Solutions Upper-Intermediate "واحد 4 - 4A - قسمت 1" واژگان

در اینجا واژگان از واحد 4 - 4A - بخش 1 در کتاب Solutions Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "کوله گردی"، "کابین"، "تایم شر" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' فوق متوسط
holiday [اسم]
اجرا کردن

تعطیلات

Ex: She took a week-long holiday to explore Europe and visit historic landmarks .

او یک هفته تعطیلات گرفت تا اروپا را کاوش کند و از نشانه‌های تاریخی دیدن کند.

اجرا کردن

اقامتگاه موقت

Ex: They found affordable accommodation in the city center .

آنها اسکان مقرون به صرفه در مرکز شهر پیدا کردند.

adventure [اسم]
اجرا کردن

ماجراجویی

Ex: Riding the rapids in the whitewater rafting expedition was an adrenaline-fueled adventure .

پیمودن رودخانه‌های خروشان در سفر قایقرانی سفیدآب، یک ماجراجویی پر از آدرنالین بود.

bed and breakfast [عبارت]
اجرا کردن

مهمان‌خانه کوچک

Ex: They stayed in a cozy bed and breakfast near the beach .
backpacking [اسم]
اجرا کردن

کوله‌پشتی‌گردی

Ex: Backpacking requires careful planning and packing .

بک‌پکینگ نیاز به برنامه‌ریزی و بسته‌بندی دقیق دارد.

beach [اسم]
اجرا کردن

ساحل

Ex: I love strolling along the beach , feeling the soft sand between my toes .

من دوست دارم در امتداد ساحل قدم بزنم، شن نرم را بین انگشتان پاهایم احساس کنم.

beach house [اسم]
اجرا کردن

خانه ساحلی

Ex: The beach house had a stunning view of the ocean .

خانه ساحلی منظره ای خیره کننده از اقیانوس داشت.

cabin [اسم]
اجرا کردن

کلبه

Ex: The cozy cabin nestled among towering pine trees , its smokestack releasing wisps of woodsmoke into the crisp mountain air .

کلبه دنج در میان درختان کاج بلند قرار داشت، دودکش آن ذرات دود چوب را به هوای تازه کوهستان می‌فرستاد.

اجرا کردن

کاروان مسافرتی

Ex: The camper trailer had a small kitchenette and enough space for four people .

تریلر کمپینگ یک آشپزخانه کوچک و فضای کافی برای چهار نفر داشت.

camping [اسم]
اجرا کردن

کمپینگ

Ex: During camping , always respect nature and leave no trace .

در طول کمپینگ، همیشه به طبیعت احترام بگذارید و هیچ ردی باقی نگذارید.

campsite [اسم]
اجرا کردن

اردوگاه

Ex: Remember to check for any restrictions before choosing a campsite .

قبل از انتخاب یک محل کمپینگ، محدودیت‌ها را بررسی کنید.

caravan [اسم]
اجرا کردن

ماشین کاروان

Ex: The caravan was parked in a scenic spot near the lake for the weekend .

کاروان برای آخر هفته در یک نقطه دیدنی نزدیک دریاچه پارک شده بود.

city break [اسم]
اجرا کردن

شهرگردی

Ex: He booked a city break to Amsterdam to relax and visit museums .

او یک city break به آمستردام رزرو کرد تا استراحت کند و از موزه‌ها دیدن کند.

cottage [اسم]
اجرا کردن

کلبه

Ex: The artist rented a cozy cottage in the mountains for inspiration .

هنرمند یک کلبه دنج در کوهستان اجاره کرد تا الهام بگیرد.

cruise [اسم]
اجرا کردن

کشتیرانی

Ex: She enjoyed the onboard entertainment and dining options during her cruise to Alaska , admiring the stunning scenery from the deck .

او از سرگرمی‌های روی کشتی و گزینه‌های غذاخوری در طول کروز خود به آلاسکا لذت برد، در حالی که مناظر خیره‌کننده را از عرشه تحسین می‌کرد.

cycling [اسم]
اجرا کردن

دوچرخه‌سواری

Ex: Cycling is an eco-friendly mode of transportation that helps reduce carbon emissions .

دوچرخه‌سواری یک روش حمل و نقل دوستدار محیط زیست است که به کاهش انتشار کربن کمک می‌کند.

ecotourism [اسم]
اجرا کردن

طبیعت‌گردی

Ex: The ecotourism company promotes tours that educate visitors about wildlife conservation .

شرکت اکوتوریسم تورهایی را ترویج می‌کند که بازدیدکنندگان را درباره حفاظت از حیات وحش آموزش می‌دهد.

guest house [اسم]
اجرا کردن

مهمان‌خانه

Ex: The guest house at the bed and breakfast featured charming decor and personalized service , ensuring a memorable stay for guests .

خانه مهمان در مهمانخانه با تزئینات جذاب و خدمات شخصی‌سازی شده، اقامتی به یاد ماندنی را برای مهمانان تضمین می‌کرد.

camp [اسم]
اجرا کردن

اقامتگاه موقت

Ex: The festival included a camp for attendees who wanted to stay overnight .

جشنواره شامل یک اردوگاه برای شرکت‌کنندگانی بود که می‌خواستند شب را بمانند.

اجرا کردن

جایی برای گذراندن تفریحات و اوقات فراغت

hotel [اسم]
اجرا کردن

هتل

Ex: I forgot my toothbrush , so I asked the hotel staff for a replacement .

من مسواکم را فراموش کردم، بنابراین از کارکنان هتل درخواست جایگزینی کردم.

houseboat [اسم]
اجرا کردن

خانه قایقی

Ex: The houseboat was anchored at the marina , offering a unique living experience .

قایق مسکونی در مارینا لنگر انداخته بود، تجربه ای منحصر به فرد از زندگی ارائه می‌داد.

house swap [اسم]
اجرا کردن

جابه‌جایی خانه‌ها برای گذراندن تفریحات

Ex: A house swap can be a fun way to travel while still having the comforts of home .

معاوضه خانه می‌تواند یک راه سرگرم‌کننده برای سفر باشد در حالی که راحتی خانه را دارید.

اجرا کردن

تور مسافرتی با خدمات کامل

Ex: The package holiday came with a guided tour of the city 's main attractions .

تعطیلات پکیجی شامل یک تور راهنمایی از جاذبه‌های اصلی شهر بود.

اجرا کردن

مجهز به وسایل آشپزی

Ex: The self-catering apartments were equipped with a full kitchen for guests to use .

آپارتمان‌های خودپذیرایی با یک آشپزخانه کامل برای استفاده مهمانان مجهز شده بودند.

apartment [اسم]
اجرا کردن

آپارتمان

Ex: He uses the apartment 's laundry facilities to wash his clothes .

او از امکانات لباسشویی آپارتمان برای شستن لباس‌هایش استفاده می‌کند.

tent [اسم]
اجرا کردن

چادر

Ex: Inside the tent , we zipped up our sleeping bags .

داخل چادر، کیسه‌های خوابمان را بستیم.

timeshare [اسم]
اجرا کردن

مالکیت اشتراکی

Ex: They enjoy their timeshare at the lake every winter for skiing .

آنها از تایم شیر خود در دریاچه هر زمستان برای اسکی لذت می‌برند.

villa [اسم]
اجرا کردن

ویلا

Ex: The family rented a villa in Tuscany , where they could enjoy the quiet countryside and local wines .

خانواده یک ویلا در توسکانی اجاره کرد، جایی که می‌توانستند از طبیعت آرام و شراب‌های محلی لذت ببرند.

اجرا کردن

داوطلب‌شدن

Ex: His volunteering efforts at the hospital were highly appreciated .

تلاش‌های داوطلبانه او در بیمارستان بسیار مورد تقدیر قرار گرفت.

winter [اسم]
اجرا کردن

زمستان

Ex: My children look forward to receiving gifts during the winter holidays .

فرزندانم مشتاق دریافت هدیه در تعطیلات زمستانی هستند.

sport [اسم]
اجرا کردن

ورزش

Ex: Boxing is a competitive sport demanding strength , speed , and resilience .

بوکس یک ورزش رقابتی است که به قدرت، سرعت و انعطاف‌پذیری نیاز دارد.

اجرا کردن

اقامتگاه‌های ارزان‌قیمت

Ex: The youth hostel provided a cheap and convenient place to sleep .

هتل جوانان مکانی ارزان و مناسب برای خواب فراهم کرد.

activity [اسم]
اجرا کردن

فعالیت

Ex: Going for a walk in the park is a relaxing outdoor activity.

پیاده‌روی در پارک یک فعالیت آرامش‌بخش در فضای باز است.

to hang out [فعل]
اجرا کردن

با دیگران بیرون رفتن

Ex: I like to hang out with my friends at the local coffee shop .

من دوست دارم با دوستانم در کافی‌شاپ محلی وقت بگذرانم.

friend [اسم]
اجرا کردن

دوست

Ex: Jenny and Amy have been friends for years , and they often go on hiking trips together to explore nature .

جنی و ایمی سال‌هاست که دوست هستند و اغلب با هم به پیاده‌روی می‌روند تا طبیعت را کشف کنند.

to eat out [فعل]
اجرا کردن

در رستوران غذا خوردن

Ex: After a busy day , she decided to treat herself and eat out instead of cooking .

پس از یک روز شلوغ، او تصمیم گرفت به خودش جایزه بدهد و به جای آشپزی، در بیرون غذا بخورد.

restaurant [اسم]
اجرا کردن

رستوران

Ex: She left a positive review online for the restaurant where she ordered a pizza .

او یک نظر مثبت آنلاین برای رستوران که در آن پیتزا سفارش داده بود گذاشت.