پافشاری - تلاشهای بزرگ کردن
کشف اصطلاحات انگلیسی مربوط به تلاشهای بزرگ، از جمله "سوختن روغن نیمهشب" و "روغن آرنج".
مرور
فلشکارتها
آزمون
to put in an extreme amount of effort into doing something

سخت تلاش کردن, از جانودل مایه گذاشتن
برای سرپا نگه داشتن کسبوکار، از جانودل مایه گذاشت.
to do something until the very late hours of the night

تا دیروقت بیدار ماندن, شبزندهداری کردن
دانشجوها قبل از امتحان نهایی شبزندهداری کردند.
to put in an extraordinary amount of effort to accomplish something, often with the intention of pleasing someone

برای کسی از جان مایه گذاشتن, برای کسی سنگ تمام گذاشتن
برای راضی کردن رئیس جدیدش از جان مایه گذاشت.
to be very determined and do whatever it takes to achieve a goal

هر کاری لازم باشد کردن, از هیچ چیز دریغ نکردن
برای فرصتی که در فینال بازی کند، از هیچ چیز دریغ نمیکند.
to complete a task or activity with thoroughness, efficiency, and speed, often suggesting a focused and diligent approach

حسابی مایه گذاشتن, با جدیت افتادن به جان کار
حسابی افتاد به جان آشپزخانه و در یک ساعت برقش انداخت.
to deliberately do something, giving special attention or emphasis to it

عمداً روی کاری تأکید داشتن, آگاهانه مقید بودن به
تأکید داشت از همه کسانی که در رویداد کمک کردند تشکر کند.
to accomplish something challenging or seemingly impossible through extraordinary effort and determination

ناممکن را ممکن کردن, از پسِ محال برآمدن
بعد از سیل برای بازگشایی مدرسه ناممکن را ممکن کرد.
an intense amount of effort made toward achieving something one desires

نهایت تلاش, سنگ تمام
اگر این ترفیع را میخواهی، باید سنگ تمام بگذاری.
to put a great amount of effort or thought into something particular

ذهن و توان خود را صرف کردن, تمام تمرکز خود را گذاشتن
تیم تمام تمرکزش را روی پیدا کردن یک راهحل عملی گذاشت.
an extreme amount of effort, dedication, and hard work

زحمت و جانفشانی, عرق ریختن و سختی کشیدن
این کتاب حاصل سالها عرق ریختن و سختی کشیدن است.
a great amount of physical effort or work that is put into something

زورِ بازو, دستبهکار شدن و عرق ریختن
تمیز کردن این گاراژ فقط با صابون نمیشود؛ زورِ بازو میخواهد.
to put in a great deal of effort to accomplish something

از جان مایه گذاشتن, خود را به آبوآتش زدن
برای باز نگه داشتن مغازه خودش را به آب و آتش زد.
to go beyond established limits or norms, often in a creative or daring way

از مرزهای معمول فراتر رفتن, مرزهای ممکن را جابهجا کردن
این استارتاپ در فناوری پزشکی پا را از مرزهای معمول فراتر میگذارد.
to put someone in a difficult or challenging situation without providing any help or guidance

مسئولیت سنگینی را بر عهده کسی گذاشته شدن
to manage to do something that is extremely difficult or challenging

شاخ غول را شکستن, از سختترین بخش کار گذشتن
گرفتن اولین مجوز، شاخ غولِ کل پروژه را شکست.
| پافشاری | |||
|---|---|---|---|
| تصمیم و کار سخت | پایداری | انجام بهترین کار | تلاشهای بزرگ کردن |
| سخت تلاش کردن | امتحان کردن چیزی | شروع کار | کمبود تلاش |
| فرآیند و تکمیل | |||
![to [break] {one's} neck to [break] {one's} neck](/assets/img/no-pic-260w.png)