خوب
کیک آنقدر خوشمزه بود که همه یک برش دوم خواستند.
در اینجا واژگان واحد 3 - 3C در کتاب Solutions Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "ارسال"، "حذف"، "پیش بینی" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
خوب
کیک آنقدر خوشمزه بود که همه یک برش دوم خواستند.
باور کردن
آنها فریب خوردند تا باور کنند که محصول یک درمان معجزهآسا است.
دور هم جمع شدن
اعضای کلاب هر دوشنبه ملاقات خواهند کرد تا رویدادها را سازماندهی کنند.
لذت
چشمانش از لذت برق میزد وقتی که مهمانی غافلگیرکننده را دید.
اجازه دادن
پارک به سگها اجازه نمیدهد، به جز حیوانات کمکی.
معرفی کردن
من میخواهم اعضای تیممان، جان و سارا را به شما معرفی کنم.
همکار
همکار من بینشهای ارزشمندی را در جلسه به اشتراک گذاشت، که به ما کمک کرد استراتژی خود را برای سه ماهه آینده اصلاح کنیم.
رفتن و چیزی را آوردن
او از دستیارش خواست که اسناد را از کابینت بایگانی بیاورد.
نوع
منوی رستوران شامل غذاهایی از انواع مختلف آشپزی است که ذائقههای مختلف را راضی میکند.
ارائه کردن
رستوران یک منوی متنوع را ارائه داد تا به ترجیحات مختلف آشپزی پاسخ دهد.
رسمی
او در مراسم یک سخنرانی رسمی ایراد کرد، که تمام پروتکلهای سنتی را رعایت میکرد.
غیررسمی
مهمانی یک گردهمایی غیررسمی از دوستان بود.
زبان
او کلاسهای زبان میرود تا مهارتهای ارتباطی خود را بهبود بخشد.
دور شدن
سگ شروع به پارس کردن کرد، نشان میداد که میخواهد غریبه برود.
راهی شدن
پس از ماهها برنامهریزی، روزی که باید به سفر جادهای میانکشوری عازم شوند، بالاخره فرا رسید.
با دقت به کسی یا چیزی نگاه کردن
پزشک به عکس رادیولوژی بیمار نگاه کرد تا آسیب را ارزیابی کند.
بررسی کردن
او با نوستالژی به آلبوم عکس قدیمی خانواده نگاه کرد.
بهطرف کسی رفتن
من همسایهام را در پارک دیدم، بنابراین نزدش رفتم تا در مورد رویداد آینده جامعه صحبت کنیم.
پدید آمدن
فقط زمانی که خورشید غروب کرد، نیاز به روشنایی اضافی در رویداد فضای باز به وجود آمد.
اطلاع دادن
تابلو در پارک بازدیدکنندگان را از قوانین و مقررات حفظ محیط زیست پاک آگاه میکند.
تسلیم شدن
دانشآموزان برای شرکت در مسابقه به قوانین تسلیم شدند.
بازنمایی کردن
لوگویی که سال گذشته طراحی کردند، نمایانگر روحیه نوآورانه شرکت بود.
پیشبینی کردن
آشپز با تجربه میتوانست نیازهای آشپزخانه را قبل از به وجود آمدن پیشبینی کند.
حذف کردن
مقاله خبری عمداً نام افراد درگیر در پرونده حساس را حذف کرد.
به تعویق انداختن
ما سفر خود را تا ماه آینده به تعویق میاندازیم.
عذرخواهی کردن
هفته گذشته، او به سرعت برای سوء تفاهم عذرخواهی کرد.
کسی را در جریان گذاشتن
دلزده کردن
آنها در ابتدا در مورد سفر هیجان زده بودند، اما نظرات بد آنها را دلسرد کرد.
متأسف
او به شدت متأسف است برای کلمات آزاردهندهای که در طول بحث گفت.