کتاب 'سلوشنز' فوق متوسط - واحد 3 - 3C
در اینجا واژگان واحد 3 - 3C در کتاب Solutions Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "ارسال"، "حذف"، "پیش بینی" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
having a quality that is satisfying

خوب, مناسب
هوا خوب بود، بنابراین تصمیم گرفتند در پارک پیکنیک برگزار کنند.
to accept something to be true even without proof

باور کردن
شما نباید به همه چیزهایی که در رسانههای اجتماعی میبینید باور داشته باشید.
to come together as previously scheduled for social interaction or a prearranged purpose

دور هم جمع شدن, جایی باهم قرار گذاشتن، ملاقات کردن
دو دوست تصمیم گرفتند قبل از نمایش در سینما ملاقات کنند.
a feeling of great enjoyment and happiness

لذت, دلخوشی
کتاب برای او در بسیاری از بعدازظهرهای آرام لذت به ارمغان آورد.
to let someone or something do a particular thing

اجازه دادن
قوانین اجازه نمیدهند در این منطقه سیگار بکشید.
to tell someone our name so they can know us, or to tell them someone else's name so they can know each other, normally happening in the first meeting

معرفی کردن
اجازه دهید شما را با همسایه جدیدمان، آقای اندرسون معرفی کنم.
someone with whom one works

همکار
من اغلب از همکارم که سالها تجربه در صنعت دارد و همیشه حاضر به کمک است، مشورت میگیرم.
to go and bring a person or thing, typically at someone's request or for a specific purpose

رفتن و چیزی را آوردن
بچهها با اشتیاق دویدند تا اسباببازیهایشان را بیاورند وقتی والدینشان آنها را به داخل صدا زدند.
a group of people or things that have similar characteristics or share particular qualities

نوع, جور
فروشگاه محصولات انواع مختلف را میفروشد، از الکترونیک تا لباس.
to present or propose something to someone

ارائه کردن, پیشنهاد دادن
او با سخاوت وقت و تخصص خود را برای راهنمایی کارآفرینان مشتاق پیشنهاد داد.
used to describe a way of speaking or writing that follows traditional rules and is considered appropriate for serious or professional situations

رسمی
قرارداد به زبان رسمی تنظیم شد تا شفافیت حقوقی تضمین شود.
suitable for friendly, relaxed, casual, or unofficial occasions and situations

غیررسمی, راحتی
کارکنان یک جشن غیررسمی برای نشان دادن پایان پروژه برگزار کردند.
the system of communication by spoken or written words, that the people of a particular country or region use

زبان
آنها از منابع آنلاین برای مطالعه دستور زبان و واژگان در زبان استفاده میکنند.
to move from a person or place

دور شدن, از جایی رفتن
باران بالاخره قطع شده بود، و ابرها شروع به دور شدن کردند.
to leave a location, particularly to go on a trip or journey

راهی شدن, حرکت کردن
دانشآموزان در ایستگاه اتوبوس جمع شدند، آماده حرکت برای سفر علمی خود به موزه علوم.
to focus one's attention on something or someone in order to observe or examine them

با دقت به کسی یا چیزی نگاه کردن
او ساعتها به نقاشی نگاه کرده است، سعی در رمزگشایی معانی پنهان آن دارد.
to carefully look at something

بررسی کردن
من بررسی خواهم کرد پیشنویس نهایی گزارش را قبل از ارسال آن.
to move toward someone, usually in order to talk to them

بهطرف کسی رفتن
احساس عصبی بودن کرد، قبل از اینکه در نهایت بیاید به سمت معشوقهاش تا از او برای قرار بیرون رفتن دعوت کند.
to begin to exist or become noticeable

پدید آمدن, به وجود آمدن
احساس فوریت به وجود آمد زمانی که شرکت متوجه ضرب الاجل قریب الوقوع برای راه اندازی محصول شد.
to give information about someone or something, especially in an official manner

اطلاع دادن, آگاهی دادن
پزشک وقت گذاشت تا بیمار را از عوارض احتمالی داروی تجویز شده آگاه کند.
to agree or consent to undergo a particular process, approach, or way of handling

تسلیم شدن, پذیرفتن
تیم تصمیم گرفت به استراتژی مدیر تسلیم شود، به رهبری او اعتماد کرد.
to be an image, sign, symbol, etc. of something

بازنمایی کردن, نشان دادن
در حال حاضر، اثر هنری به طور فعال احساسات هنرمند را نمایندگی میکند.
to expect or predict that something will happen

پیشبینی کردن
او چالشهای بالقوه را پیشبینی کرد و بر همان اساس آماده شد.
to leave out or exclude something or someone, usually intentionally, from a list, text, or action

حذف کردن, از قلم انداختن
ویراستار پیشنهاد کرد که جملات زائد حذف شوند تا جریان سند بهبود یابد.
to arrange or put off an activity or an event for a later time than its original schedule

به تعویق انداختن, عقب انداختن
من قرار ملاقات دندانپزشکی خود را تا بعد از تعطیلاتم به تعویق میاندازم.
to tell a person that one is sorry for having done something wrong

عذرخواهی کردن
پس از اختلاف، او ابتکار عمل را برای عذرخواهی و ترمیم رابطه به دست گرفت.
to give a person information about something

کسی را در جریان گذاشتن, کسی را خبردار کردن
to cause a person to dislike someone or something

دلزده کردن, توی ذوق کسی زدن
آنها به دلیل قیمتهای بالا دلسرد شدند و تصمیم گرفتند در جای دیگری خرید کنند.
