فهرست واژگان سطح B1 - مد

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره مد، مانند "کاستوم"، "تاپ"، "هودی" و غیره را یاد خواهید گرفت، که برای زبان آموزان سطح B1 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح B1
costume [اسم]
اجرا کردن

لباس (بازیگر و غیره)

Ex: Halloween is the perfect opportunity to get creative and put together a unique costume that reflects your personality or favorite character .

هالووین فرصت مناسبی برای خلاقیت و تهیه یک لباس منحصر به فرد است که شخصیت یا شخصیت مورد علاقه شما را منعکس می‌کند.

top [اسم]
اجرا کردن

تاپ (لباس)

Ex: The floral print top is perfect for a day out in the sun .

تاپ طرح گل برای یک روز آفتابی عالی است.

underpants [اسم]
اجرا کردن

زیر شلواری

Ex: The child proudly showed off his superhero-themed underpants .

کودک با افتخار شورت خود با تم ابرقهرمانی را نشان داد.

اجرا کردن

مایو

Ex: She purchased a new bathing suit before the summer season began .

او قبل از شروع فصل تابستان یک مایوی جدید خرید.

hoodie [اسم]
اجرا کردن

هودی (لباس)

Ex: He grabbed his hoodie off the chair before heading out in the rain .

او هودی خود را از روی صندلی برداشت قبل از اینکه زیر باران بیرون برود.

sweatshirt [اسم]
اجرا کردن

گرمکن (لباس)

Ex: The cozy sweatshirt was made of fleece material .

سوییشرت راحت از جنس فلیس ساخته شده بود.

baggy [صفت]
اجرا کردن

گشاد (لباس)

Ex: The teenager 's baggy shirt gave off a casual , laid-back vibe .

پیراهن گشاد نوجوان یک حس معمولی و آرام بخش داشت.

collar [اسم]
اجرا کردن

یقه

Ex: The tailor suggested adding a contrasting color to the collar to give the shirt a more stylish look .

خیاط پیشنهاد کرد که یک رنگ متضاد به یقه اضافه شود تا به پیراهن ظاهری شیک‌تر بدهد.

sleeve [اسم]
اجرا کردن

آستین

Ex: The coat had fur-lined sleeves to keep warm .

کت دارای آستین‌های آستر خز برای گرم ماندن بود.

to dress [فعل]
اجرا کردن

لباس پوشیدن

Ex: The child learned to dress independently , choosing their own clothes each morning .

کودک یاد گرفت که به تنهایی لباس بپوشد، هر صبح لباس‌های خود را انتخاب کند.

to fasten [فعل]
اجرا کردن

بستن (دکمه و غیره)

Ex: Please make sure to fasten your seatbelt before the flight takes off .

لطفاً مطمئن شوید که قبل از پرواز هواپیما کمربند ایمنی خود را بسته‌اید.

to button [فعل]
اجرا کردن

دکمه بستن

Ex: He buttoned his pants after tucking in his shirt , completing his professional attire .
wool [اسم]
اجرا کردن

کاموا

Ex: The blanket was made from soft wool , providing warmth on chilly nights .

پتو از پشم نرم ساخته شده بود، که در شب‌های سرد گرما می‌داد.

in [صفت]
اجرا کردن

مد

Ex:

چرم وگان در حال حاضر واقعاً مد است.

fashionable [صفت]
اجرا کردن

مد روز

Ex: She always stays fashionable by keeping up with the latest trends and incorporating them into her wardrobe .

او همیشه با دنبال کردن آخرین ترندها و گنجاندن آنها در کمد لباسش مُد روز می‌ماند.

trendy [صفت]
اجرا کردن

به‌روز

Ex: Fashion magazines are full of articles about the latest trendy looks .

مجلات مد پر از مقالاتی درباره آخرین ظواهر مد روز است.

pattern [اسم]
اجرا کردن

طرح

Ex: The intricate pattern on the rug depicted scenes from ancient mythology .

الگو پیچیده روی فرش صحنه‌هایی از اساطیر باستانی را به تصویر می‌کشید.

cloth [اسم]
اجرا کردن

پارچه

Ex: The market stall was filled with colorful cloth of various patterns and textures .

غرفه بازار پر از پارچه های رنگی با طرح ها و بافت های مختلف بود.

stripe [اسم]
اجرا کردن

راه‌راه

Ex:

پوست ببر دارای نوارهای تیره در پشت آن است.

denim [اسم]
اجرا کردن

دنیم (پارچه)

Ex: After a few washes , the denim started to fade , giving it a stylish , vintage look .

پس از چند بار شستشو، دنیم شروع به رنگ پریدگی کرد و به آن ظاهری شیک و قدیمی داد.

cotton [اسم]
اجرا کردن

پنبه‌ای (پارچه)

Ex: The natural feel of cotton against my skin makes it my top choice for bedding , ensuring a cozy and comfortable night 's sleep .

احساس طبیعی پنبه روی پوستم آن را به انتخاب برتر من برای رختخواب تبدیل می‌کند، که یک خواب شبانه راحت و دنج را تضمین می‌کند.

leather [اسم]
اجرا کردن

چرم

Ex: The furniture store showcased a range of leather sofas , each offering a luxurious and sophisticated look .

فروشگاه مبلمان مجموعه‌ای از مبل‌های چرمی را به نمایش گذاشت که هر کدام ظاهری لوکس و پیچیده ارائه می‌دهند.

fur [اسم]
اجرا کردن

خز

Ex: Environmental activists protest against the use of fur in clothing , advocating for cruelty-free alternatives to protect animal rights and preserve ecosystems .

فعالان محیط زیست علیه استفاده از خز در لباس‌ها اعتراض می‌کنند و از جایگزین‌های بدون ظلم برای حمایت از حقوق حیوانات و حفظ اکوسیستم‌ها دفاع می‌کنند.

backpack [اسم]
اجرا کردن

کوله‌پشتی

Ex: The durable backpack had compartments for water bottles and snacks .

کوله‌پشتی بادوام دارای محفظه‌هایی برای بطری‌های آب و تنقلات بود.

to suit [فعل]
اجرا کردن

به کسی آمدن (لباس)

Ex:

لباس شب شیک به اندامش می‌آید و ظاهر کلی او را بهبود می‌بخشد.

bra [اسم]
اجرا کردن

سوتین

Ex:

سوتین ورزشی برای ارائه حمایت اضافی در حین ورزش طراحی شده است.

linen [اسم]
اجرا کردن

کتان (پارچه)

Ex: The artisan crafted intricate embroidery on the linen napkins , adding a personalized touch to the dining experience .

صنعتگر روی دستمال‌های کتانی گلدوزی‌های پیچیده‌ای انجام داد و تجربه غذا خوردن را شخصی‌سازی کرد.

design [اسم]
اجرا کردن

طرح

Ex: The ceiling has a unique design with stars and moons .

سقف یک طرح منحصر به فرد با ستاره ها و ماه ها دارد.