کتاب 'هدوی' فوق متوسط - انگلیسی روزمره (واحد 9)

در اینجا واژگان واحد 9 انگلیسی روزمره در کتاب درسی Headway Upper Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "gutted"، "out of hand"، "groan" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'هدوی' فوق متوسط
to moan [فعل]
اجرا کردن

ناله کردن

Ex: The dog moaned as it lay in the vet 's office , clearly uneasy .

سگ ناله می‌کرد در حالی که در مطب دامپزشکی دراز کشیده بود، به وضوح ناراحت.

to groan [فعل]
اجرا کردن

ناله کردن

Ex: After the long hike , he groaned when he finally sat down .

پس از پیاده‌روی طولانی، او ناله کرد وقتی که بالاخره نشست.

gutted [صفت]
اجرا کردن

به شدت (از نظر احساسی) تحت تاثیر قرار گرفتن

Ex:

بعد از اعلام نتایج امتحان، از دیدن نمره‌هایم شکسته شدم.

to believe [فعل]
اجرا کردن

باور کردن

Ex: They were misled into believing the product was a miracle cure .

آنها فریب خوردند تا باور کنند که محصول یک درمان معجزه‌آسا است.

to [make] sense [عبارت]
اجرا کردن

منطقی بودن

Ex: After hearing all the evidence , the verdict made sense to the jury .
fair [صفت]
اجرا کردن

منصف

Ex: They reached a fair agreement that benefited both sides equally .

آنها به یک توافق عادلانه رسیدند که به نفع هر دو طرف به طور مساوی بود.

اجرا کردن

اتلاف وقت

Ex: I felt like the long wait at the airport was a waste of time , especially with no updates .

احساس کردم که انتظار طولانی در فرودگاه اتلاف وقت بود، به ویژه بدون هیچ به‌روزرسانی.

out of hand [عبارت]
اجرا کردن

غیرقابل‌کنترل

Ex: The children 's playtime became out of hand when they started running around , knocking over furniture and making a mess .
shame [اسم]
اجرا کردن

شرم

Ex:

او پس از اینکه متوجه شد تولد دوستش را فراموش کرده است، احساس عمیقی از شرم کرد.

annoying [صفت]
اجرا کردن

آزاردهنده

Ex: The annoying delay in public transportation made commuters late for work .

تأخیر آزاردهنده در حمل و نقل عمومی باعث شد مسافران به محل کار دیر برسند.

اجرا کردن

خود را مقصر دانستن

Ex: After seeing how much fun everyone had , I kicked myself for skipping the party .
اجرا کردن

نگران‌کننده شدن

Ex: His constant teasing and mocking have reached the point of being beyond a joke .