کتاب 'هدوی' فوق متوسط - انگلیسی روزمره (واحد 6)
در اینجا واژگان از واحد 6 انگلیسی روزمره در کتاب درسی Headway Upper Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "حاشیه امن", "فاکتور", "بدون مقدمه" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to take the necessary action regarding someone or something specific

به چیزی یا کسی رسیدگی کردن, حلوفصل کردن
باید قبل از بیرون رفتن برای بازی، رسیدگی به تکالیفت بکنی.
to connect a caller to the person to whom they want to speak

وصل کردن (به خط تلفن)
من به دفتر اصلی زنگ زدم و آنها من را به بخش منابع انسانی متصل کردند.
the total amount of income a company, store, etc. makes from the sales of goods or services over a specific period of time

میزان فروش
او در بخش فروش کار میکند، جایی که مسئول ارتباط با مشتریان بالقوه است.
a diagram or illustration that is used to show or explain something, such as a chart, graph, or drawing

نمایه, ترسیم، طرح، تصویر
شکل تجزیه هزینههای پروژه را نشان میدهد.
to present or suggest a specific amount of money as payment for something, typically with the intention of entering into a transaction or agreement

پیشنهاد کردن
کارآفرین تصمیم استراتژیک گرفت که برای قرارداد قیمت رقابتی پیشنهاد دهد، با هدف تضمین معامله.
the amount of freedom or flexibility allowed within certain limits or boundaries

آزادی عمل
شرکت به کارمندان کمی انعطاف میدهد تا ساعات کاری خود را تنظیم کنند.
the latest time or date by which something must be completed or submitted

آخرین مهلت
تیم برای رعایت مهلت سخت اضافهکاری کرد.
to arise or occur, especially unexpectedly or suddenly

رخ دادن, اتفاق افتادن
عذرخواهی میکنم برای تأخیر؛ چیز غیرمنتظرهای پیش آمد در کار.
to arrive at a place or event

رسیدن
متأسفانه، به دلیل تعهد قبلی نمیتوانم در عروسی حضور داشته باشم.
to express dissatisfaction or criticism about something

شکایت کردن, اعلام نارضایتی کردن
a list of goods or services received and their total cost

فاکتور
او فاکتور را برای پردازش پردازش کرد، مطمئن شد که تمام جزئیات دقیق بودند.
a factor or issue that is significant enough to cause a person to abandon negotiations, discussions, or a potential relationship

خط قرمز
کمبود انعطافپذیری در برنامه برای او مانع بود.
not able to be obtained, reached, or used, typically because it is not ready, not present, or being used by someone else

غیر قابل دسترس
او سعی کرد به دوستش زنگ بزند، اما او در آن لحظه در دسترس نبود.
to contact someone again later to provide a response or reply, often after taking time to consider or research the matter

مجدد تماس گرفتن
او قول داد که در مورد برنامههای آخر هفته به دوستش پاسخ دهد.
to investigate or explore something in order to gather information or understand it better

بررسی کردن
من باید قبل از تصمیم گیری گزینه های مختلف موجود را بررسی کنم.
to go over, read, or explain something quickly

دوره کردن, بهسرعت خواندن
او همیشه در ابتدای جلسات کارکنان ما مرور میکند دستور کار را تا همه را مطلع نگه دارد.
the act of moving from one place to another, especially to a new home or office

جابجایی, اسبابکشی
پس از جابجایی، آنها مجبور شدند به محیط جدید خود عادت کنند.
a list or chart that shows the departure and arrival times of trains, buses, airplanes, etc.

برنامه حرکت (هواپیما، قطار و غیره)
زمانبندی اتوبوس نشان میدهد که بعدی در 15 دقیقه میرسد.
without any preparation or prior thought

بیدرنگ, بدون فکر، بیآمادگی، بیتأمل، بهصورت ناگهانی
پیشنهاد بدون آمادگی تهیه شد و فاقد اطلاعات حیاتی بود.
to tolerate a situation or person

تحمل كردن
من نیاز دارم که شما با سرعت کم اینترنت کمی بیشتر تحمل کنید.
to try to find information in a dictionary, computer, etc.

جستجو کردن (در لغتنامه و غیره)
یک دقیقه صبر کن، دارم آدرس را جستجو میکنم.
a list or plan of items to be considered or acted upon, typically at a meeting or conference

دستور جلسه
اولین مورد در دستور کار گزارش بودجه بود.
to completely change how something is organized or built, often making it simpler or more efficient

بازسازی کردن
آنها اخیراً مدل کسبوکار را بازسازی کردند تا بر بازارهای جدید تمرکز کنند.
to come to an agreement with someone by granting some of their requests while they grant some of one's requests

به توافقی میانه رسیدن, با کوتاه آمدن دوطرفه توافق کردن
صاحبخانه کمی اجاره را پایین آورد و ما قبول کردیم قرارداد بلندمدتتری ببندیم؛ هر دو طرف کمی کوتاه آمدند.
to choose something among other things

انتخاب کردن, بیشتر دوست داشتن
در رستوران، او تصمیم گرفت انتخاب کند پاستای غذاهای دریایی را.
to manage to reach or contact a person

تماس گرفتن, رسیدن
تمام صبح سعی کردم تماس بگیرم، اما نتوانستم به خدمات مشتریان شرکت دسترسی پیدا کنم.
to start focusing on and engaging in a task or activity in a serious or determined manner

به کاری پرداختن
با غروب خورشید، آنها تصمیم گرفتند شروع کنند به پختن شام.
| کتاب 'هدوی' فوق متوسط | |||
|---|---|---|---|
| واحد 1 | واحد 2 | انگلیسی روزمره (واحد 2) | واحد 3 |
| واحد 4 | واحد ۵ | واحد 6 | انگلیسی روزمره (واحد 6) |
| واحد 7 | واحد 8 | انگلیسی روزمره (واحد 8) | واحد 9 |
| انگلیسی روزمره (واحد 9) | واحد ۱۰ | واحد ۱۱ | انگلیسی روزمره (واحد ۱۱) |
| واحد 12 | |||
