ژست
حرکت بلند کردن دستش یک ژست مودبانه برای پرسیدن سوال بود.
در اینجا واژگان واحد 3 - 3A در کتاب Solutions Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "scowl"، "fidget"، "grimace" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
ژست
حرکت بلند کردن دستش یک ژست مودبانه برای پرسیدن سوال بود.
حالت (چهره)
گاز گرفتن
کودک نوپا سعی کرد که سیب آبدار را گاز بزند اما با دندانهای کوچکش struggled.
ناخن
خاک زیر ناخن او پس از باغبانی گیر کرده بود.
تعظیم کردن (به نشان احترام)
اعضای ارکستر پس از اجرای موسیقی خارقالعادهشان به طور همزمان تعظیم کردند.
سر
او سرش را بالا نگه داشت در حالی که با اطمینان به اتاق وارد میشد.
پوشاندن
لطفاً کیک را با یک پارچه بپوشانید تا تازه بماند تا زمان مهمانی.
دهان
او دندانهایش را مسواک زد تا دهانش تازه و تمیز بماند.
به شکل صلیب در آوردن
در پارک، نجارها تختههای چوبی را به صورت ضربدری قرار دادند تا یک پل عابر پیاده بسازند.
پا
او پس از دویدن طولانی مدت در پایش گرفتگی احساس کرد.
بیقرار بودن
سگ از هیجان ول خورد در حالی که صاحبش با قلاده برای پیادهروی نزدیک میشد.
تا کردن
برای صرفهجویی در فضا، او لباسها را تا کرد و در چمدان چید.
دست (از مچ به بالا)
وقتی پدرش بازوی خود را دور او انداخت، او احساس محافظت کرد.
اخم کردن
با شنیدن خبر بد، او نتوانست از اخم کردن با ناامیدی خودداری کند.
نشانه موافقت
چهره درهم کشیدن
کودک از درد چهره در هم کشید در حالی که پزشک بازوی آسیب دیده او را معاینه میکرد.
لبخند زدن (به نحوی که دندانها نمایان شود)
بچه شیطان پس از بازی کردن یک شوخی با خواهر یا برادرش لبخند زد.
سر تکان دادن (به نشانه تأیید و موافقت)
او سر تکان داد به نشانه موافقت با گفته اش.
آویزان کردن لب و لوچه
دیدن اسباببازی شکسته، پسر کوچک شروع به لبانداختن کرد.
لب برچیدن
او لبهایش را جمع کرد تا از خنده جلوگیری کند.
لب
او لبهایش را جمع کرد، نشان دادن عدم تأیید.
ابرو
وقتی خبر غیرمنتظره را شنید از تعجب ابروهایش را بالا برد.
خاراندن
کوهنورد ایستاد تا جایی که یک گیاه به پوستش برخورد کرده بود را بخاراند.
تکان خوردن
زلزله باعث شد چراغ تاب بخورد و از این سو به آن سو تکان بخورد.
شانه بالا انداختن
در مواجهه با تصمیم دشوار، او شانه بالا انداخت و اعتراف کرد که نمیداند کدام گزینه را انتخاب کند.
شانه
ماساژور عضلات منقبض در شانههای او را مالش داد، که باعث تسکین استرس و تنش شد.
دست را تکان دادن
در فرودگاه شلوغ، او دست تکان داد تا توجه همسفرش را جلب کند.
خمیازه کشیدن
خسته از سفر طولانی، مسافران شروع به خمیازه کشیدن کردند.
آزار
تأخیر او به یک آزار قابل توجه برای همکارانش تبدیل شده بود.
اضطراب
بسیاری از دانشآموزان در زمان امتحان اضطراب را تجربه میکنند، اما منابعی برای کمک وجود دارد.
آشفتگی
قطع ناگهانی برق منجر به سردرگمی شد در حالی که مردم در تاریکی زمین میخوردند.
انزجار
رفتار فاسد سیاستمدار شهروندان را از تنفر نسبت به سیستم سیاسی پر کرد.
ترس
راه رفتن تنها در کوچه تاریک او را پر از احساس ترس کرد.
صمیمیت
دوستی مردم محلی باعث شد سفر ما به شهر کوچک مانند بازگشت به خانه احساس شود.
شادی
احاطه شدن توسط طبیعت همیشه به او احساس عمیقی از آرامش و خوشحالی میدهد.
جهل
بیتفاوتی
بیتفاوتی دولت نسبت به نگرانیهای زیستمحیطی مورد انتقاد قرار گرفت.
علاقه
رنج و ناراحتی
خبر برای او درد زیادی به همراه آورد.
شوک
وقتی از حادثه باخبر شد، یک شوک از ناباوری احساس کرد.
تولید صدا کردن
ترومپت به صدا درآمد تا رژه آغاز شود.
گلوی خود را صاف کردن
سرفه کردن
او آنقدر سرفه میکرد که مجبور شد اتاق را ترک کند.
محکم بازدم کردن
همانطور که منظره نفسگیر آشکار شد، تماشاگران به طور جمعی نفس کشیدند.
سکسکه کردن
کودک پس از با ولع خوردن بستنی سکسکه کرد.
آه کشیدن
پس از یک روز طولانی کار، او روی مبل افتاد و عمیق آه کشید.
هورت کشیدن
سر میز شام، برادرم همیشه موفق میشود سوپش را هورت بکشد، که والدین ما را بسیار آزار میدهد.
عطسه کردن
او به خاطر گرد و غبار در اتاق شروع به عطسه کرد.
بو کشیدن
نوزاد با کنجکاوی گلها را بو میکشد.
خروپف کردن
حتی گربه روی طاقچه پنجره به نظر میرسید که در نور خورشید چرت میزند و آرام خروپف میکند.