زمان - زمان
کشف کنید که چگونه اصطلاحات انگلیسی مانند "نقطه عطف" و "مسیر خود را طی کند" به زمان در انگلیسی مربوط میشوند.
مرور
فلشکارتها
آزمون
a day that will always be remembered by an exceptionally good thing that has happened on it

وضعیت واقعی, وضع موجود
او چند ساعت صرف فهمیدن وضعیت واقعی کرد قبل از اینکه تصمیم بگیرد چه کند.
the specific moment when an event or action is scheduled to begin or take place

لحظه موعود, زمان شروع عملیات
همه میدانستند زمان شروع عملیات شش صبح است، برای همین هیچکس جرئت نکرد دیر برسد.
the time in which a critical event or action happens

لحظه سرنوشتساز, محک اصلی
بعد از ماهها تمرین، روز مسابقه محک اصلی او بود.
a point at which a drastic change occurs in a situation, especially one that makes it improve

نقطه عطف, لحظهی سرنوشت ساز
مربی گفت گل دقایق آخر نقطه عطف بازی بود.
used for referring to the time after something has happened or been done

پس از پشت سر گذاشتن چیزی, بعد از گذر از چیزی
بعد از گذر از این بحران، شرکت شاید از قبل هم قویتر شود.
to happen very closely after something else has happened

بلافاصله پس از چیزی رخ دادن, در پیِ چیزی آمدن
استعفای او بلافاصله پس از رسوایی آمد.
during the time of year that a type of food, vegetable, or fruit is not naturally grown or easily found

خارج از فصل, در غیر فصلش
رستوران وقتی توت تازه فصلش نیست، از توت یخزده استفاده میکند.
a day of great misfortune and unhappiness

روز نحس, روز شوم
آن حادثه آن دوشنبه را برای همه درگیران به روزی شوم تبدیل کرد.
used when something happens almost at the same time as another

در همان لحظه, بلافاصله بعدش
عذرخواهی کرد و بلافاصله بعدش تقصیر را گردن همه انداخت.
to have no idea how much time has passed or what has happened

حساب زمان از دست کسی دررفتن, متوجه گذر زمان نشدن
ساعتها حرف زدیم و کاملاً حساب زمان از دستمان دررفت.
to not be busy with anything

سر کسی خلوت بودن, وقت آزاد داشتن
سرش زیادی خلوت است و مدام جای مبلها را عوض میکند.
to go through a process in a way that is natural, normal, or expected

روند طبیعی خود را طی کردن, مسیر خودش را رفتن
الان کار بیشتری از دستمان برنمیآید جز اینکه بگذاریم روند کار مسیر خودش را طی کند.
to be too soon to determine what something will result in, particularly because it is still in its early stages of development

هنوز برای قضاوت زود بودن, هنوز اول راه بودن
کسبوکار سودده شده، اما هنوز برای قضاوت زود است.