کسی را از مضیقه نجات دادن
کشف اصطلاحات انگلیسی در مورد کمک و مساعدت با مثالهایی مانند "بندری در طوفان" و "کشیدن چربی از آتش".
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
کسی را از مضیقه نجات دادن
به افتخارش
برای خیر کسی به او سختگیری کردن
به یک دردی خوردن
برای خیر و صلاح کسی به او سختگیری کردن
در دست فرد کارآزموده یا باتجربه
هوای کسی را داشتن
صلاح کسی را خواستن
لطف (در حق کسی)
همسایه همیشه کارهای خوب برای همه در خیابان ما انجام میدهد، چه پارو کردن برف از جلوی درب خانهها باشد و چه انجام کارهای کوچک برای سالمندان.
سخنرانی انگیزشی
پس از یک سری شکستها، دوستم به من یک صحبت تشویقی بسیار مورد نیاز کرد، به من یادآوری کرد که پشتکار داشته باشم و نگذارم شکست سفر من را تعریف کند.
به زانو (افتادن)
پناهگاه
به کسی تسلیم شدن
از خطر یا دشواری نجات دادن