کتاب 'هدوی' فوق متوسط - واحد 6
در اینجا واژگان واحد 6 در کتاب درسی Headway Upper Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "spare"، "consultant"، "diversify"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to refrain from harming, injuring, or punishing someone or something

رحم کردن
قاضی دلسوز تصمیم گرفت جوان خلافکار را ببخشد و بازپروری را انتخاب کرد.
the activity of providing services or products in exchange for money

کسبوکار, تجارت
خانواده ما یک کسب و کار کوچک رستوران دارد.
someone who gives professional advice on a given subject

مشاور
به عنوان یک مشاور در زمینه بازاریابی، او به کسبوکارها مشاوره حرفهای در مورد چگونگی افزایش دید برند و دستیابی مؤثر به مخاطبان هدف ارائه داد.
(of a business) to increase the range of goods and services in order to reduce risk of failure

متنوع کردن (کسب و کار), گوناگون ساختن
خردهفروش پوشاک قصد دارد در بازار دکوراسیون خانه تنوعبخشی کند.
describing a person or company that is bankrupt or financially ruined

ورشکست
او پس از سرمایهگذاری تمام پساندازهایش در یک کسبوکار ناموفق، ورشکسته شد.
to progress in a particular way

پیش رفتن
ارائه شما چگونه پیش رفت؟
(of animals) having four legs or feet

چهارپا
ساختار چهارپا حیوان به آن کمک کرد تا در دشتها سریع بدود.
the major portion or greater part of something, often referring to the size or quantity of an object or substance

بخش عمده
items made or produced for sale

کالا
در طول جشنواره، صنعتگران محلی کالاهای خود را در غرفههای رنگارنگ برای همه به نمایش گذاشتند تا ببینند.
caused, guided, or influenced by a particular force, factor, or condition

هدایتشده, انگیخته
استراتژی سرمایهگذاری آنها محور خطر بود، با هدف به حداقل رساندن ضررها.
to refuse to buy, use, or participate in something as a way to show disapproval or to try to bring about a change

تحریم کردن
کارگران تصمیم گرفتند تا زمانی که دستمزدهای عادلانه اجرا نشود، شرکت را تحریم کنند.
a sudden realization or understanding of something, often an idea or solution

لحظهٔ جرقه زدن ایده, لحظهٔ خطور ایدهای خلاقانه
وقتی از زاویهٔ دیگری به دادهها نگاه کرد، جرقه در ذهنش زده شد.
a location, facility or container designed for keeping things safe, secure and organized for future use

انبار, انباری
شرکت در ذخیرهسازی بیشتر سرمایهگذاری کرد تا بتواند موجودی رو به رشد خود را جای دهد.
to develop into a more advanced or improved stage

پیشرفت کردن, رشد کردن
همانطور که تیم به همکاری ادامه میداد، نمونه اولیه به یک محصول کاملاً کاربردی پیشرفت کرد.
commodities or services purchased from another country

واردات
واردات پس از توافق تجاری به شدت افزایش یافت.
to become less in amount, size, or degree

کم شدن, کاهش یافتن
تقاضا برای محصول پس از انتشار اولیه کاهش یافت.
commodities, goods, or services sold and sent to another country

صادرات
الکترونیک بخش بزرگی از صادرات ملی را تشکیل میدهد.
to store information in a way that can be used in the future

ضبط کردن, ذخیره کردن، ثبت کردن
دانشمند دادههای آزمایشی را در یک دفترچه آزمایشگاهی ثبت میکند.
an amount of money that is paid back because of returning goods to a store or one is not satisfied with the goods or services

بازپرداخت
فروشگاه در صورت عدم رضایت از خریدتان، بازپرداخت ارائه میدهد.
to make something using raw materials or different components

تولید کردن
شرکت به تازگی یک نسخه لوکس از هواپیما را تولید کرده است.
an official document that allows someone to do something

مجوز, پروانه، جواز
پارک برای هر گونه فعالیت یا رویداد گروهی یک مجوز نیاز دارد تا اطمینان حاصل شود که با سایر بازدیدکنندگان تداخل ندارند.
to take people, goods, etc. from one place to another using a vehicle, ship, or aircraft

منتقل کردن, نقلوانتقال دادن
هواپیماهای باری برای حمل کارآمد کالاها از یک قاره به قاره دیگر طراحی شدهاند.
to intentionally say or do something that disrespects or humiliates someone

اهانت کردن, توهین کردن
شوخیهای کمدین از خط عبور کرد و شروع به توهین به برخی گروهها کرد، که باعث ناراحتی در مخاطبان شد.
to show disagreement by taking action or expressing it verbally, particularly in public

اعتراض کردن (در ملاء عام)
اعضای جامعه پلاکاردها را نگه داشتند و شعار دادند تا علیه بسته شدن کتابخانه محلی خود اعتراض کنند.
to say or show one's unwillingness to do something that someone has asked

امتناع کردن, نپذیرفتن
علیرغم اصرار آنها، او به امتناع از مشارکت در سرمایهگذاری پرخطر ادامه داد.
to show or give something to others for inspection, consideration, or approval

ارائه دادن
او شواهد را به هیئت منصفه ارائه داد، به امید یک حکم مساعد.
very small

بسیار کوچک, ناچیز
علیرغم اندازه کوچک خود، روستای کوچک پر از فعالیت و جذابیت بود.
to give a fact or an opinion as a reason against something

اعتراض کردن
وکیل اعتراض کرد که اظهارات شاهد به پرونده مربوط نیست.
logically flawed or unsupported by evidence

نامعتبر
قاضی پرونده را رد کرد و گفت که استدلال وکیل نامعتبر بود.
an official agreement between two or more sides that states what each of them has to do

قرارداد
شرکت به او یک قرارداد برای کار به عنوان مشاور به مدت شش ماه پیشنهاد داد.
no longer useful or fashionable

قدیمی و از رده خارج, دیگر بهدردنخور
آن مدل مو ده سال پیش جذاب بود، اما حالا قدیمی و از مد افتاده به نظر میرسد.
unwanted, worthless, and unneeded things that people throw away

زباله, آشغال
بعد از مهمانی، آنقدر زباله روی زمین باقی مانده بود که تمیز کردن آن ساعتها طول کشید.
below average in physical size

کوچک
او در یک شهر کوچک با همسایههای دوستداشتنی زندگی میکرد.
a document that specifies the terms and conditions agreed upon by two or more parties in a contractual relationship

توافقنامه کتبی, قرارداد کتبی
توافقنامه کتبی شرایط فروش ملک را مشخص کرد.
content with a result or outcome

راضی, خشنود
آنها از غذای خود در رستوران راضی بودند و از طعم های خوشمزه تعریف کردند.
a large amount or plenty of something

کوه, مقداربسیار
من کولههای وقت برای آمادهسازی ارائه داشتم.
an extremely large, but unspecified number or quantity, often used as an exaggeration to emphasize the vastness of something

هزاران هزار (عدد بیشمار)
او قبل از جلسه میلیونها کار برای انجام دادن دارد.
a noticeably huge number or amount of a particular thing

مقدار زیاد, کلی
با پایان یافتن رویداد، یک کوه از غذای باقیمانده وجود داشت که نیاز به اهدا داشت.
referring to an indefinitely large number of things or a large but unspecified number

فراوان
an immense or overwhelming number of people or things

گروه بیشمار, یک عالمه
سلبریتی توسط یک جمعیت از پاپاراتزی بیرون رستوران محاصره شد.
a large quantity or number of something, often referring to a group of objects or people that are considered together

حجم زیاد, انبوه، تعداد زیاد
جشنواره تودهای از بازدیدکنندگان از سراسر جهان را جذب کرد.
a large number of objects thrown on top of each other in an untidy way

توده
او یک کوه از کاغذها پیدا کرد که نیاز به مرتب کردن داشت.
an amount that can be carried at one time or can fill up a truck, container, and etc.

بار, بارگیری
راننده تحویل یک بار از بستهها را به درب حمل کرد.
to express sharp disapproval or criticism of someone's behavior or actions

کسی را مورد شماتت قرار دادن
اگر او شروع به رعایت قوانین نکند، او را سرزنش خواهند کرد.
