فهرست واژگان سطح B1 - مد
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره مد، مانند "کاستوم"، "تاپ"، "هودی" و غیره را یاد خواهید گرفت، که برای زبان آموزان سطح B1 آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
pieces of clothing worn by actors or performers for a role, or worn by someone to look like another person or thing

لباس (بازیگر و غیره)
مهمانی لباس یک موفقیت بود، با مهمانانی که از سوپر قهرمانان تا هیولاهای کلاسیک سینما به هر چیزی لباس پوشیده بودند.
an item of clothing that is worn to cover the upper part of the body

تاپ (لباس)
او تصمیم گرفت برای شب یک تاپ آستین بلند بپوشد چون هوا داشت خنک میشد.
a clothing item worn beneath outer clothing by men and women that covers the lower part of their bodies

زیر شلواری
زیرپوش بخش ضروری هر کمد لباس است.
an item of clothing that is worn for swimming, particularly the type that women and girls wear

مایو
آنها لباس شنا هایی را می فروشند که برای شنا رقابتی طراحی شده اند.
a piece of clothing such as a sweatshirt or jacket that has a cover for the head

هودی (لباس)
او ترجیح میدهد در باشگاه هودی بپوشد چون راحت است.
a loose long-sleeved warm item of clothing worn casually or for exercising on the top part of our body, usually made of cotton

گرمکن (لباس), سوئیشرت
او سوییشرت خود را با شلوار جین برای یک ظاهر معمولی ست کرد.
(of clothes) loose and not fitting the body tightly

گشاد (لباس), آزاد
شلوارهای گشاد در صحنه هیپهاپ دهه 90 بسیار محبوب بودند.
the part around the neck of a piece of clothing that usually turns over

یقه
همانطور که کت خود را دکمه میکرد، متوجه شد که یقه آن فرسوده شده و نیاز به تعمیر دارد.
the part of an item of clothing that completely or partly covers one's arm

آستین
آستین ژاکت او خیلی تنگ بود.
to put clothes on oneself

لباس پوشیدن
بعد از تمرین، آنها دوش گرفتند و لباسهای تمیز پوشیدند.
to bring two parts of something together

بستن (دکمه و غیره)
گردنبند یک بست ظریف دارد که میتوان از آن برای محکم کردن آن به دور گردن استفاده کرد.
to close and secure clothing by attaching the parts that hold it together

دکمه بستن
او کت خود را تا نیمه دکمه کرد و دکمههای پایین را باز گذاشت تا ظاهری راحت داشته باشد.
thick thread made from the fibers of sheep or other animals, commonly used for knitting

کاموا
او از آزمایش با الگوها با استفاده از سایههای مختلف پشم برای ایجاد طرحهای منحصر به فرد لذت میبرد.
currently popular, trendy, or in style

مد, رایج
طراحی مینیمالیستی هنوز هم بسیار مد است.
following the latest or the most popular styles and trends in a specific period

مد روز, مد
محله مُد روز به خاطر کافهها، بوتیکها و مد خیابانی پرجنبوجوشش معروف است.
influenced by the latest or popular styles

بهروز, مد
رستورانهای مدرن اغلب غذاهای فیوژن نوآورانه ارائه میدهند.
a typically repeating arrangement of shapes, colors, etc., regularly done as a design on a surface

طرح, نقش، الگو
هنرمند با استفاده از کاشیهای رنگی یک الگوی موزاییک مسحورکننده روی کف حیاط ایجاد کرد.
material used for making clothes, which is made by knitting or weaving silk, cotton, etc.

پارچه
آنها از پارچه ابریشمی نازک برای ایجاد لباسهای شب شیک استفاده کردند.
a design consisting of lines or bands with a different color from the background, often used on clothing, textiles, or other surfaces

راهراه
او ظاهری ظریفتر را ترجیح داد و پیراهنی با خطوط باریک انتخاب کرد.
strong cotton cloth that is usually blue in color, particularly used in making jeans

دنیم (پارچه)
بسیاری از طراحان مد اکنون در حال آزمایش با دنیم پایدار هستند، با تمرکز بر روشهای تولید دوستدار محیط زیست.
cloth made from the fibers of the cotton plant, naturally soft and comfortable against the skin

پنبهای (پارچه), کتان، نخی
من عاشق تنوع پوشاک پنبهای هستم، از تیشرتهای راحتی برای استراحت در خانه تا لباسهای شیک پنبهای برای مناسبتهای خاص.
strong material made from animal skin and used for making clothes, bags, shoes, etc.

چرم
پس از سالها استفاده، کفشهای چرمی یک پتینه غنی توسعه داده بودند که شخصیت و جذابیت اضافه میکرد.
the skin of an animal that has died with its thick and soft hair still on it

خز
تلهگذار با دقت خز را آماده کرد، مطمئن شد که هر تکه پوست زیبایی طبیعی و یکپارچگی خود را حتی پس از مرگ حیوان حفظ کند.
a bag designed for carrying on the back, usually used by those who go hiking or climbing

کولهپشتی
آنها کولهپشتیهای سبک حمل میکردند تا راحتتر در مسیرهای شیبدار کوهستانی حرکت کنند.
(of clothes, a color, hairstyle, etc.) to look good on someone

به کسی آمدن (لباس)
برخی از مدلهای مو میتوانند واقعاً به شکل صورت و ویژگیهای یک فرد بیایند.
a piece of underwear worn by women to cover and support their breasts

سوتین
او با دقت یک سوتین انتخاب کرد که با لباسش برای مناسبت ویژه هماهنگ بود.
cloth that is made from the fibers of a plant called flax, used to make fine clothes, etc.

کتان (پارچه)
میز با یک رومیزی کتانی به زیبایی چیده شده بود، که به مهمانی شام جلوهای از ظرافت میبخشید.