کتاب 'انگلیش فایل' پیشمقدماتی - درس 8A
در اینجا واژگان درس 8A از کتاب درسی English File Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "طلاق گرفته"، "بلیط"، "هدیه" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
no longer married to someone due to legally ending the marriage

طلاقگرفته
مرد طلاقگرفته برای کمک به مقابله با عواقب عاطفی جدایی به دنبال درمان رفت.
healthy and strong, especially due to regular physical exercise or balanced diet

تندرست, خوشهیکل
او یک رژیم غذایی متعادل را دنبال میکند و پزشکش میگوید که او بسیار تناسب اندام دارد.
unable to be located or recovered and is no longer in its expected place

گمشده
او پس از نقل مکان به یک شهر جدید احساس گم شدن کرد، در تلاش برای یافتن راه خود و دوستیابی جدید.
feeling very annoyed because of something that we do not like

عصبانی, خشمگین
تن عصبانی او همه را ناراحت کرد.
to legally become someone's wife or husband

ازدواج کردن
worried and anxious about something or slightly afraid of it

مضطرب, نگران, دستپاچه، بیقرار، دلواپس
او قبل از ارائه بزرگش در محل کار نگران احساس میکرد.
physically prepared with everything we might need for a particular task or situation

آماده, حاضر
با یونیفرم اتوکشیده و کفشهای واکسخورده، سرباز آماده برای بازرسی ایستاده بود.
recovered from a physical or mental health problem completely or compared to the past

(از نظر سلامت جسمی یا روانی) بهبودیافته, بهتر
هوای تازه باعث شد او فوراً احساس بهتری کند.
of inferior quality, less satisfactory, or less pleasant compared to something else

بدتر
خدمات در آن رستوران بدتر از چیزی بود که انتظار داشتم.
having a temperature lower than the human body's average temperature

سرد
تکههای یخ نوشیدنی را خنککننده سرد کردند.
the work that we do regularly to earn money

شغل, کار
او به دنبال یک شغل پاره وقت برای کسب درآمد اضافی است.
a set of large folded sheets of paper with lots of stories, pictures, and information printed on them about things like sport, politic, etc., usually issued daily or weekly

روزنامه
روزنامه بخش سرگرمی با نقد فیلم و اخبار سلبریتی ها دارد.
a piece of paper or card that shows you can do or get something, like ride on a bus or attend an event

بلیت
آنها بلیطهای ما را در ورودی استادیوم بررسی کردند.
to enter or reach a location

وارد شدن, داخل شدن
آنها بالاخره بعد از انتظار در صف وارد استادیوم شدند.
to leave somewhere such as a room, building, etc.

بیرون رفتن, خارج شدن
بهش گفتم از اتاقم بره بیرون وقتی شروع کرد به گشتن وسایلم.
to enter a bus, ship, airplane, etc.

سوار شدن (قطار، اتوبوس و غیره)
اگر میخواهیم سوار اتوبوس شویم باید عجله کنیم.
to leave a bus, train, airplane, etc.

پیاده شدن (از اتوبوس، قطار و غیره)
او آخرین نفری بود که در ایستگاه نهایی از مترو پیاده شد.
a road vehicle that has four wheels, an engine, and a small number of seats for people

خودرو, اتومبیل، ماشین
ما در حال رفتن به یک سفر جادهای هستیم و یک ماشین اجاره میکنیم.
a large vehicle that carries many passengers by road

اتوبوس
اتوبوس پر بود، بنابراین مجبور شدم تمام مسیر را بایستم.
to have a good, friendly, or smooth relationship with a person, group, or animal

رابطه دوستانه داشتن, با کسی ساختن، با کسی بهخوبی کنار آمدن
آنها سعی کردهاند با خانواده همسرشان رابطه خوبی داشته باشند و پیوند خانوادگی محکمی بسازند.
to get on our feet and stand up

بلند شدن, برخاستن
علیرغم خستگی، وقتی آهنگ مورد علاقهشان پخش شد، بلند شدند تا برقصند.
the place that we live in, usually with our family

خانه, منزل
او از فضای آرام خانه خود لذت میبرد.
a place where children learn things from teachers

مدرسه
ما موضوعات مختلفی مانند ریاضیات، علوم و انگلیسی را در مدرسه مطالعه میکنیم.
something that we do regularly to earn money

کار, شغل
او به کار خود به عنوان پرستار علاقهمند است.
a digital message that is sent from one person to another person or group of people using a system called email

ایمیل
او یک ایمیل به معلم خود فرستاد تا برای تکلیف کمک بخواهد.
a written message that one sends or receives using a mobile phone

پیامک, پیام کوتاه
بعد از مصاحبه، او یک پیام متنی برای تشکر از مدیر استخدام فرستاد.
something given to someone as a sign of appreciation or on a special occasion

هدیه, کادو
به عنوان نشانهای از قدردانی، او در پایان سال تحصیلی یک کارت دستساز را به عنوان هدیه به معلم خود داد.
