کتاب 'سلوشنز' فوق متوسط - واحد 2 - 2G

در اینجا واژگان از واحد 2 - 2G در کتاب Solutions Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "شستشو"، "پاک کردن"، "جارو کردن"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' فوق متوسط
to wash [فعل]
اجرا کردن

شستن

Ex: They decided to wash their dog in the bathtub .

آنها تصمیم گرفتند سگشان را در وان بشویند.

to rinse [فعل]
اجرا کردن

آبکشی کردن

Ex: Before cooking , it 's important to rinse fruits and vegetables to remove pesticides or dirt .

قبل از پختن، مهم است که میوه‌ها و سبزیجات را شستشو دهید تا آفت‌کش‌ها یا کثیفی از بین بروند.

to dry [فعل]
اجرا کردن

خشک کردن

Ex: He dried the dishes with a clean towel .

او ظروف را با یک حوله تمیز خشک کرد.

to put away [فعل]
اجرا کردن

برگرداندن

Ex: Before leaving the office , he made sure to put away all the files .

قبل از ترک دفتر، او مطمئن شد که همه پرونده‌ها را جای خود گذاشته است.

to set [فعل]
اجرا کردن

تنظیم کردن

Ex: She set the camera to manual mode for more creative control .

او دوربین را روی حالت دستی تنظیم کرد برای کنترل خلاقانه‌تر.

to clear [فعل]
اجرا کردن

خالی کردن

Ex: Volunteers gathered to clear the beach of litter and plastic waste .

داوطلبان جمع شدند تا ساحل را از زباله و پسماند پلاستیکی پاک کنند.

to wipe [فعل]
اجرا کردن

تمیز کردن

Ex: She wiped her glasses with a microfiber cloth to remove fingerprints .

او عینک خود را با یک دستمال میکروفایبر پاک کرد تا اثر انگشت ها را پاک کند.

to buy [فعل]
اجرا کردن

خریدن

Ex: I always buy fresh products from the local farmers ' market .

من همیشه محصولات تازه را از بازار محلی کشاورزان می‌خرم.

to cook [فعل]
اجرا کردن

غذا پختن

Ex: They cook pancakes on the stove .

آن‌ها پنکیک‌ها را روی اجاق می‌پزند.

to sweep [فعل]
اجرا کردن

جارو کشیدن

Ex: Before opening the store , employees sweep the sidewalks to welcome customers .

قبل از باز کردن فروشگاه، کارکنان پیاده‌روها را جارو می‌کنند تا از مشتریان استقبال کنند.

to vacuum [فعل]
اجرا کردن

جاروبرقی کشیدن

Ex: He vacuums the car interior to keep it tidy and free from crumbs .

او داخل ماشین را جارو برقی می‌کشد تا آن را تمیز و عاری از خرده‌ها نگه دارد.

to mop [فعل]
اجرا کردن

تی کشیدن

Ex: He mops the bathroom tiles to ensure they are free from dirt and grime .

او تیمار کاشی های حمام را می کشد تا مطمئن شود که از کثیفی و چربی پاک هستند.

to scrub [فعل]
اجرا کردن

با فرچه یا برس تمیز کردن

Ex: Before painting , they scrub the walls to remove any dirt or grease .

قبل از نقاشی، آنها دیوارها را می‌سایند تا هرگونه کثیفی یا چربی را از بین ببرند.

to iron [فعل]
اجرا کردن

اتو کشیدن

Ex: After washing , she irons the tablecloth for a special dinner party .

بعد از شستن، او رومیزی را برای یک مهمانی شام ویژه اتو می‌کند.

to fold [فعل]
اجرا کردن

تا کردن

Ex: To save space , she folded the clothes and arranged them in the suitcase .

برای صرفه‌جویی در فضا، او لباس‌ها را تا کرد و در چمدان چید.

floor [اسم]
اجرا کردن

کف

Ex: She covered the floor with a colorful carpet .

او کف را با یک فرش رنگارنگ پوشاند.

dish [اسم]
اجرا کردن

ظرف

Ex: They baked a pie in a round ceramic dish .

آنها یک پای در یک ظرف سرامیکی گرد پختند.

clothes [اسم]
اجرا کردن

لباس

Ex: She received many compliments on her stylish clothes .

او برای لباس‌های شیکش تعریف‌های زیادی دریافت کرد.

table [اسم]
اجرا کردن

میز

Ex:

ما دور میز غذاخوری برای شام خانوادگی جمع شدیم.

food [اسم]
اجرا کردن

غذا

Ex: The children were hungry and eagerly devoured their food .

بچه ها گرسنه بودند و با اشتیاق غذای خود را خوردند.