کتاب 'انگلیش فایل' پیش‌مقدماتی - درس 1C

در اینجا واژگان درس 1C از کتاب درسی English File Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "پیش بند"، "بلوز"، "ژاکت" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش فایل' پیش‌مقدماتی
clothes [اسم]
اجرا کردن

لباس

Ex: She received many compliments on her stylish clothes .

او برای لباس‌های شیکش تعریف‌های زیادی دریافت کرد.

woman [اسم]
اجرا کردن

زن

Ex: The woman in the cafe is reading a book .

زن در کافه در حال خواندن کتاب است.

man [اسم]
اجرا کردن

مرد

Ex: The men at the construction site are building a house .

مردان در محل ساخت و ساز در حال ساختن یک خانه هستند.

blue [صفت]
اجرا کردن

آبی

Ex: The ocean 's blue color amazed us .

رنگ آبی اقیانوس ما را شگفت‌زده کرد.

apron [اسم]
اجرا کردن

پیش‌بند

Ex: The artist ’s colorful canvas apron bore splatters of paint , evidence of countless creative sessions .

پیش‌بند بوم رنگارنگ هنرمند لکه‌های رنگ داشت، شاهد جلسات خلاقانه بی‌شماری بود.

trousers [اسم]
اجرا کردن

شلوار

Ex: On casual Fridays , employees are allowed to wear jeans or comfortable trousers to work .

در جمعه‌های غیررسمی، کارمندان مجاز به پوشیدن شلوار جین یا شلوار راحت در محل کار هستند.

brown [صفت]
اجرا کردن

قهوه‌ای

Ex: The chocolate cake had a smooth , brown frosting .

کیک شکلاتی یک لعاب صاف و قهوه‌ای داشت.

skirt [اسم]
اجرا کردن

دامن

Ex: The skirt has a zipper at the back for easy wearing .

دامن در پشت خود زیپ دارد تا پوشیدن آن آسان باشد.

yellow [صفت]
اجرا کردن

زرد

Ex: They planted yellow flowers in the garden to attract bees .

آنها گل‌های زرد در باغ کاشتند تا زنبورها را جذب کنند.

green [صفت]
اجرا کردن

سبز

Ex: The leaves on the trees are green .

برگ‌های روی درختان سبز هستند.

blouse [اسم]
اجرا کردن

بلوز (زنانه)

Ex: The blouse has ruffles on the sleeves , adding a feminine touch .

بلوز دارای چین‌های روی آستین‌ها است که حالتی زنانه به آن می‌بخشد.

T-shirt [اسم]
اجرا کردن

تی‌شرت

Ex: She always wears a plain white T-shirt with jeans .

او همیشه یک تی شرت سفید ساده با شلوار جین می‌پوشد.

white [صفت]
اجرا کردن

سفید

Ex:

آنها برنج سفید را با کاری مرغ سرو کردند.

cap [اسم]
اجرا کردن

کلاه (لبه‌دار)

Ex: My brother likes to collect caps from different countries as souvenirs .

برادرم دوست دارد کلاه‌ها را از کشورهای مختلف به عنوان یادگاری جمع کند.

cardigan [اسم]
اجرا کردن

ژاکت کش‌بافت

Ex: He buttoned up his cable-knit cardigan before stepping out into the chilly evening .

او قبل از رفتن به هوای سرد شب، کاردیگان بافتنی خود را دکمه کرد.

coat [اسم]
اجرا کردن

پالتو

Ex: My little daughter wears a fluffy coat that makes her look like a teddy bear .

دختر کوچکم یک کت کرکی پوشیده که او را شبیه یک خرس عروسکی می‌کند.

dress [اسم]
اجرا کردن

لباس زنانه

Ex: My mom helped me zip up the back of my dress .

مادرم به من کمک کرد تا زیپ پشت لباسم را ببندم.

jacket [اسم]
اجرا کردن

کاپشن

Ex: The jacket has multiple pockets , perfect for storing small items .

ژاکت چندین جیب دارد، که برای ذخیره‌سازی وسایل کوچک عالی است.

leggings [اسم]
اجرا کردن

شلوار جذب

Ex: The dancer preferred wearing leggings for rehearsals .

رقصنده ترجیح می‌داد برای تمرینات لگینگ بپوشد.

shirt [اسم]
اجرا کردن

پیراهن

Ex: The shirt I recently bought is made of soft cotton fabric .

پیراهنی که اخیراً خریدم از پارچه نخی نرم ساخته شده است.

sock [اسم]
اجرا کردن

جوراب

Ex: She lost one of her socks in the laundry and could n't find it .

او یکی از جوراب‌هایش را در لباس‌شویی گم کرد و نتوانست آن را پیدا کند.

suit [اسم]
اجرا کردن

کت‌شلوار

Ex: She needs to iron her suit before the important meeting .

او باید کت و شلوار خود را قبل از جلسه مهم اتو کند.

sweater [اسم]
اجرا کردن

پلیور

Ex: I need a lightweight sweater for the spring season .

من به یک پلیور سبک برای فصل بهار نیاز دارم.

jumper [اسم]
اجرا کردن

سارافون

Ex: The school uniform included a navy blue jumper worn over a white blouse .

یونیفرم مدرسه شامل یک ژاکت سرمه‌ای بود که روی یک بلوز سفید پوشیده می‌شد.

tights [اسم]
اجرا کردن

جوراب‌شلواری

Ex: Tights are a popular choice for dancers and gymnasts .

شلوارک انتخاب محبوبی برای رقصندگان و ژیمناستیک کاران است.

top [اسم]
اجرا کردن

تاپ (لباس)

Ex: The floral print top is perfect for a day out in the sun .

تاپ طرح گل برای یک روز آفتابی عالی است.

tracksuit [اسم]
اجرا کردن

گرمکن (ورزشی)

Ex: Many athletes prefer to wear a tracksuit during warm-ups to stay loose and agile .

بسیاری از ورزشکاران ترجیح می‌دهند در طول گرم کردن لباس ورزشی بپوشند تا انعطاف‌پذیر و چابک بمانند.

underwear [اسم]
اجرا کردن

لباس زیر

Ex: I prefer to wear comfortable cotton underwear .

من ترجیح می‌دهم زیرپوش نخی راحت بپوشم.

footwear [اسم]
اجرا کردن

پاپوش (کفش، چکمه و...)

Ex: She admired the intricate embroidery on the traditional footwear worn by the dancers during the cultural festival .

او از گلدوزی پیچیده روی کفش‌های سنتی که رقصندگان در طول جشنواره فرهنگی پوشیده بودند، تحسین کرد.

boot [اسم]
اجرا کردن

پوتین

Ex: The fashionable boots added a trendy touch to her outfit .

چکمه‌های شیک، جلوه‌ای مد روز به لباسش اضافه کرد.

flip-flop [اسم]
اجرا کردن

دمپایی لاانگشتی

Ex: The store had a sale on flip-flops , making it the perfect time to stock up for the season .

فروشگاه تخفیفی روی صندل‌ها داشت که آن را به زمان مناسبی برای ذخیره کردن برای فصل تبدیل کرد.

sandal [اسم]
اجرا کردن

صندل

Ex: He opted for closed-toe sandals for a hike in the desert .

او برای پیاده‌روی در بیابان صندلهای جلوبسته انتخاب کرد.

shoe [اسم]
اجرا کردن

کفش

Ex: She picked up her baby 's shoes and put them on before going outside .

او کفشهای کودکش را برداشت و قبل از بیرون رفتن آنها را پوشید.

trainer [اسم]
اجرا کردن

کفش کتانی

Ex: After a long day of walking , her trainers provided the cushioning she needed to avoid sore feet .

پس از یک روز طولانی پیاده‌روی، کفش‌های ورزشی او بالشتک مورد نیاز برای جلوگیری از درد پا را فراهم کردند.

accessory [اسم]
اجرا کردن

اکسسوری

Ex: Sunglasses are a popular accessory for protecting your eyes from the sun .

عینک‌های آفتابی یک اکسسوری محبوب برای محافظت از چشم‌ها در برابر آفتاب هستند.

belt [اسم]
اجرا کردن

کمربند

Ex: He forgot his belt , so his trousers kept sliding down .

او کمربند خود را فراموش کرد، بنابراین شلوارش مدام پایین می‌لغزید.

hat [اسم]
اجرا کردن

کلاه

Ex: She tried on different hats at the store to find the perfect fit .

او کلاه‌های مختلفی را در فروشگاه امتحان کرد تا اندازه مناسب را پیدا کند.

glove [اسم]
اجرا کردن

دستکش

Ex:

او یک جفت دستکش لاستیکی را برای کارهای نظافتی به سبد خرید پرتاب کرد.

scarf [اسم]
اجرا کردن

شال

Ex: She tied the scarf in a triangle shape around her head .

او شال را به شکل مثلث دور سرش بست.

tie [اسم]
اجرا کردن

کراوات

Ex: She finally loosened her tie after a long day at work .

او بالاخره بعد از یک روز طولانی کار کراواتش را شل کرد.

bracelet [اسم]
اجرا کردن

دست‌بند

Ex: The bracelet jingles softly as she moves her hand .

دستبند به آرامی صدا می‌دهد وقتی که او دستش را حرکت می‌دهد.

earring [اسم]
اجرا کردن

گوشواره

Ex: She wore a pair of beautiful diamond earrings to the party .

او یک جفت گوشواره الماس زیبا به مهمانی پوشید.

necklace [اسم]
اجرا کردن

گردن‌بند

Ex: The necklace had a beautiful pearl hanging from the chain .

گردنبند مرواریدی زیبا داشت که از زنجیر آویزان بود.

ring [اسم]
اجرا کردن

انگشتر

Ex: She received a sparkling diamond ring as an engagement gift .

او یک حلقه الماس درخشان به عنوان هدیه نامزدی دریافت کرد.

jewelry [اسم]
اجرا کردن

جواهر

Ex: The artisan crafted unique and handmade jewelry using silver and gemstones .

صنعتگر با استفاده از نقره و سنگ‌های قیمتی جواهرات منحصر به فرد و دست‌ساز ساخت.

pajamas [اسم]
اجرا کردن

لباس‌خواب

Ex: She received a new pair of pajamas as a gift for her birthday .

او یک جفت جدید پیراهن خواب به عنوان هدیه برای تولدش دریافت کرد.