کتاب 'انگلیش فایل' پیش‌مقدماتی - درس 9C

در اینجا واژگان درس 9C از کتاب درسی English File Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "زندگینامه"، "جدا"، "بازنشسته"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش فایل' پیش‌مقدماتی
biography [اسم]
اجرا کردن

زندگی‌نامه

Ex: He spent years researching to write an accurate biography of the historical figure .

او سال‌ها تحقیق کرد تا یک زندگینامه دقیق از شخصیت تاریخی بنویسد.

to [be] born [عبارت]
اجرا کردن

به دنیا آمدن

Ex: She was born in the city of Paris .
to marry [فعل]
اجرا کردن

ازدواج کردن

Ex: They married in a small , intimate ceremony with only family and close friends .

آنها در یک مراسم کوچک و صمیمی فقط با خانواده و دوستان نزدیک ازدواج کردند.

to [get] married [عبارت]
اجرا کردن

ازدواج کردن

Ex: Some people prefer to get married at a destination wedding to combine the event with a vacation .
to go [فعل]
اجرا کردن

رفتن

Ex: He went into the kitchen to prepare dinner for the family.

او به آشپزخانه رفت تا شام را برای خانواده آماده کند.

اجرا کردن

ابتدایی

Ex: The primary school organized a field trip to the science museum .

مدرسه ابتدایی یک سفر علمی به موزه علوم ترتیب داد.

to have [فعل]
اجرا کردن

بچه‌دار شدن

Ex: The rescue dog had puppies just a few weeks after adoption .

سگ نجات توله‌هایی به دنیا آورد تنها چند هفته پس از پذیرش.

child [اسم]
اجرا کردن

کودک

Ex: The children played happily in the park , swinging on the swings and running around .

بچه‌ها با خوشحالی در پارک بازی می‌کردند، روی تاب‌ها تاب می‌خوردند و دور هم می‌دویدند.

اجرا کردن

مدرسه متوسطه (شامل دوره اول و دوم)

Ex: Teachers in secondary school often focus on developing critical thinking and problem-solving skills , preparing students for the challenges they will face in college and the workforce .

معلمان در دبیرستان اغلب بر توسعه تفکر انتقادی و مهارت‌های حل مسئله تمرکز می‌کنند، دانش‌آموزان را برای چالش‌هایی که در دانشگاه و نیروی کار با آن‌ها مواجه خواهند شد آماده می‌کنند.

university [اسم]
اجرا کردن

دانشگاه

Ex: We have a university lecture on art history this afternoon .

ما امروز بعدازظهر یک سخنرانی در دانشگاه درباره تاریخ هنر داریم.

to leave [فعل]
اجرا کردن

رفتن

Ex: They will leave for their vacation tomorrow morning .

آنها فردا صبح برای تعطیلات خود خواهند رفت.

school [اسم]
اجرا کردن

مدرسه

Ex: We have a science project due next week at school .

ما یک پروژه علمی داریم که هفته آینده در مدرسه باید تحویل داده شود.

separate [صفت]
اجرا کردن

مجزا

Ex: The twins have separate interests and hobbies .

دوقلوها علایق و سرگرمی‌های جداگانه دارند.

to get [فعل]
اجرا کردن

دریافت کردن

Ex: Did you get my message about the meeting ?

آیا پیام من در مورد جلسه را دریافت کردید؟

job [اسم]
اجرا کردن

شغل

Ex: My sister has a job at a restaurant as a waitress .

خواهر من در یک رستوران به عنوان پیشخدمت شغل دارد.

to divorce [فعل]
اجرا کردن

طلاق گرفتن

Ex: Last year , they successfully divorced and started anew .

سال گذشته، آنها با موفقیت طلاق گرفتند و دوباره شروع کردند.

divorced [صفت]
اجرا کردن

طلاق‌گرفته

Ex:

علیرغم طلاق، آنها برای حمایت از فرزندانشان در جمع‌های خانوادگی شرکت کردند.

to retire [فعل]
اجرا کردن

بازنشسته شدن

Ex: Many athletes retire in their early thirties .

بسیاری از ورزشکاران در اوایل سی سالگی بازنشسته می‌شوند.

to [fall] in love [عبارت]
اجرا کردن

عاشق شدن

Ex: She did n't expect to fall in love while studying abroad , but it happened .
to die [فعل]
اجرا کردن

مردن

Ex: Tragically , several people died in the car accident on the highway .

متأسفانه، چند نفر در تصادف ماشین در بزرگراه جان باختند.