کتاب 'هدوی' فوق متوسط - انگلیسی روزمره (واحد 8)

در اینجا واژگان از واحد 8 انگلیسی روزمره در کتاب درسی Headway Upper Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "وحشتناک"، "کاملاً"، "فریاد"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'هدوی' فوق متوسط
exclamation [اسم]
اجرا کردن

فریاد

Ex: She let out an exclamation when she saw the surprise party .

او یک فریاد کشید وقتی که مهمانی غافلگیرکننده را دید.

silly [صفت]
اجرا کردن

احمق

Ex: She was being silly when she wore mismatched shoes on purpose .

او احمقانه رفتار می‌کرد وقتی که عمداً کفش‌های ناهماهنگ پوشید.

brilliant [صفت]
اجرا کردن

فوق‌العاده

Ex: His brilliant idea revolutionized the way we use technology .

ایده درخشان او روش استفاده ما از فناوری را متحول کرد.

utterly [قید]
اجرا کردن

کاملاً

Ex: Her dedication to the cause was utterly commendable , inspiring others .

فداکاری او برای این هدف کاملاً قابل تحسین بود، الهام‌بخش دیگران.

rubbish [اسم]
اجرا کردن

چرند

Ex: Do n’t listen to her story it ’s absolute rubbish .

به داستانش گوش ندهید—کاملاً چرند است.

dreadful [صفت]
اجرا کردن

وحشتناک

Ex: The movie received dreadful reviews from critics and audiences alike .

فیلم نقدهای وحشتناکی از سوی منتقدان و تماشاگران دریافت کرد.

mess [اسم]
اجرا کردن

مشکل

Ex: Leaving the negotiations unfinished created a diplomatic mess for the new administration to handle .

رها کردن مذاکرات ناتمام یک بههمریختگی دیپلماتیک برای دولت جدید ایجاد کرد.

awful [صفت]
اجرا کردن

افتضاح

Ex: The weather was awful , with heavy rain and wind .

هوا وحشتناک بود، با باران شدید و باد.

wonderful [صفت]
اجرا کردن

شگفت‌انگیز

Ex: We had a wonderful time at the beach this weekend .

ما آخر هفته وقت عالی‌ای در ساحل داشتیم.

relief [اسم]
اجرا کردن

تسکین

Ex: The announcement brought relief to the anxious crowd .

اعلامیه آرامش را به جمع نگران آورد.

terrible [صفت]
اجرا کردن

بسیار بد

Ex: The movie received terrible reviews from critics due to its poor plot and acting .

فیلم به دلیل طرح و بازی ضعیف، نقدهای وحشتناکی از منتقدان دریافت کرد.

amazing [صفت]
اجرا کردن

شگفت‌آور

Ex: He received an amazing gift from his grandparents on his birthday .

او در روز تولدش یک هدیه شگفت‌انگیز از پدربزرگ و مادربزرگش دریافت کرد.

funny [صفت]
اجرا کردن

بامزه

Ex: She finds it funny that her dog is afraid of cats .

او این را خنده‌دار می‌یابد که سگش از گربه‌ها می‌ترسد.

disgusting [صفت]
اجرا کردن

چندش‌آور

Ex: The thought of eating insects may be delicious to some , but to others , it 's absolutely disgusting .

فکر خوردن حشرات ممکن است برای برخی خوشمزه باشد، اما برای دیگران، کاملاً منزجرکننده است.

oops [حرف ندا]
اجرا کردن

آخ

Ex:

اوه, من تقریباً جلسه امروزمان را فراموش کرده بودم.

phew [حرف ندا]
اجرا کردن

آخیش

Ex:

پس از هفته‌ها عدم اطمینان، بالاخره خانه‌مان را فروختیم. وای !

yuck [حرف ندا]
اجرا کردن

اَه

Ex:

اخ! به نظر می‌رسد آن خورش چند روز است که بیرون مانده.

oh [حرف ندا]
اجرا کردن

آها

Ex: Oh , I was n't aware that the meeting was rescheduled .

اوه، من نمی‌دانستم که جلسه دوباره برنامه‌ریزی شده است.

duh [حرف ندا]
اجرا کردن

خسته نباشی (با حالت تمسخر)

Ex: Of course I know how to tie my shoes , duh .

البته که می‌دانم چگونه کفش‌هایم را ببندم، دوه.

ouch [حرف ندا]
اجرا کردن

آی

Ex: Ouch !

آخ! مواظب آن توپ باش، تو همین الان به دستم زدی!

wow [حرف ندا]
اجرا کردن

وای

Ex: Wow , you 've really improved your basketball skills .

وای, تو واقعاً مهارت‌های بسکتبال خودت رو بهبود دادی.

mmm [حرف ندا]
اجرا کردن

بَه بَه

Ex:

ممم, این کیک خیلی خوبه!

eh [حرف ندا]
اجرا کردن

ها؟

Ex: Eh , do you really think that ’s the best option ?

اِه، واقعاً فکر می‌کنی این بهترین گزینه است؟

ha ha [حرف ندا]
اجرا کردن

هِه هِه

Ex: Ha ha , you actually believed that ?

ها ها، واقعاً باور کردی؟