کتاب 'انگلیش فایل' پیش‌مقدماتی - درس 4ب

در اینجا واژگان درس 4B از کتاب English File Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "سبد"، "رسید"، "حساب" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش فایل' پیش‌مقدماتی
shopping [اسم]
اجرا کردن

خرید

Ex: The festival included music , food , and shopping .

جشنواره شامل موسیقی، غذا و خرید بود.

basket [اسم]
اجرا کردن

سبد

Ex: They placed a basket of snacks on the table for guests to enjoy during the party .

آنها یک سبد از تنقلات روی میز گذاشتند تا مهمان‌ها در طول مهمانی از آن لذت ببرند.

اجرا کردن

اتاق پرو

Ex: The store has a policy allowing customers to use the changing room for as long as they need while trying on clothes .

فروشگاه سیاستی دارد که به مشتریان اجازه می‌دهد از اتاق پرو به مدت نیاز خود در هنگام امتحان لباس‌ها استفاده کنند.

اجرا کردن

سلف‌سرویس

Ex:

کتابخانه ماشین‌های پرداخت خودخدمت را برای ساده‌سازی فرآیند امانت نصب کرد.

checkout [اسم]
اجرا کردن

صندوق (مغازه، فروشگاه و غیره)

Ex: Self-service checkouts have become increasingly popular , allowing customers to scan and pay for their items independently .

صندوق‌های پرداخت خودخدمت به طور فزاینده‌ای محبوب شده‌اند، به مشتریان اجازه می‌دهند تا اقلام خود را به طور مستقل اسکن و پرداخت کنند.

customer [اسم]
اجرا کردن

مشتری

Ex: The store offers a full refund if the customer is unsatisfied .

فروشگاه در صورت نارضایتی مشتری، بازپرداخت کامل ارائه می‌دهد.

receipt [اسم]
اجرا کردن

رسید

Ex: The gas pump offers a receipt after you fill up .

پمپ بنزین پس از پر کردن باک، رسید ارائه می‌دهد.

shelf [اسم]
اجرا کردن

قفسه

Ex: The bathroom shelf is stocked with towels , toiletries , and other essentials .

قفسه حمام با حوله ها، لوازم بهداشتی و دیگر ملزومات پر شده است.

اجرا کردن

فروشنده

Ex: He relied on the shop assistant 's expertise to choose the best electronic device .

او برای انتخاب بهترین دستگاه الکترونیکی به تخصص فروشنده تکیه کرد.

اجرا کردن

کیسه خرید

Ex: The shopping bag ripped , and apples rolled everywhere .

کیف خرید پاره شد و سیب‌ها همه جا پخش شدند.

sales [اسم]
اجرا کردن

میزان فروش

Ex: He was recognized for his outstanding sales performance at the company ’s annual awards ceremony .

او به خاطر عملکرد برجسته‌اش در فروش در مراسم سالانه جوایز شرکت مورد تقدیر قرار گرفت.

till [اسم]
اجرا کردن

صندوق (در فروشگاه)

Ex: He accidentally left his wallet at the till after paying for his groceries , but fortunately , it was still there when he returned .

او به طور تصادفی کیف پولش را پس از پرداخت خریدهایش روی صندوق جا گذاشت، اما خوشبختانه، وقتی برگشت هنوز آنجا بود.

trolley [اسم]
اجرا کردن

چرخ (حمل بار)

Ex: After loading the trolley with supplies , he wheeled it back to the storage room for the event preparation .

پس از بارگیری واگن با لوازم، آن را به اتاق ذخیره‌سازی برای آماده‌سازی رویداد بازگرداند.

to go [فعل]
اجرا کردن

باز کردن (وب‌سایت، صفحه کتاب و...)

Ex:

او به یوتیوب رفت تا آخرین موزیک ویدیوها را تماشا کند.

website [اسم]
اجرا کردن

وب‌سایت

Ex: The website has a section for frequently asked questions .

وبسایت بخشی برای سوالات متداول دارد.

to create [فعل]
اجرا کردن

به وجود آوردن

Ex: They created a new software program to solve the problem .

آنها یک برنامه نرم‌افزاری جدید برای حل مشکل ایجاد کردند.

account [اسم]
اجرا کردن

حساب کاربری

Ex: Logging into your email account enables you to send and receive messages securely .

ورود به حساب ایمیل شما امکان ارسال و دریافت پیام‌ها را به صورت ایمن فراهم می‌کند.

to click [فعل]
اجرا کردن

کلیک کردن

Ex:

برای زوم کردن روی نقشه، روی ناحیه مورد نظر دوبار کلیک کنید.

item [اسم]
اجرا کردن

کالا

Ex: They were disappointed when the item they wanted was out of stock .

آنها ناامید شدند وقتی که آیتم مورد نظرشان موجود نبود.

to proceed [فعل]
اجرا کردن

پیش رفتن

Ex: She paused for a moment before proceeding with her presentation .

او قبل از ادامه دادن ارائه خود برای لحظه‌ای مکث کرد.

payment [اسم]
اجرا کردن

مبلغ پرداختی

Ex: The payment for the groceries was more than I expected .

پرداخت برای خرید مواد غذایی بیشتر از حد انتظار من بود.

delivery [اسم]
اجرا کردن

تحویل

Ex: The restaurant guaranteed delivery within 30 minutes .

رستوران تضمین کرد که تحویل در عرض 30 دقیقه انجام شود.

address [اسم]
اجرا کردن

نشانی

Ex: The address is written in capital letters to ensure clarity .

آدرس با حروف بزرگ نوشته شده است تا وضوح را تضمین کند.

with [حرف اضافه]
اجرا کردن

با

Ex: The family had a picnic with their neighbors in the park .

خانواده با همسایه‌هایشان در پارک پیکنیک داشتند.

credit card [اسم]
اجرا کردن

کارت اعتباری

Ex: The credit card company offers a grace period for late payments .

شرکت کارت اعتباری یک دوره ارفاقی برای پرداخت‌های دیرکرد ارائه می‌دهد.

debit card [اسم]
اجرا کردن

کارت نقدی

Ex: She withdrew money from the ATM using her debit card .

او با استفاده از کارت بدهی خود از دستگاه خودپرداز پول برداشت کرد.