کتاب 'انگلیش فایل' پیشمقدماتی - درس 5B
در اینجا واژگان درس 5B از کتاب English File Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "آلوده"، "مدرن"، "کانال" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a large and strong building that is protected against attacks, in which the royal family lives

قلعه, دژ
معماری قلعه شامل برجها و دیوارهای دفاعی پیچیده بود که اهمیت تاریخی آن را نشان میداد.
the largest and most important church of a specific area, which is controlled by a bishop

کلیسای جامع
هر یکشنبه، جامعه در کلیسای جامع برای یک مراسم عبادت سنتی گرد هم میآیند.
a building where Christians go to worship and practice their religion

کلیسا
او در کلیسا شمعی روشن کرد تا برای عزیزانش دعا کند.
a larger and more populated town

شهر
آنها در حال برنامهریزی برای یک تور شهری هستند تا گنجینههای پنهان و جاذبههای محلی را کشف کنند.
an area with human population that is smaller than a city and larger than a village

شهر (کوچک)
او دوست دارد در شهر قدم بزند و از مغازههای محلی دیدن کند.
located or positioned toward the northern direction

شمالی
او از اسکی در مناطق شمالی در زمستان لذت میبرد.
located toward the southern direction

جنوبی
او از تعطیلات در ساحل جنوبی در ماههای تابستان لذت میبرد.
the land close to a sea, ocean, or lake

ساحل, کناره
ساحل شمالی کمتر توسعه یافته است و برای عاشقان طبیعت عالی است.
located in or coming from the east

شرقی
دروازه شرقی شهر ورودی اصلی برای عابران پیاده است.
the direction toward which the sun goes down, which is on the left side of a person facing north

غرب, مغرب
غرب به دلیل مناظر خیره کننده و غروب های نفس گیرش معروف است.
below average in physical size

کوچک
او در یک شهر کوچک با همسایههای دوستداشتنی زندگی میکرد.
having a size that is not small or big

اندازه متوسط
او یک کوله پشتی با اندازه متوسط برای سفر کوهنوردی خود خرید، که فضای کافی برای وسایل ضروری فراهم میکرد بدون اینکه خیلی حجیم باشد.
above average in amount or size

بزرگ
نانوایی در تهیه نانهای بزرگ برای خانوادهها تخصص دارد.
making us feel tired and unsatisfied because of not being interesting

خستهکننده, کسالتآور، حوصلهسربر
کلاس خستهکننده بود چون معلم فقط از کتاب درسی میخواند.
(of a space) filled with things or people

شلوغ
قطار متروی شلوغ در ساعت شلوغی فقط جای ایستادن داشت.
capable of destroying or causing harm to a person or thing

خطرناک
او با سرعت خطرناکی در بزرگراه رانندگی میکرد.
related to the most recent time or to the present time

نوین, مدرن
مستند به بررسی چالشهای پیش روی جامعه مدرن میپردازد.
producing or having a lot of loud and unwanted sound

پرسروصدا
کودکان پر سر و صدا در کلاس درس، حفظ محیط یادگیری آرام را برای معلم دشوار کردند.
containing harmful or dirty substances

آلوده
او ماسک زد تا خود را از هوای آلوده شهر، که پر از دود و انتشارات بود، محافظت کند.
not having any bacteria, marks, or dirt

تمیز
او از یک پارچه تمیز برای پاک کردن مبلمان گردآلود استفاده کرد.
with no one or nothing inside

خالی, تهی
بطری خالی روی زمین غلتید، محتوای آن کاملاً مصرف شد.
making us feel interested, happy, and energetic

هیجانانگیز, مهیج
کنسرت هیجانانگیز بود، با اجراهای شگفتانگیز از گروههای موردعلاقهام.
having great importance or effect in history

مهم (از نظر تاریخی), سرنوشت ساز، تاریخی
موزه مجموعهای از آثار تاریخی را در خود جای داده است که بینشی از گذشته منطقه ارائه میدهد.
catching and keeping our attention because of being unusual, exciting, etc.

جالب, جذاب، هیجانانگیز
جالب است که ببینیم تکنولوژی در طول سالها چگونه تکامل یافته است.
with little or no noise

ساکت, بیسروصدا
نوزاد در اتاق آرام به آرامی خوابید.
protected from any danger

امن, ایمن، بیخطر
او هنگام راه رفتن به خانه در شب، به تنهایی احساس امنیت نمیکرد.
a structure built over a river, road, etc. that enables people or vehicles to go from one side to the other

پل
پل معلق بر روی دره امتداد داشت و مناظر نفسگیری را در پایین ارائه میداد.
a long and artificial passage built and filled with water for ships to travel along or used to transfer water to other places

آبراه, کانال، آبگذر
آنها کانال را برای اتصال رودخانه به دریاچه برای حمل و نقل آسانتر ساختند.
an upright structure, usually made of brick, concrete, or stone that is made to divide, protect, or surround a place

دیوار
او یک قفسه کتاب را به دیوار تکیه داد تا کتابهایش را در آن قرار دهد.
a large store, divided into several parts, each selling different types of goods

مرکز تجاری, فروشگاه بزرگ
فروشگاه بزرگ همه چیز از وسایل الکترونیکی تا غذاهای گورمه را داشت، همه زیر یک سقف.
a sheltered area of water along the coast where ships, boats, and other vessels can anchor safely, typically protected from rough seas by natural or artificial barriers

بندرگاه, اسکله
آنها یک مارینای جدید در بندر ساختند تا قایقهای بادبانی بیشتری را جای دهند.
a naturally raised area of land that is higher than the land around it, often with a round shape

تپه
او هر صبح به عنوان بخشی از تمرینش تا تپه میدوید.
a large area of water, surrounded by land

دریاچه
او از یک قایق سواری آرام روی دریاچه لذت برد.
a public place where people buy and sell groceries

بازار
آنها با فروشندگان در بازار خیابانی چانه زدند تا بهترین قیمت را برای لباس و لوازم جانبی بگیرند.
a place of worship, used by Muslims

مسجد
او به نشانه احترام قبل از ورود به مسجد کفش هایش را درآورد.
a place where important cultural, artistic, historical, or scientific objects are kept and shown to the public

موزه
من از نمایشگاه موقت در موزه لذت بردم، که هنر معاصر از سراسر جهان را به نمایش گذاشته بود.
a large building that is the official home of a powerful or very important person such as a king, queen, pope, etc.

کاخ, قصر
کاخ سلطان شاهکاری از معماری اسلامی بود، با کاشیکاریهای پیچیده، منارههای بلند و حیاطهای داخلی سرسبز.
(plural) the remains of something such as a building after it has been seriously damaged or destroyed

خرابه, ویرانه
ویرانههای باستانی هر سال گردشگران زیادی را جذب میکرد.
an area of stores or a group of stores built together in one area

مرکز خرید
بزرگترین فروشگاه در مرکز خرید، فروشگاه بزرگ است.
a large building or enclosed area that consists of a group of shops

مرکز خرید, مجتمع تجاری
او از گذراندن آخر هفتههایش در مرکز خرید لذت میبرد، کشف بوتیکهای مختلف و لذت بردن از یک وعده غذایی در فود کورت.
a large object created to look like a person or animal from hard materials such as stone, metal, or wood

مجسمه, تندیس
گردشگران دور مجسمه معروف در پارک جمع شدند، عکس میگرفتند تا زیبایی آن را ثبت کنند.
a place of worship and religious study for Jews

کنیسه
بسیاری از خانوادهها هر شب جمعه به کنیسه میروند تا شبات را با هم جشن بگیرند.
a building used for worshiping one or several gods, used by some religious communities, especially Buddhists and Hindus

معبد
مجتمع معبد شامل معابد اختصاص داده شده به خدایان مختلف بود.
a building in which the officials of a town work

ساختمان شورا یا شهرداری
تالار شهر به عنوان مرکز فعالیتهای دولت محلی عمل میکند.
related to or associated with religion, faith, or spirituality

مذهبی
رهبر مذهبی موعظهای برای جماعت ایراد کرد.
