کتاب 'سلوشنز' فوق متوسط - مقدمه - هوش مصنوعی - بخش 2
در اینجا واژگان از مقدمه - هوش مصنوعی - بخش 2 در کتاب Solutions Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "تنبلی کردن"، "ترجیح دادن"، "غمگین کردن"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
used for expressing that one hopes something will happen

به امید اینکه, امیدوارم، خوشبختانه، انشاءالله
تعمیرات در حال انجام است، و امیدواریم که ماشین تا فردا به جاده بازگردد.
(in theology) indifference or inactivity in moral or virtuous practice, considered a deadly sin

تنبلی
او با تنبلی که بر وظایف معنوی او تأثیر میگذاشت، مبارزه کرد.
to relax and enjoy oneself in a leisurely way, often by lying around and doing nothing productive

ولو شدن, وقت را به بطالت گذراندن
بعد از یک هفته شلوغ، او دوست دارد در ننو با یک کتاب خوب تنبلی کند.
avoiding work or activity and preferring to do as little as possible

تنبل
اخلاق کاری تنبل کارمند منجر به از دست دادن مهلتها و ارزیابیهای عملکرد ضعیف شد.
in a manner that avoids effort or exertion

باتنبلی
سگ تنبلانه در آفتاب دراز کشیده بود، به زودی گوشی را تکان میداد.
the quality of being attractive or pleasing, particularly to the eye

زیبایی
او نمیتوانست از تحسین زیبایی اثر هنری پیچیده خودداری کند.
to make something more beautiful or attractive, typically by adding decoration or enhancing its appearance

زیبا کردن
آنها برنامهریزی میکنند که میدان شهر را با مجسمهها و فوارهها زیباتر کنند.
extremely pleasing to the mind or senses

زیبا, قشنگ
غروب خورشید بر فراز اقیانوس کاملاً زیبا بود.
in a manner that is visually, aurally, or emotionally delightful or graceful

به زیبایی
باغ با فانوسهای نرم زیبا روشن شده بود.
the act of bringing something into existence

خلق, ایجاد، آفرینش
آفرینش نرمافزار جدید او صنعت را متحول کرد.
to bring something into existence or make something happen

به وجود آوردن, خلق کردن
او یک نقاشی زیبا با رنگهای زنده خلق کرد.
making use of imagination or innovation in bringing something into existence

خلاق
من خواهرم را فردی خلاق میبینم، همیشه با ایدههای جدید برای محصولاتی که در مغازهاش بفروشد میآید.
in a way that shows imagination, innovation, or originality

خلاقانه, مبتکرانه، با ابتکار
او به حل مسئله خلاقانه نزدیک شد، خارج از راهحلهای متعارف فکر کرد.
a feeling of great enjoyment and happiness

لذت, دلخوشی
بچهها با لذت فریاد زدند در حالی که در پارک بازی میکردند.
bringing enjoyment and happiness

دلپذیر, خوشایند
باغ بوی خوشایند گلهای رز و یاس دارد.
in a manner that is enjoyable or satisfying

با رضایتمندی, با خیر و خوشی
موسیقی که در پسزمینه پخش میشد به طرز خوشایندی آرامشبخش بود و فضایی آرام ایجاد میکرد.
the feeling of being sad and not happy

ناراحتی, غم
پایان فیلم در من احساس عمیقی از اندوه برجای گذاشت.
to make someone feel unhappy or disappointed

غمگین کردن, محزون کردن، متأثر کردن
شنیدن خبر فاجعه در اخبار، تمام جامعه را اندوهگین کرد.
emotionally bad or unhappy

ناراحت, غمگین
روز غمگینی بود وقتی تیم بازی قهرمانی را باخت.
in a sorrowful or regretful manner

با ناراحتی
او با اندوه خداحافظی کرد.
to make someone feel mildly shocked

غافلگیر کردن, متعجب کردن، شگفتزده کردن
همانطور که شعبدهباز حرکاتش را انجام میداد، تماشاگران با اشتیاق تماشا میکردند، منتظر چیزی بودند که آنها را غافلگیر کند.
in a way that is unexpected and causes amazement

بهطرز شگفت انگیزی, بهطور شگفتآور
فیلم پایانی به طرز شگفتانگیزی احساسی داشت، که تماشاگران را در اشک فرو برد.
to make a person feel a little angry

آزار دادن, آزردن
وقفههای مداوم او مرا عصبانی میکند.
causing slight anger

آزاردهنده, اعصابخردکن
عادت آزاردهنده ضربه زدن مداوم به پایش در طول جلسه حواس همه را پرت کرد.
in a way that causes irritation, mild anger, or discomfort

به طرز آزاردهندهای
او هر بار که سعی میکردم صحبت کنم، به طور آزاردهندهای حرفم را قطع میکرد.
to not stop something, such as a task or activity, and keep doing it

ادامه دادن
باران تمام روز ادامه داد به باریدن.
to not be able to remember something or someone from the past

فراموش کردن
سعی کنید نکات اصلی ارائه خود را فراموش نکنید.
to continue without stopping

ادامه دادن
او نگذاشت وقفهها حواسش را پرت کنند و به سادگی ادامه داد ارائه خود را.
to feel that someone or something is good, enjoyable, or interesting

دوست داشتن, خوش آمدن (از چیزی)
با وجود همه چیزهایی که برایش انجام دادم، فکر نمیکنم من را دوست داشته باشد.
to want or choose one person or thing instead of another because of liking them more

ترجیح دادن
بسیاری از مردم ترجیح میدهند غذاهای خانگی را به جای فست فود بخورند.
to bring a type of information from the past to our mind again

به یاد آوردن, به خاطر آوردن
من یادم میآید روزی که برای اولین بار ملاقات کردیم؛ یک بعدازظهر آفتابی بود.
to begin something new and continue doing it, feeling it, etc.

شروع به انجام کاری کردن
من ماه گذشته یادگیری یک زبان جدید را شروع کردم.
