رفتن
او به آشپزخانه رفت تا شام را برای خانواده آماده کند.
در اینجا واژگان از واحد 4 - 4B در کتاب Solutions Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "دوست داشتن"، "نجات دادن"، "صبر کردن"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
رفتن
او به آشپزخانه رفت تا شام را برای خانواده آماده کند.
وارد شدن
دیروز، آنها برای کاوش در نمایشگاهها به موزه وارد شدند.
یاد گرفتن
من مشتاق یادگیری درباره فرهنگهای مختلف هستم.
خطا زدن
تک تیرانداز دوربین را تنظیم کرد، به امید اینکه شلیک حیاتی به هدف متحرک را از دست ندهد.
نجات دادن
اهدای کمک به خیریه میتواند به نجات جان کودکان نیازمند کمک کند.
دیدوبازدید کردن
آنها در تعطیلات از پسرعموهایشان دیدن میکنند.
صبر کردن
از بیماران خواسته میشود در اتاق انتظار صبر کنند تا نامشان خوانده شود.