روز تعطیل
ما یک آخر هفته طولانی داریم چون دوشنبه تعطیل است.
در اینجا واژگان درس 2A از کتاب درسی English File Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "کمپینگ"، "گردشگری"، "دوست داشتنی" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
روز تعطیل
ما یک آخر هفته طولانی داریم چون دوشنبه تعطیل است.
رفتن
او به آشپزخانه رفت تا شام را برای خانواده آماده کند.
به خارج
ما معمولاً در ماه می برای فرار از روزمرگی به خارج از کشور میرویم.
دور شدن
سگ شروع به پارس کردن کرد، نشان میداد که میخواهد غریبه برود.
آخر هفته
آخر هفته زمان مناسبی برای خواندن کتاب و غرق شدن در داستانها است.
اتوبوس
اتوبوس ما را به مرکز شهر برد جایی که مغازهها و جاذبهها را کشف کردیم.
پیادهروی
شهر یک پیادهروی تاریخی در شهر قدیمی ترتیب داد.
اتفاق افتادن
عروسی برگزار خواهد شد همانطور که برنامه ریزی شده بود، با وجود باران.
بیرون رفتن
آنها اغلب آخر هفتهها بیرون میروند تا رستورانهای جدید را کشف کنند.
شب
شب احساس آرامش و آسودگی میآورد.
تماشای اماکن دیدنی
آژانس مسافرتی یک تور گردشگری از محبوبترین نقاط دیدنی شهر ترتیب داد.
اسکی
او در نوجوانی اسکی را شروع کرد و از آن زمان به این ورزش علاقهمند شده است.
دوچرخهسواری
او یک دوچرخه کوهستان جدید برای دوچرخهسواری در مسیرهای ناهموار و کاوش در طبیعت خرید.
شنا
آنها به یک کلاب شنا پیوستند تا با شناگران دیگر ملاقات کنند و با هم تمرین کنند.
قایقرانی (سرگرمی)
قایقرانی نه تنها به مهارت بلکه به دانش الگوهای باد و تکنیکهای ناوبری نیاز دارد.
موجسواری
موجسواری به صبر، زمانبندی و ارتباط عمیق با اقیانوس نیاز دارد تا بتوان موج کامل را پیشبینی کرد و گرفت.
ماهیگیری
او به یادگیری درباره ماهیگیری در اعماق دریا علاقه دارد.
رزرو کردن
آنها تصمیم گرفتند برای شام سالگردشان در رستوران مورد علاقهشان یک میز رزرو کنند.
پرواز
او پرواز خود را از دست داد و مجبور شد یکی دیگر رزرو کند.
آنلاین
بانکداری آنلاین به طور فزایندهای محبوب شده است، که به مشتریان دسترسی راحت به حسابهای خود و تاریخچه تراکنشها را میدهد.
خریدن
من همیشه محصولات تازه را از بازار محلی کشاورزان میخرم.
سوغاتی
او یک سوغاتی کلید زنجیری از فروشگاه هدیه خرید تا سفرش به پاریس را به یاد بیاورد.
اقامت کوتاه داشتن
به دلیل طوفان، نتوانستیم با ماشین به خانه برویم و مجبور شدیم یک شب در یک مسافرخانه بمانیم.
هتل
او یک اتاق در یک هتل ساحلی برای تعطیلات تابستانی خود رزرو کرد.
اردوگاه
محل کمپ در میان جنگل قرار داشت و سایه زیادی فراهم میکرد.
دوست
مایکل از بیرون رفتن برای قهوه با دوستانش از کار لذت میبرد تا بعد از یک روز طولانی به روز شود و استراحت کند.
حمام آفتاب گرفتن
دوستان در تعطیلات در حیاط خلوت آفتاب گرفتند.
ساحل
ساحل پر از افرادی بود که از آفتاب و موج لذت میبردند.
تجربه فراموشنشدنی
پس از یک هفته طولانی کار، مشتاق یک وقت خوب در خلوت آخر هفته هستم.
خرج کردن
او بیشتر از آنچه باید برای غذا خوردن در بیرون خرج میکند.
پول
او به یک خیریه پول اهدا کرد تا به نیازمندان کمک کند.
اجاره دادن
کشاورز بخشی از زمین خود را به یک خانواده همسایه برای چرای دامهایشان اجاره داد.
آپارتمان
او در یک آپارتمان کوچک در طبقه سوم ساختمان زندگی میکند.
کرایه کردن
اگر برای یک پروژه خانگی به ابزار نیاز دارید، میتوانید آنها را از فروشگاه سختافزار محلی اجاره کنید.
دوچرخه
من میخواهم کسی به من یاد بدهد که چگونه دوچرخه سواری کنم.
چوب اسکی
اسکیها برای اطمینان از عملکرد بهینه روی برف موم زده و تنظیم شدند.
راحت
زن مسن در صندلی مورد علاقه خود کنار شومینه راحت به نظر میرسید.
مجلل
مجتمع تفریحی، ویلاهای مجلل با استخرهای خصوصی و چشماندازهای خیرهکننده از اقیانوس ارائه میداد.
خونگرم
او همیشه با همه کسانی که ملاقات میکرد دوستانه رفتار میکرد و به راحتی دوستان جدیدی پیدا میکرد.
مفید
توصیههای مفید او انجام پروژه را بسیار آسانتر کرد.
پرسروصدا
رستوران پر سر و صدا بود، با صدای به هم خوردن ظروف و گفتگوی مشتریان.
زیبا
بازیگر به خاطر لبخند زیبای خود معروف است.
دوستداشتني
او صدای خوانندگی دلنشینی داشت که مخاطبان را مجذوب خود میکرد.
گرم
هوای گرم برای یک روز در ساحل عالی بود.
آفتابی
هوای آفتابی من را خوشحال و پرانرژی میکند.
ابتدایی
ساختار اساسی رمان درباره عشق و از دست دادن است.
کثیف
او مجبور شد ماشین کثیف خود را پس از یک سفر طولانی جادهای تمیز کند.
خجالتزده
سوال ناگهانی او را غافلگیر کرد و باعث شد احساس ناراحتی کند.
نامهربان
گربه غیردوستانه به هر کسی که سعی میکرد آن را نوازش کند، هیس میکرد.
غیرسودمند
پاسخ بیفایده مدیریت باعث شد کارمندان احساس عدم حمایت و بیانگیزگی کنند.
شلوغ
ساحل شلوغ با خانوادههایی که از هوای آفتابی لذت میبردند، شلوغ بود.
بادی
او یک ژاکت سنگین پوشید تا در هوای پر باد بیرون برود.
مهآلود
دره در صبح زود با پتویی مهآلود پوشیده شده بود.
ابری
پیشبینی آب و هوا صبحی ابری و بعد از آن آفتابی در بعدازظهر را پیشبینی کرد.
عالی
این یک ایده عالی برای یک استارتاپ است، فکر میکنم بسیار موفق خواهد بود.
شگفتانگیز
ما آخر هفته وقت عالیای در ساحل داشتیم.
فوقالعاده
آنها در تعطیلات خود در یونان فوقالعاده وقت گذراندند.
باشه (در صورت موافقت با کاری یا چیزی)
باشه، میتونیم به جای اون تو پارک همدیگه رو ببینیم.
افتضاح
هوا وحشتناک بود، با باران شدید و باد.
عکس
این زوج یک عکاس حرفهای استخدام کردند تا عکسها را در عروسیشان بگیرد.
افتضاح
هوای وحشتناک برنامههای آنها را برای یک روز در ساحل خراب کرد.
بسیار بد
فیلم به دلیل طرح و بازی ضعیف، نقدهای وحشتناکی از منتقدان دریافت کرد.