فهرست واژگان سطح B1 - گوشت و لبنیات
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره گوشت و لبنیات، مانند "بیکن"، "گوشت قرمز"، "گوساله" و غیره، که برای زبان آموزان سطح B1 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
thin slices of salted or smoked pork, often fried and eaten in meals

بیکن, گوشت خوک نمکسودشده
او یک ساندویچ بیکن و پنیر برای یک ناهار سریع و رضایتبخش درست کرد.
the meat such as beef and lamb that turn brown when cooked

گوشت قرمز
من یک برش بدون چربی از گوشت قرمز، مانند راسته، را انتخاب کردم تا یک غذای سرخ کردنی خوشمزه و سالم درست کنم.
the meat such as chicken, rabbit, etc., that is pale in color

گوشت سفید
او با استفاده از تکههای گوشت سفید، هویج و کرفس یک قابلمه سوپ خامهای پخت.
meat from the wing of a duck, chicken, etc., eaten as food

بال (غذا)
من دوست دارم بال مرغ تندم را با سبزیجات ترشی شده بخورم.
meat of a young cow

گوشت گوساله
آنها از یک سالاد تابستانی خنک با گوساله کبابی، سبزیجات مخلوط و میوههای فصل لذت بردند.
meat of a turkey, eaten as food, especially during holidays like Thanksgiving and Christmas

گوشت بوقلمون
آنها برگرهای بوقلمون را کباب کردند و با سیبزمینی شیرین سرخ شده سرو کردند.
a piece of meat with one or more rib bones

گوشت دنده
آنها یک باربیکیو در حیاط خلوت برگزار کردند و دندههای وسوسهانگیزی سرو کردند که مورد استقبال مهمانانشان قرار گرفت.
meat from a rabbit, eaten as food

گوشت خرگوش
سرآشپز یک منوی چشیدن گورمه تهیه کرد که در آن خرگوش به عنوان غذای اصلی، همراه با سبزیجات فصلی و سسها سرو میشد.
a ball of ground meat, served mostly hot in a sauce

گوشت قلقلی
او کوفته خانگی را از ابتدا برای شام اسپاگتی درست کرد، با استفاده از مخلوطی از گوشت چرخ کرده گاو و خوک.
any sea creature that is eaten as food such as fish, shrimp, seaweed, and shellfish

غذای دریایی
او از خوردن غذای دریایی تازه در رستوران کنار ساحل لذت میبرد و از بین انواع ماهی و صدف انتخاب میکند.
edible flesh of aquatic invertebrates that have a shell, especially mollusks or crustaceans

گوشت سختپوست (دریایی)
بوفه شامل میگو، خرچنگ و سایر خوراکهای لذیذ صدفداران بود.
the meat of a lobster as food

(گوشت) شاهمیگو
او یک خرچنگ دریایی کامل سفارش داد و آن را شکست تا گوشت نرم داخلش را نشان دهد.
cow's meat that has been finely chopped or ground using a machine or grinder

گوشت گاو چرخکرده
آشپز از همبرگر تازه آسیاب شده در دستور غذایی چیلی کان کارنه استفاده کرد، که به غذا عمق و غنا بخشید.
the meat of a crab that can be eaten

گوشت خرچنگ
بوفه غذاهای دریایی مجموعهای از غذاهای خرچنگ را ارائه میداد، از پای خرچنگ تا سالاد خرچنگ.
a type of shellfish that can be eaten both raw and cooked, some of which contain pearls inside

صدف خوراکی
او یک مروارید زیبا در داخل صدف که در ساحل میخورد پیدا کرد.
a large cut of meat from the area where two or more bones meet, typically including a part of the bone

گوشت مفصل
پدرم یک تکه گوشت خوک آبدار را با سس باربیکیو برای یک پیک نیک در حیاط پشتی کباب کرد.
a type of meat cut from a pig's thigh, usually smoked or salted

گوشت ران خوک (معمولاً دودی)
او ژامبون را به نوارهای نازک برش داد و به غذای پاستای خود اضافه کرد.
the soft part of the body of an animal, between the skin and bones

گوشت (جانداران)
اردک بریان شده پوستی ترد و گوشتی آبدار داشت.
meat of a duck, eaten as food

گوشت اردک
او یک اردک کامل را برای شام خانوادگی کباب کرد، با گیاهان و ادویهها چاشنی زد تا طعم بهتری داشته باشد.
a piece of meat cut from the body of an animal

تکه گوشت
من وقتی برای اولین بار برشهای عجیب گوشت را امتحان کردم، شگفتزده شدم.
meat cut from the front part of the body of a bird

گوشت سینه (مرغ و...)
مادربزرگم دستور پخت سینه مرغ کبابی آبدارش را که نسل به نسل منتقل شده بود، به اشتراک گذاشت.
meat of a goose, eaten as food

گوشت غاز
ویژگی رستوران غاز با پوست ترد بود که با گلیز پرتقال ترش و سیبزمینیهای سرخکرده ترد سرو میشد.
a type of hard cheese with many holes

پنیر سوئیسی
پنیر سوئیسی میتواند انتخاب خوبی برای پیکنیک باشد.
any type of cheese containing blue lines or mold

پنیر رگهآبی, بلوچیز
یک لایه از پنیر آبی روی برگر خود بمالید تا طعمی اضافی داشته باشد.
a type of hard yellow cheese from Cheddar, England

پنیر چدار
پنیر چدار به طور کامل روی لازانیای خانگی ذوب شد.
a type of smooth soft cheese that is made from whole milk and cream

پنیر خامهای
یکی از دسرهای مورد علاقه من چیزکیک خامهای است که با پنیر خامهای درست میشود.
a yellow, round cheese from the Netherlands

پنیر گودا
او از سفرش به هلند یک یادگاری از گودا آورد، یک پنیر گرد پیچیده شده در موم.