ترور, تروریسم
گروه بر ترور به عنوان استراتژی تکیه کرد.
the act of using violence such as killing people, bombing, etc. to gain political power

تروریسم, هراسافکنی
بسیاری از کشورها قوانین خود را علیه تروریسم تقویت میکنند تا امنیت ملی را حفظ کنند.
violent, aggressive, or criminal behavior

اراذلگری, رفتار اوباش
دولت کمپینی برای مهار خرابکاری و جرائم سازمانیافته در مناطق شهری راهاندازی کرد.
a person who has been harmed, injured, or killed due to a crime, accident, etc.

قربانی
گروههای حمایتی برای قربانیان جرم منابع و فضای امنی برای به اشتراک گذاشتن تجربیاتشان فراهم میکنند.
