بدبخت
خبر رفتن دوستش او را برای چند روز بدبخت گذاشت.
در اینجا واژگان از واحد 1 - 1G در کتاب Solutions Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "شاد", "خوشحال", "بدبخت" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
بدبخت
خبر رفتن دوستش او را برای چند روز بدبخت گذاشت.
بهشدت گرسنه
بعد از پیادهروی طولانی، آنها گرسنهی مرگ بودند و با اشتیاق ساندویچهای بستهبندی شدهشان را خوردند.
بسیار بد
فیلم به دلیل طرح و بازی ضعیف، نقدهای وحشتناکی از منتقدان دریافت کرد.
وحشتزده
چهره وحشتزده او ترسش از تاریکی را فاش کرد.
هیجانزده
برنده شدن در قهرمانی باعث شد اعضای تیم کاملاً هیجانزده شوند.
شگفتانگیز
ما آخر هفته وقت عالیای در ساحل داشتیم.
تمیز
پنجرههای تمیز اجازه میدادند نور خورشید اتاق را پر کند.
سرد
تهویه مطبوع اتاق را خیلی سرد کرد، بنابراین دمای آن را تنظیم کردم.
ترسناک
دندانپزشک برای بسیاری از کودکان ترسناک است.
کوچک
ماشین اسباببازی به اندازهای کوچک بود که در جیبش جا شود.
شدید
او نظرات افراطی در مورد سیاست داشت، اغلب با کسانی که مخالف بودند به بحثهای داغ میپرداخت.
افتضاح
هوا وحشتناک بود، با باران شدید و باد.
راضی
خندههای شاد کودکان در زمین بازی طنین انداز شد.
سرخوش
او از دیدن گروه مورد علاقهاش که در کنسرت زنده اجرا میکرد، بسیار هیجانزده و خوشحال بود.
بهشدتخسته
او پس از کار کردن در شیفت دوگانه در بیمارستان احساس خستگی مفرط کرد.
بامزه
نمایش کمدی خندهدار تماشاگران را از ابتدا تا انتها به خنده انداخت.