کتاب 'سلوشنز' فوق متوسط - واحد 4 - 4A - بخش 1

در اینجا واژگان از واحد 4 - 4A - بخش 1 در کتاب Solutions Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "کوله گردی"، "کابین"، "تایم شر" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' فوق متوسط
holiday [اسم]
اجرا کردن

تعطیلات

Ex: His favorite holiday destination is a remote cabin in the woods , where he can disconnect from technology .

مقصد مورد علاقه او در تعطیلات یک کلبه دورافتاده در جنگل است، جایی که می‌تواند از فناوری جدا شود.

اجرا کردن

اقامتگاه موقت

Ex: He complained about the lack of accommodation in the remote village .

او از کمبود اسکان در روستای دورافتاده شکایت کرد.

adventure [اسم]
اجرا کردن

ماجراجویی

Ex: The children 's book series follows the young protagonists on magical adventures in faraway lands .

مجموعه کتاب کودکان، شخصیت‌های جوان را در ماجراهای جادویی در سرزمین‌های دور دنبال می‌کند.

bed and breakfast [عبارت]
اجرا کردن

مهمان‌خانه کوچک

Ex: He enjoyed a hearty meal at the bed and breakfast before heading out for the day .
backpacking [اسم]
اجرا کردن

کوله‌پشتی‌گردی

Ex:

آنها با کوله‌گردی به جای اقامت در هتل‌ها پول پس‌انداز کردند.

beach [اسم]
اجرا کردن

ساحل

Ex: The beach was crowded with people enjoying the sun and surf .

ساحل پر از افرادی بود که از آفتاب و موج لذت می‌بردند.

beach house [اسم]
اجرا کردن

خانه ساحلی

Ex: He decorated his beach house with nautical-themed furniture .

او خانه ساحلی خود را با مبلمان با تم دریایی تزئین کرد.

cabin [اسم]
اجرا کردن

کلبه

Ex: The cozy cabin nestled among towering pine trees , its smokestack releasing wisps of woodsmoke into the crisp mountain air .

کلبه دنج در میان درختان کاج بلند قرار داشت، دودکش آن ذرات دود چوب را به هوای تازه کوهستان می‌فرستاد.

اجرا کردن

کاروان مسافرتی

Ex: They renovated their old camper trailer to make it more comfortable for long trips .

آن‌ها تریلر کمپینگ قدیمی خود را بازسازی کردند تا برای سفرهای طولانی راحت‌تر شود.

camping [اسم]
اجرا کردن

کمپینگ

Ex:

او کمپینگ در کمپ را به جای طبیعت وحشی ترجیح می‌دهد.

campsite [اسم]
اجرا کردن

اردوگاه

Ex: The campsite was nestled in the woods , providing a lot of shade .

محل کمپ در میان جنگل قرار داشت و سایه‌ زیادی فراهم می‌کرد.

caravan [اسم]
اجرا کردن

ماشین کاروان

Ex: The caravan included solar panels to provide electricity while off-grid .

کاروان شامل پنل‌های خورشیدی برای تأمین برق در حالت آف‌گرید بود.

city break [اسم]
اجرا کردن

شهرگردی

Ex: She enjoyed her city break in Rome , visiting the Colosseum and other landmarks .

او از تعطیلات شهری خود در رم لذت برد، از کولوسئوم و دیگر نقاط دیدنی بازدید کرد.

cottage [اسم]
اجرا کردن

کلبه

Ex: The old cottage at the edge of the village has been restored beautifully .

کلبه قدیمی در حاشیه روستا به زیبایی بازسازی شده است.

cruise [اسم]
اجرا کردن

کشتیرانی

Ex: He saved up for years to afford a round-the-world cruise , fulfilling his dream of circumnavigating the globe by sea .

او سال‌ها پس‌انداز کرد تا بتواند هزینه یک کروز دور دنیا را بپردازد و رویای دور زدن کره زمین از طریق دریا را محقق کند.

cycling [اسم]
اجرا کردن

دوچرخه‌سواری

Ex:

او یک دوچرخه کوهستان جدید برای دوچرخه‌سواری در مسیرهای ناهموار و کاوش در طبیعت خرید.

ecotourism [اسم]
اجرا کردن

طبیعت‌گردی

Ex: He advocates for ecotourism as a way to balance travel and environmental preservation .

او از اکوتوریسم به عنوان راهی برای متعادل کردن سفر و حفظ محیط زیست دفاع می‌کند.

guest house [اسم]
اجرا کردن

مهمان‌خانه

Ex: Tourists opted to stay in the guest house to experience local hospitality and immerse themselves in the culture of the region .

گردشگران تصمیم گرفتند در خانه مهمان بمانند تا از مهمان‌نوازی محلی لذت ببرند و در فرهنگ منطقه غوطه‌ور شوند.

camp [اسم]
اجرا کردن

اقامتگاه موقت

Ex: We set up camp near the lake for our weekend getaway .

ما در نزدیکی دریاچه برای فرار آخر هفته‌مان اردوگاه برپا کردیم.

اجرا کردن

جایی برای گذراندن تفریحات و اوقات فراغت

hotel [اسم]
اجرا کردن

هتل

Ex: She booked a room at a beachfront hotel for her summer getaway .

او یک اتاق در یک هتل ساحلی برای تعطیلات تابستانی خود رزرو کرد.

houseboat [اسم]
اجرا کردن

خانه قایقی

Ex: The houseboat has all the amenities of a regular home , including a kitchen and bathroom .

قایق مسکونی تمام امکانات یک خانه معمولی را دارد، از جمله آشپزخانه و حمام.

house swap [اسم]
اجرا کردن

جابه‌جایی خانه‌ها برای گذراندن تفریحات

Ex: They spent a month in a beachside cottage thanks to a successful house swap .

آنها به لطف یک مبادله خانه موفق، یک ماه را در یک کلبه ساحلی گذراندند.

اجرا کردن

تور مسافرتی با خدمات کامل

Ex: A package holiday can save you a lot of time planning and booking separately .

یک مسافرت سازمان‌یافته می‌تواند در زمان برنامه‌ریزی و رزرو جداگانه، به شما کمک زیادی کند.

اجرا کردن

مجهز به وسایل آشپزی

Ex: The resort offers both self-catering units and all-inclusive options .

مجتمع هم واحدهای خودپذیرایی و هم گزینه‌های همه چیز شامل را ارائه می‌دهد.

apartment [اسم]
اجرا کردن

آپارتمان

Ex: She lives in a small apartment on the third floor of the building .

او در یک آپارتمان کوچک در طبقه سوم ساختمان زندگی می‌کند.

tent [اسم]
اجرا کردن

چادر

Ex: Remember to bring a waterproof tent if it might rain .

به یاد داشته باشید که اگر احتمال بارندگی وجود دارد یک چادر ضد آب همراه داشته باشید.

timeshare [اسم]
اجرا کردن

مالکیت اشتراکی

Ex: The timeshare agreement was difficult to cancel , causing some frustration .

توافقنامه تایم شر به سختی قابل لغو بود، که باعث ناامیدی شد.

villa [اسم]
اجرا کردن

ویلا

Ex: After retiring , they decided to move to a villa in the south of Spain , where the weather was warm year-round .

پس از بازنشستگی، آنها تصمیم گرفتند به یک ویلا در جنوب اسپانیا نقل مکان کنند، جایی که هوا در تمام طول سال گرم بود.

اجرا کردن

داوطلب‌شدن

Ex: His passion for helping others led him to years of dedicated volunteering .

اشتیاق او برای کمک به دیگران او را به سال‌ها داوطلبی فداکارانه کشاند.

winter [اسم]
اجرا کردن

زمستان

Ex: Winter is a time when birds fly south to escape the cold weather .

زمستان زمانی است که پرندگان برای فرار از هوای سرد به جنوب پرواز می‌کنند.

sport [اسم]
اجرا کردن

ورزش

Ex:

والیبال یک ورزش تیمی است که با توپ و تور بازی می‌شود، جایی که بازیکنان توپ را از روی تور می‌زنند تا امتیاز بگیرند.

اجرا کردن

اقامتگاه‌های ارزان‌قیمت

Ex: He preferred staying in a youth hostel to save money on accommodations .

او ترجیح داد در یک هتل جوانان بماند تا در هزینه‌های اقامت صرفه‌جویی کند.

activity [اسم]
اجرا کردن

فعالیت

Ex: Reading books is an enjoyable activity that helps expand your knowledge .

خواندن کتاب‌ها یک فعالیت لذت‌بخش است که به گسترش دانش شما کمک می‌کند.

to hang out [فعل]
اجرا کردن

با دیگران بیرون رفتن

Ex: They often hang out by the beach during the summer .

آنها اغلب در تابستان وقت می‌گذرانند در کنار ساحل.

friend [اسم]
اجرا کردن

دوست

Ex: Michael enjoys going out for coffee with his friends from work to catch up and unwind after a long day .

مایکل از بیرون رفتن برای قهوه با دوستانش از کار لذت می‌برد تا بعد از یک روز طولانی به روز شود و استراحت کند.

to eat out [فعل]
اجرا کردن

در رستوران غذا خوردن

Ex: Instead of packing lunch , they decided to eat out and try the nearby cafes .

به جای بسته‌بندی ناهار، آن‌ها تصمیم گرفتند بیرون غذا بخورند و کافه‌های نزدیک را امتحان کنند.

restaurant [اسم]
اجرا کردن

رستوران

Ex: They have a children 's menu at the restaurant , making it family-friendly .

آن‌ها در رستوران منوی کودکان دارند، که آن را برای خانواده‌ها مناسب می‌کند.