کتاب 'هدوی' فوق متوسط - انگلیسی روزمره (واحد 2)

در اینجا شما واژگان از واحد 2 انگلیسی روزمره در کتاب درسی Headway Upper Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "ساحل"، "حومه شهر"، "صحبت کردن درباره"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'هدوی' فوق متوسط
to talk [فعل]
اجرا کردن

صحبت کردن

Ex: We need to talk about the issue with our project .

ما باید در مورد مشکل پروژه‌مان صحبت کنیم.

place [اسم]
اجرا کردن

مکان

Ex: The library is a great place to find books on various topics .

کتابخانه مکان فوق‌العاده‌ای برای یافتن کتاب‌هایی در موضوعات مختلف است.

اجرا کردن

در ناکجاآباد

Ex: The hikers set up their tents in the middle of nowhere , enjoying the tranquility and solitude of the remote wilderness .
suburb [اسم]
اجرا کردن

حومه

Ex: The new shopping mall on the outskirts of the suburb has become a central hub for residents , offering a variety of dining and entertainment options .

مرکز خرید جدید در حومه حومه شهر به یک مرکز اصلی برای ساکنان تبدیل شده است که گزینه‌های متنوعی برای غذا خوردن و سرگرمی ارائه می‌دهد.

far [قید]
اجرا کردن

دور

Ex: She walked far into the forest before finding the hidden lake .

او قبل از پیدا کردن دریاچه پنهان، دور به داخل جنگل راه رفت.

south [صفت]
اجرا کردن

جنوبی

Ex:

باد جنوبی دمای گرم‌تری را به منطقه می‌آورد.

heart [اسم]
اجرا کردن

مرکز

Ex: The heart of the problem is the lack of communication between the two teams .
countryside [اسم]
اجرا کردن

مناطق روستایی

Ex: The countryside offered fresh air and tranquility away from the hustle and bustle of the city .

روستا هوای تازه و آرامش را دور از شلوغی شهر ارائه می‌داد.

outskirts [اسم]
اجرا کردن

حومه

Ex: The outskirts of the town are known for their beautiful landscapes , with rolling hills and open fields that attract nature lovers and outdoor enthusiasts .

حومه شهر به دلیل مناظر زیبای خود شناخته شده است، با تپه‌های موجدار و مزارع باز که عاشقان طبیعت و علاقه‌مندان به فضای باز را جذب می‌کند.

coast [اسم]
اجرا کردن

ساحل

Ex: The scenic drive along the coast was breathtaking .

رانندگی دیدنی در امتداد ساحل نفس‌گیر بود.

street [اسم]
اجرا کردن

خیابان

Ex: They walked down the busy street , lined with shops and restaurants .

آنها در خیابان شلوغی که با مغازه‌ها و رستوران‌ها پوشیده شده بود، راه رفتند.

river [اسم]
اجرا کردن

رودخانه

Ex: The river was wide , and we had to cross it using a bridge .

رودخانه پهن بود، و ما مجبور شدیم با استفاده از یک پل از آن عبور کنیم.

bottom [اسم]
اجرا کردن

پایین

Ex: The bottom of the mountain offered a breathtaking view of the valley .

پایین کوه منظره‌ای نفس‌گیر از دره ارائه می‌داد.

hill [اسم]
اجرا کردن

تپه

Ex: The field was surrounded by rolling hills .

مزرعه با تپه‌های موجدار احاطه شده بود.

end [اسم]
اجرا کردن

پایان

Ex: She marked the end of her college journey with a graduation ceremony filled with joy and anticipation for the future .

او پایان سفر دانشگاهی خود را با یک مراسم فارغ‌التحصیلی پر از شادی و انتظار برای آینده علامت گذاشت.

track [اسم]
اجرا کردن

راه خاکی

Ex: In rural areas , tracks may serve as primary routes for both human and animal transportation , connecting communities and facilitating movement .

در مناطق روستایی، مسیرها می‌توانند به عنوان راه‌های اصلی برای حمل و نقل انسانی و حیوانی عمل کنند، جوامع را به هم متصل کرده و جابجایی را تسهیل می‌کنند.

side [اسم]
اجرا کردن

طرف

Ex: The car's right side was damaged.
road [اسم]
اجرا کردن

جاده

Ex: The old town is accessible by a charming narrow cobblestone road .

شهر قدیمی از طریق یک جاده باریک و دلنشین سنگفرش قابل دسترسی است.

crossroad [اسم]
اجرا کردن

چهارراه

Ex: The police officer directed traffic at the bustling crossroad .

مامور پلیس ترافیک را در تقاطع شلوغ هدایت کرد.