کتاب 'هدوی' فوق متوسط - انگلیسی روزمره (واحد ۱۱)
در اینجا واژگان واحد 11 انگلیسی روزمره در کتاب درسی Headway Upper Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "ایده آل"، "پس از همه"، "احتمالاً" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
used to convey that something seems to be true based on the available evidence or information

ظاهراً
used to emphasize a fact or the truth of a situation

در واقع, واقعاً، راستش
ساختمان قدیمی، که تصور میشد رها شده است، در واقع یک استودیوی هنری پررونق است.
used to show that the opinion someone is giving comes from their own viewpoint

شخصاً
شخصاً من طرفدار غذای تند نیستم، اما میدانم که بسیاری از مردم از آن لذت میبرند.
in a manner showing absolute confidence in the statement

مطمئناً, مسلماً
قطعاً میتوانید کار را قبل از مهلت به پایان برسانید.
even if nothing else is done or true

در هر صورت, اقلا
من مسابقه را نبردم، اما حداقل آن را به پایان رساندم.
despite what has been said or done

با وجود همه اینها, باز هم
امتحان سخت بود. با این حال، او با موفقیت قبول شد.
in a way that emphasizes sincerity of belief or opinion

واقعاً
او صادقانه باور داشت که او هرگز به او صدمه نخواهد زد.
used when ending a conversation, or changing, or returning to a subject

به هر حال, در هر صورت
خوشحال شدم که باهم صحبت کردیم. به هر حال، احتمالاً باید بروم.
used to say that the something is believed to be true based on available information or evidence

احتمالاً, بهاحتمال زیاد
بلیط های کنسرت به سرعت فروخته شد، احتمالا به دلیل محبوبیت اخیر گروه.
used to show likelihood or possibility without absolute certainty

احتمالاً, شاید
من احتمالا کلیدهایم را روی پیشخوان آشپزخانه جا گذاشتهام.
used to express a situation or condition that is most desirable

بهطور ایدهآل, در شرایط آرمانی
در حالت ایدهآل، یک محیط کاری پربار، همکاری و ارتباط باز بین اعضای تیم را ترویج میدهد.
in a certain way

قطعاً, مسلماً
او قطعاً فرد مناسبی برای این شغل است.
in a way that is easily understandable or noticeable

بهطور مشخص, آشکارا
او برای امتحان درس نخواند، و واضح است که عملکردش آن را منعکس کرد.
used for expressing that one hopes something will happen

به امید اینکه, امیدوارم، خوشبختانه، انشاءالله
تعمیرات در حال انجام است، و امیدواریم که ماشین تا فردا به جاده بازگردد.
in an assured manner, leaving no room for doubt

قطعاً, بیشک
تیم قطعاً برای دستیابی به اهداف خود در این فصل سخت کار کرد.
used to state one's opinion while emphasizing or summarizing its most important aspects

اساساً, در حقیقت
اساساً, ما در تلاش هستیم تا تجربه کاربری را در وبسایت خود بهبود بخشیم.
in a total or complete way

خیلی, بسیار، کاملاً
او کاملاً از شنیدن دلیل امتناع کرد.
used to indicate that something is mostly the case or generally true

به طور کلی
به طور کلی، تیم از پیشرفتی که در پروژه داشتهایم راضی است.
used to introduce a statement that presents a truth or reality, often to clarify or emphasize something

در واقع, در حقیقت
despite what has been said or done

با وجود این, علیرغم این
used to introduce a statement that provides a reason or justification

گذشته از همه اینها, بالاخره
آنها در نظر داشتند سفر را لغو کنند، اما بالاخره، آنها قبلاً پروازها را رزرو کرده بودند.
| کتاب 'هدوی' فوق متوسط | |||
|---|---|---|---|
| واحد 1 | واحد 2 | انگلیسی روزمره (واحد 2) | واحد 3 |
| واحد 4 | واحد ۵ | واحد 6 | انگلیسی روزمره (واحد 6) |
| واحد 7 | واحد 8 | انگلیسی روزمره (واحد 8) | واحد 9 |
| انگلیسی روزمره (واحد 9) | واحد ۱۰ | واحد ۱۱ | انگلیسی روزمره (واحد ۱۱) |
| واحد 12 | |||
