کتاب 'انگلیش فایل' پیش‌مقدماتی - درس 2B

در اینجا واژگان درس 2B از کتاب درسی English File Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "ساختمان"، "فضا"، "حمل و نقل" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش فایل' پیش‌مقدماتی
place [اسم]
اجرا کردن

مکان

Ex: The library is a great place to find books on various topics .

کتابخانه مکان فوق‌العاده‌ای برای یافتن کتاب‌هایی در موضوعات مختلف است.

time [اسم]
اجرا کردن

زمان

Ex:

اتوبوس به موقع خواهد رسید.

Madrid [اسم]
اجرا کردن

مادرید

Ex: Madrid hosts several annual festivals that celebrate its rich culture and traditions , attracting visitors from around the world .

مادرید میزبان چندین جشنواره سالانه است که فرهنگ و سنت‌های غنی آن را جشن می‌گیرند و بازدیدکنندگان از سراسر جهان را جذب می‌کنند.

room [اسم]
اجرا کردن

اتاق

Ex: I have a big room with a window .

من یک اتاق بزرگ با پنجره دارم.

kitchen [اسم]
اجرا کردن

آشپزخانه

Ex: The kitchen had a double oven , allowing for simultaneous baking of different dishes .

آشپزخانه یک اجاق دوتایی داشت که امکان پخت همزمان غذاهای مختلف را فراهم می‌کرد.

building [اسم]
اجرا کردن

ساختمان

Ex: The tall building stands out among the other structures in the city .

ساختمان بلند در میان سازه‌های دیگر شهر برجسته است.

shop [اسم]
اجرا کردن

مغازه

Ex:

او در تعطیلات تابستانی خود نیمه وقت در یک کافی شاپ کار کرد.

museum [اسم]
اجرا کردن

موزه

Ex: She admired the artwork displayed in the museum .

او از آثار هنری نمایش داده شده در موزه تحسین کرد.

park [اسم]
اجرا کردن

پارک

Ex: They had a friendly soccer match with their friends in the park .

آن‌ها یک بازی دوستانه فوتبال با دوستانشان در پارک داشتند.

closed [صفت]
اجرا کردن

بسته

Ex: The closed lid of the jar preserved the freshness of the food inside .

درپوش بسته شیشه تازگی غذا را در داخل حفظ کرد.

country [اسم]
اجرا کردن

کشور

Ex: The country celebrated its independence with a grand parade and fireworks .

کشور استقلال خود را با رژه بزرگ و آتش بازی جشن گرفت.

city [اسم]
اجرا کردن

شهر

Ex: This city is known for its diverse population and multicultural atmosphere .

این شهر به خاطر جمعیت متنوع و فضای چندفرهنگی‌اش معروف است.

Spain [اسم]
اجرا کردن

اسپانیا

Ex: Spain has a rich history and is home to many historical landmarks , such as the Roman Aqueduct of Segovia .

اسپانیا تاریخ غنی دارد و خانه بسیاری از نشانه‌های تاریخی مانند قنات رومی سگوویا است.

space [اسم]
اجرا کردن

فضا

Ex: Space missions require careful planning .
garden [اسم]
اجرا کردن

باغ

Ex: She loves sitting under the shade of the trees in her garden .

او عاشق نشستن زیر سایه درختان در باغ خود است.

car [اسم]
اجرا کردن

خودرو

Ex: They are selling their old car and buying a new one .

آنها ماشین قدیمی خود را می‌فروشند و یک ماشین جدید می‌خرند.

month [اسم]
اجرا کردن

ماه (سی روز)

Ex: The school semester starts next month .

ترم تحصیلی ماه آینده شروع می‌شود.

February [اسم]
اجرا کردن

فوریه

Ex: In February , the air begins to feel a bit milder as winter gradually gives way to the promise of spring .

در فوریه، هوا شروع به احساس کمی ملایم‌تر می‌کند در حالی که زمستان به تدریج راه را به وعده بهار می‌دهد.

June [اسم]
اجرا کردن

ژوئن

Ex: Father 's Day , celebrated on the third Sunday of June in various countries , honors fathers and fatherhood with gifts , cards , and family gatherings .

روز پدر، که در سومین یکشنبه ژوئن در کشورهای مختلف جشن گرفته می‌شود، با هدایا، کارت‌ها و گردهمایی‌های خانوادگی از پدران و پدر بودن تجلیل می‌کند.

season [اسم]
اجرا کردن

فصل

Ex: The season of summer brings warm weather and longer days .

فصل تابستان هوای گرم و روزهای طولانی‌تر به همراه می‌آورد.

winter [اسم]
اجرا کردن

زمستان

Ex: Winter is a time when birds fly south to escape the cold weather .

زمستان زمانی است که پرندگان برای فرار از هوای سرد به جنوب پرواز می‌کنند.

year [اسم]
اجرا کردن

سال

Ex:

سال تحصیلی در سپتامبر شروع می‌شود و در ژوئن به پایان می‌رسد.

day [اسم]
اجرا کردن

روز

Ex: Today is a special day because it 's my best friend 's birthday .

امروز یک روز خاص است زیرا تولد بهترین دوست من است.

morning [اسم]
اجرا کردن

صبح

Ex: My sister packs her lunch in the morning before leaving for work .

خواهرم ناهارش را صبح قبل از رفتن به کار بسته‌بندی می‌کند.

afternoon [اسم]
اجرا کردن

بعدازظهر

Ex: The afternoon is a popular time for outdoor activities like picnics and sports .

عصر زمان محبوبی برای فعالیت‌های بیرون از خانه مانند پیکنیک و ورزش است.

evening [اسم]
اجرا کردن

عصر

Ex: We practice playing the guitar in the evening to improve our skills .

ما برای بهبود مهارت‌هایمان، عصرها گیتار زدن تمرین می‌کنیم.

March [اسم]
اجرا کردن

مارس

Ex:

مارس نشانگر گذار از زمستان به بهار است، با روزهای طولانی‌تر و ظهور گل‌های رنگارنگ مانند نرگس و لاله.

Tuesday [اسم]
اجرا کردن

سه‌شنبه

Ex:

روزهای سه‌شنبه، کلاس‌های پیانوی من عصرها برگزار می‌شود.

اجرا کردن

روز اول ژانویه (آغاز سال نو مسیحیان)

Ex:

در برخی فرهنگ‌ها، غذاهای خاصی در روز سال نو خورده می‌شوند تا نماد رونق و خوش‌شانسی برای سال آینده باشند.

اجرا کردن

منتقل کردن

Ex: The trucking company plays a crucial role in transporting fresh produce from farms to grocery stores .

شرکت حمل و نقل کامیونی نقش حیاتی در حمل محصولات تازه از مزارع به فروشگاه‌های مواد غذایی دارد.

bike [اسم]
اجرا کردن

دوچرخه

Ex: The children love riding their bikes around the neighborhood .

بچه‌ها دوست دارند با دوچرخه‌هایشان در محله بگردند.

bus [اسم]
اجرا کردن

اتوبوس

Ex: The bus took us to the city center where we explored the shops and attractions .

اتوبوس ما را به مرکز شهر برد جایی که مغازه‌ها و جاذبه‌ها را کشف کردیم.

train [اسم]
اجرا کردن

قطار

Ex: They waved goodbye from the platform as the train departed .

آن‌ها از سکو در حالی که قطار حرکت می‌کرد، بدرقه‌اش کردند.

plane [اسم]
اجرا کردن

هواپیما

Ex: She watched the plane disappear into the distance .

او تماشا کرد که هواپیما در دوردست ناپدید شد.

ship [اسم]
اجرا کردن

کشتی

Ex: The ship was filled with excited tourists ready for their adventure at sea .

کشتی پر از گردشگران هیجان‌زده‌ای بود که برای ماجراجویی خود در دریا آماده بودند.

surface [اسم]
اجرا کردن

سطح

Ex: The surface of the lake was calm and reflective in the morning light .

سطح دریاچه در نور صبح آرام و بازتابنده بود.

floor [اسم]
اجرا کردن

کف

Ex: She covered the floor with a colorful carpet .

او کف را با یک فرش رنگارنگ پوشاند.

table [اسم]
اجرا کردن

میز

Ex:

ما دور میز غذاخوری برای شام خانوادگی جمع شدیم.

shelf [اسم]
اجرا کردن

قفسه

Ex: The bathroom shelf is stocked with towels , toiletries , and other essentials .

قفسه حمام با حوله ها، لوازم بهداشتی و دیگر ملزومات پر شده است.

balcony [اسم]
اجرا کردن

بالکن

Ex: During the summer , the family often hosted barbecues on their balcony , enjoying the warm weather .

در طول تابستان، خانواده اغلب باربیکیوها را در بالکن خود برگزار می‌کردند و از هوای گرم لذت می‌بردند.

roof [اسم]
اجرا کردن

سقف

Ex: She sat on the roof of her car to enjoy a picnic under the stars .

او روی سقف ماشینش نشست تا از یک پیک نیک زیر ستاره‌ها لذت ببرد.

wall [اسم]
اجرا کردن

دیوار

Ex: She hangs a painting on the wall to add color to the room .

او یک نقاشی را به دیوار آویزان می‌کند تا رنگ به اتاق اضافه کند.

school [اسم]
اجرا کردن

مدرسه

Ex: We have a science project due next week at school .

ما یک پروژه علمی داریم که هفته آینده در مدرسه باید تحویل داده شود.

home [اسم]
اجرا کردن

خانه

Ex: She enjoys cooking meals for her family in the kitchen of their home .

او از پختن غذا برای خانواده‌اش در آشپزخانه خانهشان لذت می‌برد.

work [اسم]
اجرا کردن

کار

Ex: She takes pride in her work as a teacher , shaping young minds every day .

او به کار خود به عنوان یک معلم افتخار می کند، هر روز ذهن های جوان را شکل می دهد.

university [اسم]
اجرا کردن

دانشگاه

Ex: We have a university lecture on art history this afternoon .

ما امروز بعدازظهر یک سخنرانی در دانشگاه درباره تاریخ هنر داریم.

airport [اسم]
اجرا کردن

فرودگاه

Ex: The airport was crowded with travelers heading home for the holidays .

فرودگاه شلوغ از مسافرانی بود که برای تعطیلات به خانه می‌رفتند.

station [اسم]
اجرا کردن

ایستگاه (قطار یا اتوبوس)

Ex:

ایستگاه تاکسی فقط کمی پیاده‌روی از آپارتمان من فاصله دارد.

bus stop [اسم]
اجرا کردن

ایستگاه اتوبوس

Ex: The bus stop near the school is often crowded with students after classes let out .

ایستگاه اتوبوس نزدیک مدرسه اغلب پس از تعطیلی کلاس‌ها شلوغ از دانش‌آموزان است.

o'clock [قید]
اجرا کردن

(برای اشاره به) ساعت

Ex:

رزرو رستوران برای ساعت 8 شب است.

half [اسم]
اجرا کردن

نیم

Ex: We spent one half of the day hiking and the other half swimming .

ما یک نصف روز را به پیاده‌روی و نصف دیگر را به شنا پرداختیم.

past [قید]
اجرا کردن

گذشته از (زمان)

Ex: The summer months flew past , and soon it was autumn again .

ماه‌های تابستان گذشت پرواز کردند و به زودی دوباره پاییز شد.

quarter [اسم]
اجرا کردن

یک ربع

Ex: I 'll meet you at a quarter to nine outside the café .

من شما را در یک ربع به نه بیرون کافه ملاقات خواهم کرد.

night [اسم]
اجرا کردن

شب

Ex: The night brings a sense of calm and tranquility .

شب احساس آرامش و آسودگی می‌آورد.

weekend [اسم]
اجرا کردن

آخر هفته

Ex: Weekends are the perfect time to read books and get lost in stories .

آخر هفته زمان مناسبی برای خواندن کتاب و غرق شدن در داستان‌ها است.

festival [اسم]
اجرا کردن

روز جشن

Ex: Harvest festivals are common in rural areas .

جشنواره‌های برداشت در مناطق روستایی رایج هستند.

period [اسم]
اجرا کردن

بازه

Ex: The exam will last for a two-hour period .
Christmas [اسم]
اجرا کردن

ایام کریسمس

Ex: The Christmas spirit is felt throughout the community , with various events and activities organized to spread cheer .

روح کریسمس در سراسر جامعه احساس می‌شود، با رویدادها و فعالیت‌های مختلفی که برای گسترش شادی سازماندهی شده‌اند.

Easter [اسم]
اجرا کردن

عید پاک

Ex: In some cultures , people decorate eggs for Easter with vibrant colors and intricate designs .

در برخی فرهنگ‌ها، مردم تخم‌مرغ‌ها را برای عید پاک با رنگ‌های زنده و طرح‌های پیچیده تزیین می‌کنند.