هدوی متوسط بالا "انگلیسی روزمره واحد 11" واژگان

در اینجا واژگان واحد 11 انگلیسی روزمره در کتاب درسی Headway Upper Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "ایده آل"، "پس از همه"، "احتمالاً" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'هدوی' فوق متوسط
apparently [قید]
اجرا کردن

ظاهراً

Ex: She apparently forgot about our meeting , as she did n't show up on time .

ظاهراً او جلسه ما را فراموش کرده بود، چون سر وقت نیامد.

actually [قید]
اجرا کردن

در واقع

Ex: It may sound like a cliché , but , actually , dreams can influence our emotions and thoughts .

ممکن است کلیشه‌ای به نظر برسد، اما، در واقع، رویاها می‌توانند بر احساسات و افکار ما تأثیر بگذارند.

personally [قید]
اجرا کردن

شخصاً

Ex: I personally believe that reading is a great way to expand one 's knowledge .

شخصاً معتقدم که خواندن راهی عالی برای گسترش دانش است.

surely [قید]
اجرا کردن

مطمئناً

Ex: After all that hard work , he will surely succeed in his endeavors .

پس از آن همه تلاش سخت، او قطعاً در تلاش‌هایش موفق خواهد شد.

at least [قید]
اجرا کردن

در هر صورت

Ex: I did n't get the promotion , but at least I gained valuable experience .

من ترفیع نگرفتم، اما حداقل تجربه ارزشمندی کسب کردم.

still [قید]
اجرا کردن

با وجود همه اینها

Ex:

او مشغول بود. با این حال، او در پروژه‌ام به من کمک کرد.

honestly [قید]
اجرا کردن

واقعاً

Ex: He honestly sees no other solution to the problem .

صادقانه بگویم، او راه‌حل دیگری برای مشکل نمی‌بیند.

anyway [قید]
اجرا کردن

به هر حال

Ex:

من می‌توانم تمام روز در مورد این صحبت کنم. به هر حال, نظر شما در این مورد چیست؟

presumably [قید]
اجرا کردن

احتمالاً

Ex: The car was parked in a no-parking zone , presumably because there were no available spaces nearby .

ماشین در منطقه‌ای که پارک ممنوع بود پارک شده بود، احتمالاً چون جای پارک خالی در نزدیکی نبود.

probably [قید]
اجرا کردن

احتمالاً

Ex: The package will probably be delivered by the end of the week .

بسته احتمالاً تا پایان هفته تحویل داده خواهد شد.

ideally [قید]
اجرا کردن

به‌طور ایده‌آل‌

Ex: Ideally , a well-designed website is user-friendly , visually appealing , and has efficient navigation .

در حالت ایده‌آل، یک وبسایت به‌خوبی طراحی شده کاربرپسند، از نظر بصری جذاب و دارای ناوبری کارآمد است.

definitely [قید]
اجرا کردن

قطعاً

Ex: The concert was definitely one of the best I 've ever attended .

کنسرت قطعاً یکی از بهترین‌هایی بود که تا به حال حضور داشته‌ام.

obviously [قید]
اجرا کردن

به‌طور مشخص

Ex: He missed his flight and was obviously frustrated with the situation .

او پروازش را از دست داد و واضح بود که از این وضعیت ناراحت است.

hopefully [قید]
اجرا کردن

به امید اینکه

Ex: The negotiations are ongoing , hopefully leading to a mutually beneficial agreement .

مذاکرات در حال انجام است، امیدواریم که به توافقی دوسود منجر شود.

certainly [قید]
اجرا کردن

قطعاً

Ex: You can certainly count on my support .
basically [قید]
اجرا کردن

اساساً

Ex: Basically , what I ’m saying is that we need to change our approach .

اساساً، چیزی که من می‌گویم این است که باید رویکردمان را تغییر دهیم.

absolutely [قید]
اجرا کردن

خیلی

Ex: The room was absolutely silent .

اتاق کاملاً ساکت بود.

اجرا کردن

به‌ طور کلی

Ex: By and large , the feedback from customers has been positive since we implemented the new system .

به طور کلی، بازخورد مشتریان از زمانی که سیستم جدید را اجرا کردیم مثبت بوده است.

after all [قید]
اجرا کردن

گذشته از همه اینها

Ex: She had doubts about buying the expensive dress , but after all , it was a special occasion .

او در مورد خرید لباس گران قیمت تردید داشت، اما بالاخره، این یک مناسبت خاص بود.